اینها رو بخوان سالم بمان :

ورود مشاورین به پنل کاربری

رمز عبور خود را بازیابی کنید.

کلمه عبور برایتان خواهد شد.

به دخت – پایگاه تخصصی دختران و زنان

آیا پدر و مادرها می دانند که وقتی در خانه و پیش چشم بچه ها با یکدیگر دعوا می کنند و گاهی در سردی روابط تا مرز طلاق عاطفی هم جلو می روند،‌ چه اثراتی بر بچه ها در سنین مختلف دارد؟
این مطلب به شما اثرات بد جدایی پدر و مادر و طلاق عاطفی آنها را توضیح می دهد.تاثیر طلاق بر فرزندان دختر

طلاق عاطفی به معنای گشوده شدن گره مهربانی و عاطفه میان زن و شوهر است . در طلاق عاطفی ، همسران از یکدیگر جدا نمی شوند و در حقیقت زیر یک سقف زندگی می کنند . اما دیگر در میان شان از عشق و صفا خبری نیست. آنان روش سرزنش را برای تخلیه ناراحتی های خود انتخاب می کنند و در نتیجه دعواها و پرخاش ها و می شود و گاه به توهین و تحقیر می انجامد . در این مرحله است که طلاق عاطفی آشکار می شود .

تاثیر طلاق عاطفی بر فرزندان در سنین مختلف

در طلاق عاطفی ، آسیب های وارده به فرزندان بسته به شرایط سنی و شخصیتی شان متفاوت است . مثلا ، اختلافات والدین و بی اعتنایی آنان به یکدیگر ، معمولا در کودکان کم سن و سال سبب می شود تا عادات غذایی آنها تغییر یابد و دچار کم اشتهایی شوند . در فرزندان بزرگتر ، اختلاف ها ممکن است آنان را به احساس گناه دچار کند و آنان فکر کنند مسبب این مشکلات اند و در نتیجه خشم و رنجش خود از این موضوع را بر روی خواهر و برادر و یا هم سن و سالان خود تخلیه کنند . وجود رابطه سرد در خانواده ، معمولا باعث          می شود نوجوانان به تماس های تلفنی طولانی با دوستان ، چت کردن و وب گردی های افراطی تمایل پیدا کنند و در نتیجه غفلت والدین ممکن است ، فرزندان به سمتی کشیده شوند که هرکاری را که دوست دارند انجام دهند و این خود سرآغازی برای آسیب های مختلف خانوادگی ـ اجتماعی است . بی عاطفگی همسران بر روی فرزندان پسر و دختر تاثیر متفاوتی دارد و معمولا در پسران با رفتارهای بیرونی و کنترل نشده و در دختران با اختلال های روانی مانند اضطراب و استرس همراه است .

انواع مشکلات فرزندان

همزمان با باز شدن چشم نوزاد به این دنیا اولین دریافت های او از جهان اطرافش شناخت مادر و پدر است و این چنین اولین تعاملات آدمی با محیط ، از کانون خانواده آغاز می شود و میزان سلامتی جسمی ـ روحی و روانی هر کودکی به ویژه  به ارتباطش با خانواده وابسته است . کودکانی که در خانواده کم محبت و سرد بزرگ می شوند ، به انواع مشکلات و آسیب های اجتماعی دچار می شوند . مشکلاتی روحی ـ روانی که بازتاب اولیه آن با شیطنت های آزاردهنده کودک ، دروغگویی ها و گستاخی ها و همچنین حرف نشیدن های مکرر آغاز می شود و به دنبال آن انواع عقده های درونی ، درگیری های بیرونی و بسیاری از حالات و رفتارهای زشت و زننده نمودار می شود .

اضطراب و فشارهای روحی در کودکان به عوامل مختلفی بستگی دارد ، که از جمله مهم ترین آنها ، چگونگی روابط اعضای خانواده با یکدیگر است ، زمانی که فقدان رابطه ای گرم و با صفا در کانون خانواده حس می شود ، حتی کودکان در سنین بسیار کم متوجه آن شده ، بسیار مضطرب می شوند . گاه پدر یا مادر با «دردل کردن» کمبود محبت و سردی زندگی عاطفی خود را با کودک یا فرزند نوجوان شان در میان می گذارند ، که این نیز سبب اضطراب و ترس در بچه ها می شود . چرا که فرزندان دوست ندارند ، جانب یکی از والدین را بگیرند و دیگری را از دست بدهند . کودکان به گرمای محبت همه اعضای خانواده نیاز دارد و ارتباط      محبت آمیز اعضای خانواده و حتی روابط گرم فامیل ، سبب ایجاد امنیت روحی ـ روانی کودکان می شود . زیرا احساس می کنند که در تنگناهای زندگی ، خانواده و نزدیکان به یکدیگر کمک کرده ، پشتیبان واقعی هم خواهند بود و این احساس داشتن حامی ، امنیت خاطر کودکان را تامین می کند . ارتباط والدین و فرزندان و گرمای محبت در همسران باعث می شود خانواده شاداب تر باشد . اما رابطه سرد روزمره خانواده ، بر روح و جسم فرزندان تاثیر منفی می گذارد ، آنان را نگران ساخته ، افکارشان را به هم می ریزد و این عملکرد نادرست خانواده ، ترس و اضطراب آنان را افزایش می دهد . معمولا فشارهای روحی مولد اضطراب بوده ، اضطراب نیز باعث عدم تمرکز ، انزواجویی ، بداخلاقی ، مشکلات خواب ، کم خوری ، کم شدن حافظه ، یبوست ، کاهش ورن و می شود . پس تربیت درست فرزندان به صورت عمیقی دچار اختلال خواهد شد . اضطراب پدر و مادر به اضطراب و فشار روحی در کودکان دامن زده به سرعت به فرزندان منتقل می شود . زیرا در موقعیت های گوناگون ، کودکان حالت و رفتار خود را از حالت پدر و مادر می گیرند . بنابراین والدین در مرحله نخست باید به حل و فصل مشکلات خویش بپردازند و با ساختن محفلی گرم و پر از عاطفه ،     زمینه های رشد و تربیت صحیح کودکان را فراهم آورند .

محیط خانواده و روابط پر از درگیری پدر و مادر ، می تواند به پرخاشگری کودکان خصوصا در سنین پایین منجر شود . از آنجایی که فرزندان ، بسیاری از رفتارها و گفتارهایشان را با تقلید کردن از بزرگترها یاد            می گیرند و از هر کس ، والدین خویش را الگو قرار می دهند ، با پرخاش کردن یکی از والدین یا هر دوی آنها ، کودک نیز تا حد فراوانی به آنان شبیه خواهد شد . گاه روابط سرد همسران سبب بی توجهی شان به کودک می شود . در نتیجه زمانی که کودک خواسته ای دارد و والدین به خواسته او توجه نمی کنند ، او نیز ممکن است با داد و فریاد ، کتک کاری و با استفاده از راه های پرتنش سعی کند نظر والدین را به سمت خود جلب کند . بی توجهی به نیازهای ضروری و بر حق کودکان باعث می شود ، در اندک زمانی بچه ها عصبانی و پرخاشگر شده ، برای جلب توجه دیگران ، از رفتار پرخاش جویانه استفاده کنند .

فرزندان در سنین مختلف به محبت و عشق ورزی والدین نیاز دارند ، زمانی که سرای خانواده به سردی و    بی روحی دچار می شود ، بچه ها به افراد و مکان های دیگر علاقمند شده ، سعی می کنند به سرگرمی های بیرون از منزل روی آورند . گاهی فرزندان طلاق عاطفی ، حضور و همنشینی با دیگران را مثل پدربزرگ و مادربزرگ در کنار والدین خود بودن ترجیح می دهند . بچه ها در هر سنی که باشند به شدت نیازمند      محبت اند . اگر آن را در خانه و خانواده خویش نیابند ، هر کس که مهر و عاطفه ای بخشید ، به سوی او جذب می شوند و از حضور او خرسند می شوند . مشکل زمانی آغاز می شود که فرزندان در خارج از منزل و محیط خانواده و در میان افراد بیگانه و نه چندان قابل اعتماد به جستجوی محبت بپردازند که در این صورت امکان وقوع آسیب های اجتماعی برای آنها بسیار می شود .

افت تحصیلی فرزندان ، از دلایل مختلفی نشأت می گیرد . یکی از این عوامل انتقام جویی فرزندانی است که احساس سرشکستگی کرده ، می بینند مورد توجه پدر و مادر نیستند . زمانی که فرزند می بیند که والدین به او و خواسته هایش توجهی ندارند ، تصمیم می گیرد با درس نخواندن به تقابل با والدین و انتقام جویی از آنها بپردازد . همچنین دلایلی چون مشکلات روحی و عدم آرامش ، نبودن فضای مناسب روحی برای درس خواندن ، کمبود محبت و عشق ، احساس غربت و بی کسی و سبب می شود که دیگر ، فرزندان تمرکز لازم را نداشته باشند و این عدم تمرکز ، از مؤلفه های مهم در افت تحصیلی به شمار می رود . اختلاف پدر و مادر بلایی خانمان سوز است که بر روح و روان کودک ، تأثیری بسیار منفی می گذارد . دعواهای لفظی ، درگیری فیزیکی ، بی محبتی و سردی و بی اعتنایی همسران ، گاهی به جایی می رسد که فرزندان با التماس درخواست می کنند که والدین دعوا را کنار بگذارند . این نوع نگرانی ها به طور حتم در تمام بره های زندگی ، به خصوص تحصیل فرزندان که عامل مهمی در آینده شان است ، اثرگذار خواهد بود .

از دیگر پیامدهای جدایی عاطفی پدر و مادر ، افتادن به دام روزمرگی است که سبب می شود توجه شان نسبت به همسر و فرزندان کاهش یابد . در این زمان ، هماهنگی والدین در تربیت فرزندان از میان می رود و بر اثر برخوردهای مختلف و روش های تربیتی متفاوت والدین ، کودک دچار تعارض می شود . در این شرایط کودک مجبور است یکی را انتخاب کرده ، به خواسته پدر یا مادر تن دهد . پس در سردرگمی بین خواسته و نظر پدر یا مادر ، توان انتخاب را نداشته ، دچارالتهاب درونی و تعارض روحی می شود . در زمینه اختلاف و درگیری میان والدین نیز کودک در می ماند که جانب کدام یک را بگیرد به این ترتیب کودک در ازدحام احساس تعارض و دوگانگی به سردرگمی و گیجی دچار می شود و به دلیل عدم توانایی در خارج شدن از این وضعیت ، احساس آرامش و تمرکز در زندگی و امر تحصیل روبه افول می گذارد و در نتیجه وضعیتی بحرانی تر دامن گیر خانواده می شود .

کودکان آنگونه خواهند بود که « ما هستیم » نه آنگونه که « ما دوست داریم » یا آرزو می کنیم . آنان در مراحل مختلف زندگی از والدین خویش الگوبرداری می کنند و صحنه ها یا خاطرات قبلی زندگی شان با والدین همانند فیلمی از نظرشان می گذارد .

به یاد داشته باشیم کودک امروز همان مادر و پدر فرداست و آنچه در این زندگی آموخته ، در زندگی فردای خود مصرف می کند . رفتارها و واکنش های ناسب ، بدرفتاری ها ، سردی زندگی ، ناآگاهی از چگونه عشق ورزیدن و بسیاری از مسائل دیگر ، پیامد طلاق عاطفی پدران و مادرانی است که امروز بی توجه به آینده خود و فرزندانشان در هیاهوی زندگی روزمره گم شده اند و تنها هدف آنان فراهم نمودن احتیاجات مادی و جسمی کودکان خویش است .

/انتهای متن/

فریبا علیزاده متولد سال 1364 در تهران. دارای تحصیلات کارشناسی روانشناسی مشاوره و کارشناسی ارشد روانشناسی است.
سابقه مشاوره های فردی و گروهی ، مدرس مهارت های زندگی، مشاوره مهد کودک، مربی کارگاه مادر و کودک، آزمونگر و مشاور خانواده
ایشان مقاله اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان زنان در مجله علمی – پژوهشی انجمن روانشناسان ایران منتشر کردند.

رمان / بدون توهرگز 1

رمان/ بدون تو هرگز 4

داستان/ ستاره

9 راهکار خوب برای یک مهمانی دلپذیر نوروزی همراه با بچه ها

آخرین مطالب

سرگردانی دختران اروپایی در کمپ تروریست‌های داعش!


چرا باردار نمی شوم؟


زن و دفاع مقدس، تار و پود در هم تنیده


8 عامل فروپاشی خانواده

آدم چیزی رو که دوست داره باید در راه خدا بده! + تصویر

هر جا مردی برای زن حرمت قائل می‌شود، از سفره اهل بیت(ع) روزی خورده است


حکم لایک عکس بی حجاب + تصویر

ورود مشاورین به پنل کاربری

رمز عبور خود را بازیابی کنید.

کلمه عبور برایتان خواهد شد.

پدیده‌ طلاق‌ پدیده‌ای‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ آمارش‌ نه‌ تنها در مملكت‌ ما، بلكه‌ در تمام‌ جهان‌ رو به‌ افزایش‌ است‌. مشكلاتی‌ از قبیل‌ فقر، عدم‌ درك‌ متقابل‌، دخالت‌ خانواده‌، اعتیاد، ازدواج‌ مجدد و غیره‌ عواملی‌ هستند كه‌ این‌ آمار را بالا می ‌برند و كافی‌ است‌ كه‌ در این‌ میان‌ یك‌ راهنمای‌ درست‌ و منطقی‌ وجود نداشته‌ باشد، گرچه‌ این‌ روزها طلاق‌ چیزی‌ شبیه‌ به‌ مُد شده‌ تا یک پدیده‌. به‌ امید روزی‌ كه‌ هیچ‌ گاه‌ شاهد چنین‌ اتفاقات‌ تلخی‌ نباشیم‌.

تأثیرات طلاق در فرزندان را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی كرد:

?ـ ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:

تاثیر طلاق بر فرزندان دختر

( وسواس تكرار بدون اراده و افراطی اعمال و كارهای روزمره است )

?ـ بروز افسردگی در كودكان و نوجوانان: در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درك كمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.

?ـ به وجود آوردن زمینه های اضطراب: در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفكر در مورد بره ریزی مدون برای حركت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.

?ـ ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان: نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امكان مذاكره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی كه خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند كاملاً مشهود است.

?ـ بی قراری: این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی كه شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده می شود. حالتی كه فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریك پذیر است یعنی حتی در مقابل محرك های ضعیف عكس العمل شدید نشان می دهد.

?ـ حسادت سوءظن و سماجت، در نوجوانان خانواده هایی كه والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت و زیاده از حد نشان می دهند.

طلاق در بسیاری از موارد و مواقع ضروری است و زوجین ناگزیر به قبول این امر هستند. ولی در اغلب موارد جدایی ها در نتیجه توقعات بیجای احساسی، اقتصادی و عاطفی زوجین از همدیگر، سوءظن و بدبینی بی مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگی، حسادت بیش از حد زن و شوهر، پرخاشگری و تندخویی زن یا مرد و غرور و خودخواهی بی مورد صورت می گیرد.

بدیهی است درگیری های خانوادگی و مشاجره های پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر كودكان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارند و در رفتارهای پرخاشگرانه كودكان و نوجوانان اثر مزمن بر جای خواهد گذاشت. به طور كلی كودكان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا كمتر سست می شود و افسردگی و ملال، كوتاه مدت و زودگذر است. در حالی كه آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران است و مشكلات ناسازگاری در تشكیل خانواده را به وجود می آورد.

آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمی آید این است كه دختران خانواده های تك سرپرست یعنی آنها كه فقط با پدر یا مادر به سر می برند در معرض عوارض طلوبی چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترك تحصیل قراردارند. این امر در مورد گروه های اجتماعی و طبقاتی نیز صدق می كند.

سوتیتر 1

البته وقتی پای ادری و ناپدری به میان می آید تحول و پیچیدگی خاصی در زندگی كودكان و نوجوانان به وجود می آید.

آشنایی كودك و نوجوان با بستگان جدید، خواهرها، برادرها، دایی ها و عموهای نانتی گرچه گستره ای از دنیای تازه و متفاوت به وجود می آورد ولی اغلب فرزندان در جوار ناپدری و ادری احساس خوشبختی و شادمانی نمی كنند. گرچه ممكن است زن یا شوهر با همسر جدید خود كاملاً خوشبخت باشد.

در ایران بچه های فراری و نوجوانان ساكن در كانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق تشكیل می دهند . بچه هایی كه فقط با پدر یا مادر خود زندگی می كنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اكثر قربانیان طلاق كه همان كودكان و نوجوانان هستند به مادران خود نزدیك هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود مثل یك خویشاوند رفتار می كند تا فرزند حال آنكه مادر هرگز از كودكش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد. به قول یك جامعه شناس «هر طلاق مرگ تمدن كوچك خانواده است» اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرایط خاصی از زندگی مشترك باید پذیرا بود. براساس قوانین اجتماع احترام به آزادی های فردی ضرورتی اجتناب ناپذیر است ولی قبل از هر جدایی به میوه های نارس درخت زندگی بیندیشیم، نگذاریم ناهنجاری های جامعه آنها را مسموم كند. تعجیل در داشتن فرزند در سال های خطر زندگی مشترك (سال های اول و دوم اصولاً سال های خطر برای زوج های جوان به شمار می رود) كه ظاهراً برای تحكیم مبانی خانواده انجام می پذیرد كاری است كه باید با تعمق صورت بگیرد زیرا در صورتی كه به علل مختلف یاد شده بین زوجین جدایی روی دهد نخستین قربانیان، فرزندانی خواهند بود كه از نفاق و تفرقه زوجین به جای مانده اند. پس بیاییم عاقلانه بیندیشیم تا:

ـ ازدواج با بصیرت و بررسی صورت پذیرد.

ـ گروه های شغلی و طبقاتی مدنظر دختر، پسر و خانواده های آنان قرار گیرد.

ـ صداقت در گفتار ملاك باشد و از هرگونه دروغ مصلحتی برای ایجاد زمینه های وصلت جلوگیری شود.

ـ ملاك گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد.

ـ شناخت كافی از خصوصیات اخلاقی، روحی و خانوادگی زوجین حاصل شود.

ـ سادگی، بی پیرایگی، قناعت، صبوری و محبت ستون های زندگی مشترك و زناشویی را تشكیل دهد.

ـ در این صورت جغد طلاق بر بام زندگی ها نخواهد نشست و باد خزان در بوستان های زندگی وزیدن نخواهد گرفت.

بهتر است برای ساماندهی به وضعیت زندگی كودكان و نوجوانان تك سرپرست كه ناگزیرند زیر نظر پدر یا مادر خود زندگی كنند «واحد مددكاران ویژه طلاق» تشكیل شود تا قبل از صدور حكم پدران و مادران را در اعمال و رفتاری كه باید بعد از طلاق با فرزندان خود داشته باشند توجیه كنند. به پدران و مادران باید آموزش داده شود كه از بدگویی و بازگویی عیوب و نقایص یكدیگر پیش فرزندان خود (بعد از اجرای حكم طلاق) احتراز نموده و مظلوم نمایی نكنند، چون فرزند باید واقعیت جدایی پدر و مادر را به عنوان یك الزام و ضرورت زندگی پذیرا باشد و جایگاه حرمت متقابل پدر و مادر را حفظ كند.

تداوم ارتباط و تماس مددكاران ویژه طلاق با خانواده فرزندان تك سرپرست برای بررسی و حل مشكلات روانی ـ اجتماعی در سال های بعد از طلاق ضرورت دیگری است كه از معضلات و نارسایی های احتمالی كودكان و نوجوانان جلوگیری می كند. بدیهی است گروه مددكاران ویژه طلاق باید دوره های كوتاه مدت روان شناسی كودك، روان شناسی خانواده و روان شناسی اجتماعی را بگذرانند و با مسائل بزهكاری و ناهنجاری های كودكان و نوجوانان آشنا شوند.

bbمنبع

بچه های طلاق- دکتر تایبر – مترجم : تورانداخت تمدن ، با مقدمه ای از دکتر قاسم قاضی- انتشارات : خاتون

لینک ها

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید

طلاق ، سرنوشتی ابهام آمیز برای كودكان

طلاق؛ رهایی یا نابسامانی

حق طلاق با کیست؟

کتاب های«روان شناسی»، «خانواده» ، «کودکان»، «زنان» و «متفرقه» در فروشگاه اینترنتی تبیان

سوتیتر 1

بچه هایی كه فقط با پدر یا مادر خود زندگی می كنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اكثر قربانیان طلاق كه همان كودكان و نوجوانان هستند به مادران خود نزدیك هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود مثل یك خویشاوند رفتار می كند تا فرزند حال آنكه مادر هرگز از كودكش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد.

9

اینها رو بخوان سالم بمان :

پاسخی بگذارید