اینها رو بخوان سالم بمان :

خواص دارویی و گیاهی

مجازات مرتد ملی
مجازات مرتد ملی

مُرْتَد مِلّی به فردی گفته می‌شود که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر یا مادرش یا هر دومسلمان نباشند و بعد از بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. مجازات مرتد ملی، ممنوعیت از تصرف در اموال و فسخ ازدواج است و در صورتی که مرد مرتد ملی توبه نکند، قتل است. اما مرتد ملی زن، تا زمانی که توبه کند زندانی می‌شود. به نظر بسیاری از فقها مهلت زمان توبه، سه روز است.

مرتد ملی یکی از اقسام ارتداد است[۱] و در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد نشده باشد، اما اسلام را اختیار کرده باشد و سپس از اسلام، روی‌گردان شده و کافر شده باشد.[۱] فقها در خصوص زمان اسلامِ پدر و مادر مرتد ملی اختلاف دارند:

به نظر بسیاری از فقهای شیعه، توبه مرد یا زن مرتد ملی مورد قبول است و باعث سقوط مجازات‌های آن‌ها می‌شود. مرتد ملی اگر مرد بود و توبه نکرد، کشته می‌شود اما اگر زن بود تا زمانی که توبه کند، زندانی می‌شود. توبه مرتد ملی با کلامی محقق می‌شود که نشان دهد فرد مرتد از آنچه که انکار کرده، برگشته است و نیازی به تبری از غیر آن نیست. مثلا اگر خدا و پیامبر را انکار کرده، باید شهادتین، یعنی «أشهد أن لا إلٰه إلّا اللّٰه و أنّ محمّداً رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم» را بگوید. در مورد انکار موارد دیگر نیز باید سخنی بیان کند که نشان دهد از آنچه انکار کرده، برگشته است.[۳]

ارتداد، حرام و یکی از گناهان کبیره است که برای آن علاوه بر عقوبت‌های اخروی، مجازات‌هایی در دنیا[۴] تعیین شده است:

مرتد ملی مرد اگر توبه کند، بخشیده شده اما اگر توبه نکند کشته می‌شود. مرتد ملی زن در صورت توبه‌نکردن زندانی می‌شود. در زندان به او لباس‌های خشن پوشانده می‌شود و در وقت‌های نماز تنبیه می‌شود تا زمانی که توبه کند یا بر همان حال از دنیا برود.[۵] در صورت توبه مرتد و تکرار ارتداد، تعدادی از فقها معتقدند در چهارمین بار اعدام می‌شود اما برخی دیگر از فقها گفته‌اند که زن مرتد هر چند بار ارتدادش تکرار شود اعدام نمی‌شود.[۶]

مجازات مرتد ملی

اموال مرتد ملی بین ورثه تقسیم نمی‌شود اما بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که مرتد ملی تا زمانی که توبه نکند، از تصرف و استفاده در اموالش ممنوع است؛ چرا که ارتداد باعث ممنوعیت از تصرف «حِجْر» می‌شود. بنابراین اگر توبه کرد اموالش به او پس داده می‌شود ولی اگر توبه نکند و کشته شود، اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود.[۷] البته برخی از فقها با این مسأله مخالفت کرده‌اند و معتقدند که نمی‌توان مرتد فطری را از تصرف در اموالش ممنوع کرد.[۸]

به نظر بسیاری از فقها، تحقق ارتداد ملی باعث از بین رفتن عقد ازدواج می‌شود. بر این اساس اگر دخولی صورت نگرفته باشد، عقد به محض اثبات ارتداد، فسخ می‌شود اما اگر دخول صورت گرفته باشد عقد ازدواج بعد از تمام‌شدن عده زن فسخ می‌شود.[۹] صاحب جواهر مدعی شده که همه فقها قائل به این مساله هستند. بر این اساس اگر مرد مرتد ملی توبه کند در صورت اول و همچنین در صورتی که عده زن تمام شده باشد برای رجوع به زنش نیاز به عقد دیگری دارد اما اگر عده همسرش تمام نشده باشد می‌تواند رجوع کند و نیازی به خواندن صیغه عقد نیست[۱۰]

اثبات ارتداد زن، چه ملی باشد چه فطری نیز باعث فسخ عقد ازدواج می‌شود. در صورتی که دخول، هنوز صورت نگرفته باشد به محض اثبات ارتداد عقد فسخ می‌شود اما در صورتی که دخول صورت گرفته باشد بعد از تمام شدن عده و عدم توبه زن عقد فسخ خواهد شد. به نظر فقها چون عده زن در این حالت عده رجعی است مرد نمی‌تواند تا تمام شدن عده و عدم توبه زن با خواهر زن مرتد ازدواج کند.[۱۱]

بنا به تصریح شیخ طوسی و بسیاری دیگر از فقها، زن مرتد نمی‌تواند چه با مسلمان و چه با کافر ازدواج کند.[۱۲]ا اما در ازدواج مرد مرتد ملی اختلاف وجود دارد، برخی از فقها همچون شیخ طوسی، محقق کرکی و علامه حلی قائل به عدم صحت ازدواجش هستند.[۱۳] اما در مقابل آیت‌الله خویی ازدواج مرد مرتد را با کافر صحیح می‌داند.[۱۴]


مُرْتَد مِلّی به فردی گفته می‌شود که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر یا مادرش یا هر دومسلمان نباشند و بعد از بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. مجازات مرتد ملی، ممنوعیت از تصرف در اموال و فسخ ازدواج است و در صورتی که مرد مرتد ملی توبه نکند، قتل است. اما مرتد ملی زن، تا زمانی که توبه کند زندانی می‌شود. به نظر بسیاری از فقها مهلت زمان توبه، سه روز است.

مرتد ملی یکی از اقسام ارتداد است[۱] و در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد نشده باشد، اما اسلام را اختیار کرده باشد و سپس از اسلام، روی‌گردان شده و کافر شده باشد.[۱] فقها در خصوص زمان اسلامِ پدر و مادر مرتد ملی اختلاف دارند:

به نظر بسیاری از فقهای شیعه، توبه مرد یا زن مرتد ملی مورد قبول است و باعث سقوط مجازات‌های آن‌ها می‌شود. مرتد ملی اگر مرد بود و توبه نکرد، کشته می‌شود اما اگر زن بود تا زمانی که توبه کند، زندانی می‌شود. توبه مرتد ملی با کلامی محقق می‌شود که نشان دهد فرد مرتد از آنچه که انکار کرده، برگشته است و نیازی به تبری از غیر آن نیست. مثلا اگر خدا و پیامبر را انکار کرده، باید شهادتین، یعنی «أشهد أن لا إلٰه إلّا اللّٰه و أنّ محمّداً رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم» را بگوید. در مورد انکار موارد دیگر نیز باید سخنی بیان کند که نشان دهد از آنچه انکار کرده، برگشته است.[۳]

ارتداد، حرام و یکی از گناهان کبیره است که برای آن علاوه بر عقوبت‌های اخروی، مجازات‌هایی در دنیا[۴] تعیین شده است:

مرتد ملی مرد اگر توبه کند، بخشیده شده اما اگر توبه نکند کشته می‌شود. مرتد ملی زن در صورت توبه‌نکردن زندانی می‌شود. در زندان به او لباس‌های خشن پوشانده می‌شود و در وقت‌های نماز تنبیه می‌شود تا زمانی که توبه کند یا بر همان حال از دنیا برود.[۵] در صورت توبه مرتد و تکرار ارتداد، تعدادی از فقها معتقدند در چهارمین بار اعدام می‌شود اما برخی دیگر از فقها گفته‌اند که زن مرتد هر چند بار ارتدادش تکرار شود اعدام نمی‌شود.[۶]

مجازات مرتد ملی

اموال مرتد ملی بین ورثه تقسیم نمی‌شود اما بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که مرتد ملی تا زمانی که توبه نکند، از تصرف و استفاده در اموالش ممنوع است؛ چرا که ارتداد باعث ممنوعیت از تصرف «حِجْر» می‌شود. بنابراین اگر توبه کرد اموالش به او پس داده می‌شود ولی اگر توبه نکند و کشته شود، اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود.[۷] البته برخی از فقها با این مسأله مخالفت کرده‌اند و معتقدند که نمی‌توان مرتد فطری را از تصرف در اموالش ممنوع کرد.[۸]

به نظر بسیاری از فقها، تحقق ارتداد ملی باعث از بین رفتن عقد ازدواج می‌شود. بر این اساس اگر دخولی صورت نگرفته باشد، عقد به محض اثبات ارتداد، فسخ می‌شود اما اگر دخول صورت گرفته باشد عقد ازدواج بعد از تمام‌شدن عده زن فسخ می‌شود.[۹] صاحب جواهر مدعی شده که همه فقها قائل به این مساله هستند. بر این اساس اگر مرد مرتد ملی توبه کند در صورت اول و همچنین در صورتی که عده زن تمام شده باشد برای رجوع به زنش نیاز به عقد دیگری دارد اما اگر عده همسرش تمام نشده باشد می‌تواند رجوع کند و نیازی به خواندن صیغه عقد نیست[۱۰]

اثبات ارتداد زن، چه ملی باشد چه فطری نیز باعث فسخ عقد ازدواج می‌شود. در صورتی که دخول، هنوز صورت نگرفته باشد به محض اثبات ارتداد عقد فسخ می‌شود اما در صورتی که دخول صورت گرفته باشد بعد از تمام شدن عده و عدم توبه زن عقد فسخ خواهد شد. به نظر فقها چون عده زن در این حالت عده رجعی است مرد نمی‌تواند تا تمام شدن عده و عدم توبه زن با خواهر زن مرتد ازدواج کند.[۱۱]

بنا به تصریح شیخ طوسی و بسیاری دیگر از فقها، زن مرتد نمی‌تواند چه با مسلمان و چه با کافر ازدواج کند.[۱۲]ا اما در ازدواج مرد مرتد ملی اختلاف وجود دارد، برخی از فقها همچون شیخ طوسی، محقق کرکی و علامه حلی قائل به عدم صحت ازدواجش هستند.[۱۳] اما در مقابل آیت‌الله خویی ازدواج مرد مرتد را با کافر صحیح می‌داند.[۱۴]


مُرْتَد مِلّی به فردی گفته می‌شود که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر یا مادرش یا هر دومسلمان نباشند و بعد از بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. مجازات مرتد ملی، ممنوعیت از تصرف در اموال و فسخ ازدواج است و در صورتی که مرد مرتد ملی توبه نکند، قتل است. اما مرتد ملی زن، تا زمانی که توبه کند زندانی می‌شود. به نظر بسیاری از فقها مهلت زمان توبه، سه روز است.

مرتد ملی یکی از اقسام ارتداد است[۱] و در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد نشده باشد، اما اسلام را اختیار کرده باشد و سپس از اسلام، روی‌گردان شده و کافر شده باشد.[۱] فقها در خصوص زمان اسلامِ پدر و مادر مرتد ملی اختلاف دارند:

به نظر بسیاری از فقهای شیعه، توبه مرد یا زن مرتد ملی مورد قبول است و باعث سقوط مجازات‌های آن‌ها می‌شود. مرتد ملی اگر مرد بود و توبه نکرد، کشته می‌شود اما اگر زن بود تا زمانی که توبه کند، زندانی می‌شود. توبه مرتد ملی با کلامی محقق می‌شود که نشان دهد فرد مرتد از آنچه که انکار کرده، برگشته است و نیازی به تبری از غیر آن نیست. مثلا اگر خدا و پیامبر را انکار کرده، باید شهادتین، یعنی «أشهد أن لا إلٰه إلّا اللّٰه و أنّ محمّداً رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم» را بگوید. در مورد انکار موارد دیگر نیز باید سخنی بیان کند که نشان دهد از آنچه انکار کرده، برگشته است.[۳]

ارتداد، حرام و یکی از گناهان کبیره است که برای آن علاوه بر عقوبت‌های اخروی، مجازات‌هایی در دنیا[۴] تعیین شده است:

مرتد ملی مرد اگر توبه کند، بخشیده شده اما اگر توبه نکند کشته می‌شود. مرتد ملی زن در صورت توبه‌نکردن زندانی می‌شود. در زندان به او لباس‌های خشن پوشانده می‌شود و در وقت‌های نماز تنبیه می‌شود تا زمانی که توبه کند یا بر همان حال از دنیا برود.[۵] در صورت توبه مرتد و تکرار ارتداد، تعدادی از فقها معتقدند در چهارمین بار اعدام می‌شود اما برخی دیگر از فقها گفته‌اند که زن مرتد هر چند بار ارتدادش تکرار شود اعدام نمی‌شود.[۶]

مجازات مرتد ملی

اموال مرتد ملی بین ورثه تقسیم نمی‌شود اما بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که مرتد ملی تا زمانی که توبه نکند، از تصرف و استفاده در اموالش ممنوع است؛ چرا که ارتداد باعث ممنوعیت از تصرف «حِجْر» می‌شود. بنابراین اگر توبه کرد اموالش به او پس داده می‌شود ولی اگر توبه نکند و کشته شود، اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود.[۷] البته برخی از فقها با این مسأله مخالفت کرده‌اند و معتقدند که نمی‌توان مرتد فطری را از تصرف در اموالش ممنوع کرد.[۸]

به نظر بسیاری از فقها، تحقق ارتداد ملی باعث از بین رفتن عقد ازدواج می‌شود. بر این اساس اگر دخولی صورت نگرفته باشد، عقد به محض اثبات ارتداد، فسخ می‌شود اما اگر دخول صورت گرفته باشد عقد ازدواج بعد از تمام‌شدن عده زن فسخ می‌شود.[۹] صاحب جواهر مدعی شده که همه فقها قائل به این مساله هستند. بر این اساس اگر مرد مرتد ملی توبه کند در صورت اول و همچنین در صورتی که عده زن تمام شده باشد برای رجوع به زنش نیاز به عقد دیگری دارد اما اگر عده همسرش تمام نشده باشد می‌تواند رجوع کند و نیازی به خواندن صیغه عقد نیست[۱۰]

اثبات ارتداد زن، چه ملی باشد چه فطری نیز باعث فسخ عقد ازدواج می‌شود. در صورتی که دخول، هنوز صورت نگرفته باشد به محض اثبات ارتداد عقد فسخ می‌شود اما در صورتی که دخول صورت گرفته باشد بعد از تمام شدن عده و عدم توبه زن عقد فسخ خواهد شد. به نظر فقها چون عده زن در این حالت عده رجعی است مرد نمی‌تواند تا تمام شدن عده و عدم توبه زن با خواهر زن مرتد ازدواج کند.[۱۱]

بنا به تصریح شیخ طوسی و بسیاری دیگر از فقها، زن مرتد نمی‌تواند چه با مسلمان و چه با کافر ازدواج کند.[۱۲]ا اما در ازدواج مرد مرتد ملی اختلاف وجود دارد، برخی از فقها همچون شیخ طوسی، محقق کرکی و علامه حلی قائل به عدم صحت ازدواجش هستند.[۱۳] اما در مقابل آیت‌الله خویی ازدواج مرد مرتد را با کافر صحیح می‌داند.[۱۴]


مُرْتَد مِلّی به فردی گفته می‌شود که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر یا مادرش یا هر دومسلمان نباشند و بعد از بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. مجازات مرتد ملی، ممنوعیت از تصرف در اموال و فسخ ازدواج است و در صورتی که مرد مرتد ملی توبه نکند، قتل است. اما مرتد ملی زن، تا زمانی که توبه کند زندانی می‌شود. به نظر بسیاری از فقها مهلت زمان توبه، سه روز است.

مرتد ملی یکی از اقسام ارتداد است[۱] و در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد نشده باشد، اما اسلام را اختیار کرده باشد و سپس از اسلام، روی‌گردان شده و کافر شده باشد.[۱] فقها در خصوص زمان اسلامِ پدر و مادر مرتد ملی اختلاف دارند:

به نظر بسیاری از فقهای شیعه، توبه مرد یا زن مرتد ملی مورد قبول است و باعث سقوط مجازات‌های آن‌ها می‌شود. مرتد ملی اگر مرد بود و توبه نکرد، کشته می‌شود اما اگر زن بود تا زمانی که توبه کند، زندانی می‌شود. توبه مرتد ملی با کلامی محقق می‌شود که نشان دهد فرد مرتد از آنچه که انکار کرده، برگشته است و نیازی به تبری از غیر آن نیست. مثلا اگر خدا و پیامبر را انکار کرده، باید شهادتین، یعنی «أشهد أن لا إلٰه إلّا اللّٰه و أنّ محمّداً رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم» را بگوید. در مورد انکار موارد دیگر نیز باید سخنی بیان کند که نشان دهد از آنچه انکار کرده، برگشته است.[۳]

ارتداد، حرام و یکی از گناهان کبیره است که برای آن علاوه بر عقوبت‌های اخروی، مجازات‌هایی در دنیا[۴] تعیین شده است:

مرتد ملی مرد اگر توبه کند، بخشیده شده اما اگر توبه نکند کشته می‌شود. مرتد ملی زن در صورت توبه‌نکردن زندانی می‌شود. در زندان به او لباس‌های خشن پوشانده می‌شود و در وقت‌های نماز تنبیه می‌شود تا زمانی که توبه کند یا بر همان حال از دنیا برود.[۵] در صورت توبه مرتد و تکرار ارتداد، تعدادی از فقها معتقدند در چهارمین بار اعدام می‌شود اما برخی دیگر از فقها گفته‌اند که زن مرتد هر چند بار ارتدادش تکرار شود اعدام نمی‌شود.[۶]

مجازات مرتد ملی

اموال مرتد ملی بین ورثه تقسیم نمی‌شود اما بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که مرتد ملی تا زمانی که توبه نکند، از تصرف و استفاده در اموالش ممنوع است؛ چرا که ارتداد باعث ممنوعیت از تصرف «حِجْر» می‌شود. بنابراین اگر توبه کرد اموالش به او پس داده می‌شود ولی اگر توبه نکند و کشته شود، اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود.[۷] البته برخی از فقها با این مسأله مخالفت کرده‌اند و معتقدند که نمی‌توان مرتد فطری را از تصرف در اموالش ممنوع کرد.[۸]

به نظر بسیاری از فقها، تحقق ارتداد ملی باعث از بین رفتن عقد ازدواج می‌شود. بر این اساس اگر دخولی صورت نگرفته باشد، عقد به محض اثبات ارتداد، فسخ می‌شود اما اگر دخول صورت گرفته باشد عقد ازدواج بعد از تمام‌شدن عده زن فسخ می‌شود.[۹] صاحب جواهر مدعی شده که همه فقها قائل به این مساله هستند. بر این اساس اگر مرد مرتد ملی توبه کند در صورت اول و همچنین در صورتی که عده زن تمام شده باشد برای رجوع به زنش نیاز به عقد دیگری دارد اما اگر عده همسرش تمام نشده باشد می‌تواند رجوع کند و نیازی به خواندن صیغه عقد نیست[۱۰]

اثبات ارتداد زن، چه ملی باشد چه فطری نیز باعث فسخ عقد ازدواج می‌شود. در صورتی که دخول، هنوز صورت نگرفته باشد به محض اثبات ارتداد عقد فسخ می‌شود اما در صورتی که دخول صورت گرفته باشد بعد از تمام شدن عده و عدم توبه زن عقد فسخ خواهد شد. به نظر فقها چون عده زن در این حالت عده رجعی است مرد نمی‌تواند تا تمام شدن عده و عدم توبه زن با خواهر زن مرتد ازدواج کند.[۱۱]

بنا به تصریح شیخ طوسی و بسیاری دیگر از فقها، زن مرتد نمی‌تواند چه با مسلمان و چه با کافر ازدواج کند.[۱۲]ا اما در ازدواج مرد مرتد ملی اختلاف وجود دارد، برخی از فقها همچون شیخ طوسی، محقق کرکی و علامه حلی قائل به عدم صحت ازدواجش هستند.[۱۳] اما در مقابل آیت‌الله خویی ازدواج مرد مرتد را با کافر صحیح می‌داند.[۱۴]


مُرْتَد مِلّی به فردی گفته می‌شود که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر یا مادرش یا هر دومسلمان نباشند و بعد از بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. مجازات مرتد ملی، ممنوعیت از تصرف در اموال و فسخ ازدواج است و در صورتی که مرد مرتد ملی توبه نکند، قتل است. اما مرتد ملی زن، تا زمانی که توبه کند زندانی می‌شود. به نظر بسیاری از فقها مهلت زمان توبه، سه روز است.

مرتد ملی یکی از اقسام ارتداد است[۱] و در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد نشده باشد، اما اسلام را اختیار کرده باشد و سپس از اسلام، روی‌گردان شده و کافر شده باشد.[۱] فقها در خصوص زمان اسلامِ پدر و مادر مرتد ملی اختلاف دارند:

به نظر بسیاری از فقهای شیعه، توبه مرد یا زن مرتد ملی مورد قبول است و باعث سقوط مجازات‌های آن‌ها می‌شود. مرتد ملی اگر مرد بود و توبه نکرد، کشته می‌شود اما اگر زن بود تا زمانی که توبه کند، زندانی می‌شود. توبه مرتد ملی با کلامی محقق می‌شود که نشان دهد فرد مرتد از آنچه که انکار کرده، برگشته است و نیازی به تبری از غیر آن نیست. مثلا اگر خدا و پیامبر را انکار کرده، باید شهادتین، یعنی «أشهد أن لا إلٰه إلّا اللّٰه و أنّ محمّداً رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم» را بگوید. در مورد انکار موارد دیگر نیز باید سخنی بیان کند که نشان دهد از آنچه انکار کرده، برگشته است.[۳]

ارتداد، حرام و یکی از گناهان کبیره است که برای آن علاوه بر عقوبت‌های اخروی، مجازات‌هایی در دنیا[۴] تعیین شده است:

مرتد ملی مرد اگر توبه کند، بخشیده شده اما اگر توبه نکند کشته می‌شود. مرتد ملی زن در صورت توبه‌نکردن زندانی می‌شود. در زندان به او لباس‌های خشن پوشانده می‌شود و در وقت‌های نماز تنبیه می‌شود تا زمانی که توبه کند یا بر همان حال از دنیا برود.[۵] در صورت توبه مرتد و تکرار ارتداد، تعدادی از فقها معتقدند در چهارمین بار اعدام می‌شود اما برخی دیگر از فقها گفته‌اند که زن مرتد هر چند بار ارتدادش تکرار شود اعدام نمی‌شود.[۶]

مجازات مرتد ملی

اموال مرتد ملی بین ورثه تقسیم نمی‌شود اما بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که مرتد ملی تا زمانی که توبه نکند، از تصرف و استفاده در اموالش ممنوع است؛ چرا که ارتداد باعث ممنوعیت از تصرف «حِجْر» می‌شود. بنابراین اگر توبه کرد اموالش به او پس داده می‌شود ولی اگر توبه نکند و کشته شود، اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود.[۷] البته برخی از فقها با این مسأله مخالفت کرده‌اند و معتقدند که نمی‌توان مرتد فطری را از تصرف در اموالش ممنوع کرد.[۸]

به نظر بسیاری از فقها، تحقق ارتداد ملی باعث از بین رفتن عقد ازدواج می‌شود. بر این اساس اگر دخولی صورت نگرفته باشد، عقد به محض اثبات ارتداد، فسخ می‌شود اما اگر دخول صورت گرفته باشد عقد ازدواج بعد از تمام‌شدن عده زن فسخ می‌شود.[۹] صاحب جواهر مدعی شده که همه فقها قائل به این مساله هستند. بر این اساس اگر مرد مرتد ملی توبه کند در صورت اول و همچنین در صورتی که عده زن تمام شده باشد برای رجوع به زنش نیاز به عقد دیگری دارد اما اگر عده همسرش تمام نشده باشد می‌تواند رجوع کند و نیازی به خواندن صیغه عقد نیست[۱۰]

اثبات ارتداد زن، چه ملی باشد چه فطری نیز باعث فسخ عقد ازدواج می‌شود. در صورتی که دخول، هنوز صورت نگرفته باشد به محض اثبات ارتداد عقد فسخ می‌شود اما در صورتی که دخول صورت گرفته باشد بعد از تمام شدن عده و عدم توبه زن عقد فسخ خواهد شد. به نظر فقها چون عده زن در این حالت عده رجعی است مرد نمی‌تواند تا تمام شدن عده و عدم توبه زن با خواهر زن مرتد ازدواج کند.[۱۱]

بنا به تصریح شیخ طوسی و بسیاری دیگر از فقها، زن مرتد نمی‌تواند چه با مسلمان و چه با کافر ازدواج کند.[۱۲]ا اما در ازدواج مرد مرتد ملی اختلاف وجود دارد، برخی از فقها همچون شیخ طوسی، محقق کرکی و علامه حلی قائل به عدم صحت ازدواجش هستند.[۱۳] اما در مقابل آیت‌الله خویی ازدواج مرد مرتد را با کافر صحیح می‌داند.[۱۴]



چرا حکم مرتد فطری اعدام است ولی حکم مرتد ملی اعدام نیست؟


در ابتدا مناسب است به طور خلاصه به تعریف مرتد ملی و فطری و احکام مربوط به هر یک اشاره کنیم.

مجازات مرتد ملی

1- مردی که در یک خانواده اسلامی متولد شده، خواه پدر او مسلمان باشد یا خواه مادر یا هر دو، هر گاه پس از بلوغ مرتد شود، حتی اگر توبه کند پس از ثبوت ارتداد او نزد حاکم کشته می شود. چنین فردی را مرتد(فطری)
می گویند.

2- مردی که در خانواده مسلمان به شکلی که بیان شد، متولد نشده ولی پس از بلوغ به آئین اسلام بگرود و سپس به انکار آن برخیزد، چنین فردی را مرتد ملی می گویند. مرتد ملی، هر گاه پس از رفع شبهه و اشکال (اگر اشکال و شبهه ای داشته باشد) توبه نکند و به اسلام بر نگردد، کشته می شود.

3- هر گاه زنی مرتد باشد، خواه به صورت اول یا به صورت دوم، بازداشت می شود و حاکم اسلام مقدمات بازگشت او را به اسلام، فراهم می آورد.

از آن چه گفته شد روشن می شود که اولا حکم اعدام تنها برای مرد مرتد است نه زن مرتد، و ثانیا مرتد ملی نیز در صورت عدم توبه اعدام خواهد شد.

اما این که چرا حکم مرتد ملی در مقایسه با مرتد فطری از نوعی تخفیف برخوردار است و آن این که در صورت توبه اعدام نمی شود، به حکمت و فلسفه اصل حکم اعدام برای مرتد بر می گردد.

توضیح آن که در تبیین فلسفه حکم اعدام مرتد گفته شده است که ارتداد خطری است که ریشه ها و اساس حکومت اسلامی را تهدید می کند. فرد مرتد می گوید تمام این نظامات و تشکیلات فردی و اجتماعی مسلمانان که بر اساس یکتا پرستی و ایمان به رسالت استوار است، باطل و بی اساس و بلکه مضر و زیان بخش است و باید به جای این نظام، نظام دیگری جایگزین گردد بنا بر این ارتداد یک فرد به صورت هسته فتنه در می آید و تحریکات و واکنش های او، مایه جذب دشمنان و مغرضان و افراد ضعیف الایمان می گردد و به ایجاد شورش منجر می شود. این است که اسلام برای ریشه کن ساختن چنین فتنه و فسادهایی، به طور قاطع دستور می دهد که مرتد کشته شود تا نظام دین و حکومت اسلامی دستخوش چنین حوادث شومی نگردد.

با توجه به مطالب پیش گفته، نکته تفاوت میان مرتد فطری و مرتد ملی روشن می شود؛ ضرر ارتداد فردی که اصالتا مسلمان بوده است به مراتب بالاتر از فرد بیگانه ای است که غیر مسلمان بوده و سپس اسلام آورده است. فرد اول به خاطر داشتن ارتباطات قوی و نیرومند با مسلمانان تاثیرات منفی بیشری بر خانواده های مسلمانان خواهد گذاشت و بهتر خواهد توانست به ضد حکومت اسلام، قیام و فعالیت کند. در حالی که اثر منفی نزد دومی کمتر است. این است که مرتد ملی این فرصت را دارد که با توبه و بازگشت به آغوش اسلام، از مجازات اعدام معاف می شود.

ذکر این نکته نیز لازم است که کشته نشدن زن مرتد به این خاطر است (یا حداقل یکی از دلایل آن این است) که زن گر چه یک انسان کامل است، اما به جهت برخورداری از عواطف سرشار، زودتر از مرد، تحت تاثیر قرار می گیرد. به همین جهت در حکم ارتداد زنان تخفیف صورت گرفته است و البته به دلیل همین عواطف، برگشت زن به آئین اسلام نیز راحت تر و سریع تر از مرد خواهد بود. نکته دیگر در سبک تر بودن حکم ارتداد زن، همان حکمت و فلسفه پیش گفته است. چرا که خطر زنان و ایجاد تهدید برای حکومت اسلامی به مراتب کمتر از خطر و تهدیدی است که مردان می توانند برای آئین و دولت اسلامی ایجاد کنند.
[i]

[i]

برای مطالعه بیشتر در این زمینه، مراجعه به منبع ذیل، سودمند خواهد بود.


پرسش ها و پاسخ ها، استاد جعفر سبحانی، ص 255-260.

 

اسلام و ایرانیاناولین گروه از ایرانیان که اسلام را پذیرفتند چه کسانی بودند؟!
بعد از نامه پیامبر به خسروپرویز، وی باذان و پسرش را که از سوی وی حاکم یمن بودند مامور کرد تا پیامبر را دستگیر کرده و به در…

اعدام مرتدچرا مرتد اعدام می شود؟
دین اجبارى نفى شده است: «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ؛[بقره/۲۵۶] هیچ اكراهى در این دین نیست.» چون دین عبارت است از یك سلسله معارف علمى كه معارفى عملى به دنبال…

انسان سالم از حيث فطرت و عقل نسبت به هيچ عقيده اي بي تفاوت نمي باشد و لاجرم به دنبال اين بر مي آيد كه حقيقت يا بطلان آن براي او روشن گردد منتهي ابزار و وسائل تحقيق متناسب با توان علمي هر محقق مي باشد….

وقتی مسلمان شدیم و در چهارچوبه‌ای كه از طرف اسلام مشخص شده حركت نمودیم و از تمام جهات تابع مقررات و قوانین آسمانی اسلام شدیم و خط‌مشی ما را قرآن كه با بیان معصومین همراه است تعیین نمود. و در حوادث واق…

احکام ارتداد فرق ملحد و مرتد چیست؟ و در چه مواردی مرتد اعدام می گردد؟
ملحد در لغت بمعنی از راه حق برگردنده – بدعت گذار بوده و جمع آن ملحدون و ملاحده می­باشد [1] . و به معنای مشرک بالله یا…

تعداد همسران امام حسن مجتبی(ع)امام حسن علیه السلام چند همسر داشتند. تعداد زنانی که در یک زمان داشته است چند تا بوده اند؟تعدد زوجات در صدر اسلام و در محیط جزیرة العرب امری متعارف بود و اسلام با تعیین ش…

معنای اختلاس در لسان روایات و فقه به معنای ربودن و قاپ زنی به کار رفته است و آنچه امروز متداول است که اختلاس به معنای دزدی از بیت المال به کار می رود، در گذشته کاربردی نداشته است. از سوی دیگر دزدی از …

علائم نهایی پیش از ظهور امام زمان(ع)علائم نهایی پیش از ظهور امامان زمان (عج) چیست؟
علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که ال…

خواندن قرآن هنگام عادت ماهانهبا سلام و تشکر از زحمات شما سوال: آیا هنگام عادت ماهانه می شود قرآن خواند (مثل سوره یاسین به طور کامل )؟ من در این مدت از خداوند دور می شوم آیا راه کاری برای این مواقع دار…

طریقه ی انجام غسل از طریق دوش حمام
آیا می شود با دوش حمام غسل کرد؟

1)- غسل به دو صورت انجام می گیرد ارتماسی و ترتیبی، ارتماسی یعنی اینکه انسان به نیت غسل تمام بدن را در آب فرو ببرد مثلاً د…

نسخه چاپی

اختصاص ماده ای مستقل به تعريف و انواع ارتداد و مجازات مرتد در لايحه قانون مجازات عمومی، که برای تصويب به مجلس ايران پيشنهاد شده است، بار ديگر يکی از حساس ترين مسائل فقهی، حقوقی، سياسی و فرهنگی ايران گذشته و حال را به موضوع روز بدل و اين پرسش را مطرح کرده است که چه ضرورتی جمهوری اسلامی را به قانونی کردن مجازات مرگ عليه مسلمان زادگانی که از اسلام بر می گردند، وادار کرده است.

رانده شدن از جامعه يا گروه، فشارهای روانی، فرهنگی و اقتصادی، تحميل انزوا، حذف فرهنگی و سياسی و اجتماعی، سرکوب عقيدتی، تحريم اجتماعی و اقتصادی و… از مجازات های رسمی و غير رسمی است که در اکثر اديان و ايدئولوژی ها عليه کسانی که دين ، عقيده و وابستگی های فکری خود را تغيير می دهند، اعمال می شود.

دولت های کمونيست بلوک شرق سابق نيز منتقدان ايدئولوژی رسمی را به اتهام «خيانت به انقلاب يا طبقه کارگر» به مرگ محکوم می کردند، اما اسلام شايد تنها دين مهمی در جهان باشد که تغيير دين از اسلام به مذهب يا عقيده ديگری را با مرگ مجازات می کند.

مجازات ارتداد فطری، يا بازگشت مسلمان و مسلمان زاده از اسلام ، آن گاه که مرتد مرد باشد، در اغلب قريب به اتفاق متون فقهی شيعه اعدام تعيين شده است.

مجازات مرتد ملی

حتی مجتهدان متمايل به رفرميست های مذهبی چون آيت الله منتظری و صانعی نيز، با اما و اگرها و شرايط مختلف محدود کننده، آنجا که پای تبليغ و اصرار بر عقايد جديد و خدشه دار کردن وحدت جامعه اسلامی در کار است، اين حکم را تاييد می کنند.

دادگاه های ايران نيز در سه دهه گذشته، ده ها انسان را به اتهام ارتداد به مرگ محکوم کرده اند، اما در قانون مجازات اسلامی و ديگر قوانين جزائی ايران تا کنون ماده ای مشخص و اختصاصی در مورد ارتداد وجود نداشته و دادگاه ها در صدور حکم اعدام تنها به شرع و متون فقهی استناد کرده اند.

به نظرمی رسد که نويسندگان لايحه جديد مجازات عمومی با اختصاص ماده ای مستقل به مبحث ارتداد کوشيده اند تا مشکل کمبود قانون برای اعدام مرتدان مرد را از پيش پای قاضيان بردارند و به ضرورتی مبرم پاسخ گويند که از گرايش منفی بخش هايی از جامعه نسبت به اسلام حکايت می کند.

تبعيض به سود زنان؟

ماده ۲۲۴ لايحه پيشنهادی، مجازات «سب النبی»، توهين و دشنام دادن به پيامبر اسلام و « قذف»، دشنام گويی به فاطمه زهرا و امامان شيعه، را اعدام تعيين کرده است و ماده ۲۲۵ اين لايحه، که به گفته مقامات قضايی ايران، بر اساس حدود ۶ آيه صريح قرآن در ۶ سوره مختلف، روايات، احاديث و کردار پيامبر اسلام و امامان شيعه و فتوای اکثر قريب به اتفاق مجتهدان شيعه، تدوين شده است، ارتداد را به دو مقوله «ارتداد فطری و ملی» تقسيم کرده و برای مردان مرتد فطری مجازات مرگ و برای زنان مرتد مجازات حبس دايم تعيين کرده است.

ماده ۲۲۵ لايحه پيشنهادی مرتد فطری را کسی تعريف می کند که «يکی از والدين او مسلمان بوده و او پس از بلوغ اظهار اسلام کرده اما از اسلام خارج شده است». بند ۷ اين ماده مجازات مرتد فطری مرد را اعدام تعيين کرده است.

همين ماده «مرتد ملی» را کسی تعريف می کند که «والدين او غير مسلمان بوده و ‎او پس از بلوغ به اسلام ‏گرويده، اما سپس از اسلام خارج شده است» .

در لايحه پيشنهادی کسی که «يکی از والدين او مسلمان بوده‎ ‎و او پس از بلوغ ‏تظاهر به اسلام نکرده و کافر شده است» نيز مرتد فطری محسوب می شود.

در اين لايحه مجازات هر دو نوع مرتد ملی نيز اعدام تعيين شده است، اما به مرتدان ملی ۳ روز فرصت داده می شود تا ارشاد شده و توبه کنند.

در مبحث ارتداد در فقه شيعه و در لايجه پيشنهادی زنان نسبت به مردان از اين امتياز برخوردارند که در صورت ارتداد فطری و ملی از مجازات اعدام معاف و به حبس ابد محکوم شده و «طبق‎ ‎نظر دادگاه ‏در زندان تضييقاتی عليه آنان اعمال شده، ارشاد شده و اگر توبه کنند آزاد می شوند.»

تبعيضی مثبت که نه از سر حمايت از زنان، که در مبحثی که به انديشه و عقل و خرد ارتباط دارد، به دليل اعتقاد به «ناقض العقل» بودن آنان اعمال می شود اما در کشتارهای گسترده زندانيان سياسی در سال های ۶۰ و ۵۷ جان برخی از زنان زندانی سياسی غير مسلمان را از مرگ نجات داد.زنان محارب اما در مجازات مرگ با مردان برابرند .

زمينه های سياسی و اجتماعی حکم ارتداد

مجازات مرگ برای مرتد فطری و ملی، مسلمان زادگان و مسلمانانی که از اسلام بر می گردند، تغيير عقيده را بر کسانی که در خانواده ای مسلمان به دنيا آمده اند يا کسانی که يک بار مسلمان شده اند، ممنوع می کند.به گفته اغلب مورخين، مجازات مرگ عليه مرتدان، در دوران رهبری سياسی و دينی پيامبر اسلام اغلب عليه کسانی اعمال می شد که به دلايل سياسی، اقتصادی و يا نافرمانی از دستورات پيامبر از اسلام بر می گشتند و «به وحدت مسلمين» و رهبری انحصاری سياسی و دينی پيامبر ضربه می زدند.

پس از مرگ پيامبر و اختلاف در باره جانشينی او، خطر تجزيه حکومت اسلامی در عربستان جدی شد. کسان و قبايلی از اسلام برگشتند و کسانی با ادعای نبوت پيروانی گرد آوردند.

خلفای راشدين از جمله امام اول شيعيان، برای حفظ وحدت مسلمانان و اقتدار حکومت اسلامی اجرای مجازات مرگ عليه مرتدان را شدت بخشيدند.

خلفای اموی و عباسی نيز در برابر بازگشت کنندگان از اسلام، نافرمانان و آوردندگان نظريات مغاير با مکتب رسمی و در هر موقعيتی که حکومت و وحدت امپراطوری اسلامی به خطر می افتاد، راه خلفای راشدين را پی گرفتند.

تاريخ ارتداد و اعدام منتقدان و دارندگان نظريات غير رسمی فصلی مهم و خونين از تاريخ اسلام است که با اعدام و مرگ برخی از بزرگ ترين فلاسفه، متفکران و اديبانی چون منصور حلاج، عين القضات و شيخ اشراق شهاب الدين سهره وردی و کشتار، انزوا و طرد هزاران ديگر انديش رقم می خورد.

تناقض آزادی گزينش دين و ارتداد

اعدام و مجازات مرتدان فطری و ملی اما با يکی از مهم ترين آموزه های اسلامی در تضاد است. در اغلب متون اصلی و مکاتب فقهی اسلام تاکيد شده است که اختيار و گزينش دين روندی آزادانه است که پس از تحقيق و بررسی و تفکر و پرسش رخ می دهد.

تضاد بين گزينش آزادانه و محققانه دين با ممنوعيت تغيير دين اما با اين فرض فقهای مسلمان حل می شود که هر تحقيق بی طرفانه و درست در باره اديان به ناچار و به ضرورت به گزينش اسلام منجر می شود و از اين روی نتيجه تحقيق کسانی که در خانواده ای مسلمان به دنيا آمده و بخت آشنايی با اسلام را داشته اند جز حقانيت و برتری اسلام نيست.

تاريخ اسلام گواه آن است که پيامبر و خلفای راشدين مجازات اعدام عليه مرتدان را در مواردی اجرا کرده اند که حکومت اسلامی و وحدت جامعه مسلمين به دليل طرح و رونق نظريات غير اسلامی در خطر بوده است.

اگر اين سنت تاريخی ملاک باشد، می توان نتيجه گرفت که حکومت اسلامی ايران نيز با قانونی کردن مجازات اعدام برای ارتداد در لايحه جديد مجازات عمومی ، هراس حکومت گران را از رونق گرايش های غير اسلامی در جامعه نشان داده و اين برداشت را تاييد می کند که در سه دهه گذشته بخش های مهمی از جامعه ايرانی به دليل سرخوردگی از حکومت به مذاهب و گرايش های غير مذهبی روی آورده اند.

© 2019 تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.


واژه مرتد ریشه در کلمه ارتداد دارد و خیلی از مردم با این واژه بسیار آشنا هستند ولی بخوبی نمی‌دانند که چه کسی بخاطر چه کارهایی مرتد شناخته می‌شود. در این مقاله انواع و اقسام ارتداد را بیان می‌کنیم و معنای حقوقی آن را نیز مشخص می‌سازیم.

هر قانونی از دو بخش حکم و موضوع تشکیل شده است. به طور مثال براساس حقوق کیفری، قتل جرم است، در این حکم، قتل موضوع بوده و قانون گذار مشخص می‌کند هر کسی که قتل می‌کند به موجب قانون مجرم شناخته می‌شود و برای آن مجازاتی که همان قصاص است درنظر گرفته می‌شود. ولی در این بین قتل خود موضوعی برای ممنوعیت قانونی شمرده می‌شود و جان مردم موضوعی است که در موضوع قتل مدنظر گرفته می‌شود. در کنار این موارد، موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد و آن ارزش‌هایی است که قانون از آن حمایت می‌کند. به سخن دیگر زمانی که موضوعی برای قانون گذار، جرم محسوب می‌شود، ، او ارزش‌های جامعه را مشخص کرده و در مرحله بعد با مشخص کردن مجازات‌هایی برای آن، سعی می‌کند که مردم را از نقض قوانین برحذر دارد و در نهایت از ارزش‌های جامعه حمایت می‌کند.
ارزش‌های هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است و تفاوت ارزش‌های هرجامعه نسبت به دیگری بخاطر نوع تفکر و نظام اجتماعی مردم آن جامعه است. به طور مثال، در جامعه ایران که دین و مذهب، بسیار محترم شمرده می‌شود، قانون گذار به هر نحو ممکن از دین و مذهب حمایت می‌کند. دین رسمی‌کشور ایران در قانون اساسی، اسلام و مذهب رایج در کشور، مذهب جعفری اثنی عشری است، و شما متوجه می‌شوید که قانون اساسی ایران، از دین حمایت می‌کند و دین اسلام در پایه ریزی جامعه کنونی ایران نقش بسزایی داشته است. به همین دلیل اگر کسی در صدد مبارزه با دین برآید، در واقع عملی مجرمانه ای انجام داده و باید براساس قانون اساسی، مشمول مجازات اسلامی‌می‌شود و عملی که این شخص مرتکب شده ارتداد نام دارد.

جرم ارتداد به قدری مهم است که در این جا دو نکته مهم را برای این جرم متذکر می‌شویم:
• فقهای اسلامی‌در نوع و گستردگی ارتداد، اختلاف نظرهایی دارند ولی با این وجود، همگی متفق القولند که ارتداد جرم مسلم اسلامی‌است و مجرم باید مجازات شود.
• براساس قانون مجازات اسلامی، ارتداد، جرم شناخته نمی‌شود ولی با توجه به اصل ۱۶۷ قانون اساسی، می‌توان در این چنین مواردی به فقه اسلامی‌رجوع کرد، بنابراین ارتداد جرم تلقی می‌شود. به همین دلیل، برای مشخص کردن نوع مجازات شخص مرتد می‌توان از سخنان فقها به عنوان مرجع استفاده کرد.

مجازات مرتد ملی

معنای لغوی ارتداد، بازگشت و تغییر است، و در اصطلاح فقهی به معنای کفر پس از اسلام است. بدین معنی که اگر کسی پس از سن بلوغ، مسلمان شود و بعد از آن نسبت به اسلام کفر ورزد، بنابراین عمل مجرمانه ارتداد را انجام داده و مرتد شناخته می‌شود. زمانی به عنوان مجرم شناخته می‌شود، این چنین شخصی دین دیگری داشته‌یا این که در آن زمان مسلمان بوده است. اگر او قبل از بلوغ دین دیگری را قبول نکرده باشد، بنابراین مسلمان شناخته می‌شود، مسلمان بودن‌یکی از والدین در زمان انعقاد نطفه، شرط اصلی مسلمان بودن اوست.

ارتداد در دو وضعیت به قوع می‌پیوندد، در حالت اولی، شخصی از دین اسلام خارج شده و دین دیگری را قبول می‌کند و در حالت دوم، شخص مرتد، احکام دین را باور ندارد و آن را اجرا نمی‌کند. اگر این چنین شخصی به موازات انکار احکام دین، پیامبر نبی (حضرت محمد) را نیز انکار کند، در این صورت عمل مجرمانه ارتداد را انجام داده و مرتد شناخته می‌شود. براساس گفته‌های فقها، در صورتی که انکار احکام مذهب، به انکار دین منجر شود، در این صورت عمل ارتداد صورت گرفته است. فقهای اسلامی‌در مورد ضروریات دین و مذهب اتفاق نظر دارند و این گونه امور کاملا” شناخته شده بوده و جزء موارد قطعی دین و مذهب شمرده می‌شوند.

خروج آگاهانه از دین و مذهب که با رفتار و کرداری توام باشد، ارتداد است. خروج از دین اسلام نیز با همین مبنا سنجیده می‌شود. شخص مرتد به صورت آگاهانه از دین اسلام که آخرین و کامل ترین دین شناخته می‌شود خارج می‌شود و به موازات آن، ضروریات دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری را انکار می‌کند.
شخص مرتد، باوجود این که می‌داند باورهای او کاملا” درست است ولی بازهم آن‌ها را انکار می‌کند و هیچ کدام از آن‌ها را انجام نمی‌دهد. بنابراین اگر کسی احکام و ضروریات دین را نداند، مرتد نیست، ولی در مقابل کسی که با آگاهی از اسلام سرباز می‌زند و احکام و ضروریات را انکار می‌کند مرتد شناخته می‌شود و توجه داشته باشیم که این دو مقوله نسبت به هم تفاوت‌های بسیار زیادی دارند.

شخصی می‌تواند به صورت فطری‌یا ملی مرتد شناخته شود و برای هرکدام از این موارد، مجازات‌های خاصی درنظر گرفته شده است که هرکدام به طور جداگانه توضیح داده می‌شود:

اگر والدین شخصی از همان ابتدا، مسلمان باشند، و این شخصی پس از بلوغ اسلام را قبول کرده باشد ولی به‌یکباره ، و آگاهانه احکام و ضروریات اسلامی‌را منکر شود، در این صورت این چنین شخصی مرتد فطری خواهد بود. بنابراین می‌توانیم بگوییم که مرتد فطری بودن وابسته به این است که‌یکی از والدین او، هنگام انعقاد نطفه مسلمان باشد. به عبارت واضح تر اگر کسی پس از این که مسلمان شد و دوباره اسلام را انکار کرد، مرتد فطری شناخته می‌شود.
قانون گذار اسلامی، مجازات مرتد فطری را مرگ تعیین کرده است و توبه او به هیچ وجه از جانب قانون گذار پذیرفته نمی‌شود. شخصی که به لحاظ فطری مرتد شناخته می‌شود، مانند کسی که به مرگ محکوم شده و فوت کرده با او برخورد خواهد شد. همسر شخص مرتد از زمان ارتداد می‌تواند از او جدا شود ولی باید عده وفات را نگه دارد و ارتداد باعث می‌شود که بر اموال نقدی خود، مالکیتی نداشته باشد، و اموال او بین فرزندان و ورثه او تقسیم می‌شود. میان مرتد فطری زن و مرد تفاوت‌هایی وجود دارد، مرتد فطری زن، هرگز کشته نمی‌شود و توبه از جانب قانون گذار پذیرفته می‌شود، حکم حبس احد برای مرتد فطری زنی صادر می‌شود که حاضر به توبه کردن نیست.

اگر شخصی بر عکس مورد بالایی در دین اسلام متولد نشده باشد، و به عبارتی والدین او مسلمان نباشند ولی او بعد از بلوغ، مسلمان بودن خود را اعلام نماید و بعد از مدتی، دین اسلام را انکار کند و از آن خارج شود، مرتد ملی شناخته می‌شود. مرتد ملی می‌تواند در هر زمانی توبه کند و به دین اسلام برگردد و مجازات مرگ بر او اعمال نمی‌شود. ازدواج شخص مرتد ملی به محض ارتداد از بین می‌رود و زوجه او می‌تواند به محض ارتداد از او جدا شود و عده طلاق را نگه دارد، عدم توبه شخص مرتد ملی باعث می‌شود تا رابطه او با زوجه خود از بین برود و حتی مالکیت او بر اموال نقدی خود از بین رفته و این صورتی است که توبه نکند و در نهایت اموال او میان ورثه او تقسیم می‌شود و اگر ورثه مسلمان نداشته باشد، این اموال به حاکم اسلامی‌تعلق خواهد داشت.
اگر شخص مرتد ملی توبه نکند، مالکیت او بر اموال از بین نمی‌رود ولی در هر حال قادر به استفاده از اموال خود نیست ، و باید توبه‌یا عدم توبه مرتد ملی از نظر حاکم اسلامی‌مشخص شود. مرتد ملی زن با مرتد ملی مرد تفاوت‌هایی دارد و در هر صورت کشته نخواهد شد و توبه و عدم توبه او نیز برای حاکم اسلامی‌ضرورتی ندارد.

 

مترجم نوشتاری و رسانه ای زبان انگليسی
توليدكننده محتوای نوشتاری

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

وب‌سایت

۸۷۱۳۲ (۰۲۱)


درگاه اسلام

ارتداد، یک اصطلاح فقهی و به معنی خروج مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت را به معنی رجوع و بازگشتن دانسته‌اند و در قرآن هم، بارها این مفهوم، به کار رفته است.[۱] اصطلاح عربی (رده، ارتداد) در قرآن به کار نرفته است، ولی وعده ترسناکی در آخرت برای کسانی که «بر می‌گردند» یا «انکار می‌کنند» (یَرتَدو؛ ۲:۲۱۷؛ ۵:۵۴) و «کسانی که کافر می‌شوند بعد از آنکه ایمان آوردند»(۳:۸۱؛۵:۶۱؛۹:۶۶؛۴:۱۳۷؛۱۶:۱۰۶) وعده داده شده‌است. ولی مجازات دنیایی بران آن در نظر گرفته نشده است. عبدالعلی بازرگان حکم ارتداد را یک امر صد در صد تاریخی و فقاهتی می داند که هیچ ربطی به قرآن و سنّت پیامبر ندارد.[۲]

در مقابل در برخی احادیث، مجازات ارتداد گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید معرفی شده است. برخی روایات سنتی اجازه می‌دهند تا شخص مرتد، توبه کند. قوانین شرعی اسلامی موافق جریمه اعدام (به‌طور سنتی توسط (شمشیر) برای مرتد مذکر که به طور علنی و به قصد تصعیف اسلام، آنرا انکار می‌کند، هستند. علاوه بر این، ارتداد مشمول جرائمی است که قانون‌شکنی (حد، جمع آن حدود) محسوب می‌شود. برخی از مکتب‌های اسلامی اجازه می‌دهند تا مرتدان مونث را به جای اعدام، زندانی کنند. مکتب دربارهٔ این سؤال که آیا مرتدین اجازه، تشویق یا مجاز به انکار هستند، همان طور که دربارهٔ وضعیت دارایی مرتد بعد از مرگ یا تبعید آن چه می‌شود، نظر مختلفی دارند، ولی همگی متفق‌القول هستند که ازدواج فرد مرتد را باید باطل کرد. بر پایه منع قرآنی اجباری اعتقاد به دین (۲:۲۵۷)، خیلی از متفکران جدید قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیدند و امروزه کمتر از این قانون استناد می‌شود.[۳][۴]
در قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران، از ارتداد به‌عنوان جرم نام برده نشده و مجازاتی هم برایش تعیین نشده است؛[۵]

ارتداد به معنی “بازگشتن از دین اسلام” در چند آیه از قرآن مطرح شده، از آن میان در سوره مائده (۵:۵۴) و محمد (۴۷:۲۵) ارتداد مورد نکوهش قرار گرفته‌است. در سوره بقره (۲:۲۱۷) با تفضیل بیشتری به موضوع پرداخته شده، و مجازات مرتد در آخرت، حبط اعمال و عذاب جاودان دانسته شده‌است.[۱]
قرآن مورد واضحی برای ارتداد از دین بعد از مسلمان شدن نگفته است. با این حال، این کتاب گروهی از مردم مدینه که مخفیانه بی اعتقاد بودند را منافق نامیده است. در سوره ۶۳ و همچنین ۲:۸تا۲۰ و ۳:۱۱۸ و ۹:۶۴تا۶۸ منافقین به عنوان باورمندان ظاهری و کافرهای باطنی توصیف شده‌اند. هیچ جریمه‌ای برای منافق تجویز نشده‌است تا زمانی که دست به شورش نزنند ولی در آخرت مجازات خشنی در انتظارشان است. قرآن در ۴»۸۸-۹۱ از مسلمانان خواسته که در صورت شورش منافقین، با آن‌ها بجنگند و آن‌ها را بکشند. ناباور به خودی خود، در قرآن هیچ مجازاتی برایش تعیین نگشته است.[۶]
در آیات مدینه‌ای، قرآن بین ایمان آوردن و اسلام آوردن تمایز قائل شده‌است. در قرآن ۴۹:۱۴، گروهی از بدویان را به عنوان مسلمان ولی نه مومن، توصیف کرده‌است. هر مومنی مسلمان است اما هر مسلمانی ممکن است مومن نباشد. این تمایز منجر به تقسیم بندی شرعی بین ایمان و اسلام یا تفاوت شرعی بین مسلمان (عضو جامعه اسلامی) در یک سو و مومن (کسی که به رستگاری آخرت عقیده دارد) در سوی دیگر شده‌است. مسلمان اگر مومن هم نباشد، حق دارد که وارث مسلمان دیگری شود، با زن مسلمان ازدواج کند، در غنایم جنگی سهیم شود، و در مراسم تدفین، بر سر جنازه اش نماز خوانده شود. اصطلاح مومن، که به ندرت نشانگر وضعیت حقوقی بود، موضوع مشاجره‌های جدلی بود و ممکن است به تحریم‌های اجتماعی مرتبط باشد، یعنی، این واقعیت که دیگران ممکن است از نماز خواندن پشت سر کسی که مظنون به پناه دادن کافر است، سرباز زنند.[۶]

در منابع روایی، اعم از کتب حدیث شیعه و اهل سنت احادیثی چند از قول و فعل پیامبر و دیگر بزرگان دینی دربارهٔ مجازات مرتد نقل شده‌است.[۱]

مجازات مرتد ملی

به اعتقاد جوادی آملی ارتداد آن است که کسی دین را از روی منطق و تحقیق می پذیرد، با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.[۷]
بنابراین شخص مرتد به صرفِ شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی که با قول یا عملکرد کفرآمیز، ارتداد خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید. ولی کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند، کسی حق تعرض به او را ندارد.[۸] [۹]بنا به نظر اسلام، احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود. بعلاوه اینکه از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است.[۱۰]
پیشینه حکم ارتداد – به نظر برخی مفسران- به آیه 52 سوره آل عمران بر میگردد که گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌ های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.[۱۱]
به اعتقاد مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو-: «علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»[۱۲]


به عقیده بازرگان ارتداد یک امر صد در صد تاریخی و فقاهتی است و ربطی به قرآن و سنّت پیامبر ندارد. و مدعی است حتی یک آیه در قرآن یافت نمی شود که به ارتداد حکم داده باشد. و معتقد است حکم ارتداد مورد نظر قرآن عملی است نه نظری. ارتداد عملی از نظر بازرگان پشت کردن به خودی و پیوستن به دشمن است، نه تغییر مذهب و انکار زبانی آن. بعلاوه اینکه در ارتداد عملی هم گفته قرآن دستور داده مرتد را آزاد بگذارید و کاری به کارشان نداشته باشید.

در قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران، از ارتداد به‌عنوان جرم نام برده نشده و مجازاتی هم برایش تعیین نشده است؛[۱۴] با این وجود حکم ارتداد اشخاصی مثل سلمان رشدی و احمد کسروی از درون همین جامعه صادر شده است.
به عقیده منتقدین قوانینی که تغییر دین را محدود یا غیرقانونی می‌دانند در تناقض صریح با اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر است.[۱۵]

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده‌بانی آن در محیط عمومی یا خصوصی است و هیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.

عبدالکریم سروش در یک سخنرانی با ذکر این مسئله که توهین و ناسزا از مقوله آزادی بیان نیست و در واقع نوعی عمل است، دربارهٔ کتاب سلمان رشدی گفته است:[۱۶]

در قصه سلمان رشدی، فارغ از هرگونه داوری، عده‌ای از او دفاع کردند و گفتند مسئله آزادی بیان است، ولی واقعاً این‌طور نیست. سلمان رشدی به پیامبر اسلام ناسزا گفته و اهانت کرده بود. او از آزادی بیان استفاده نکرده بود.

از نظر فقهی، در مجموع سه نوع ارتداد قابل فرض است: تحقق ارتداد با نیت و عزم صرف، ارتداد قولی و ارتداد فعلی؛ «تردد در کفر» نیز به صورت نخست ملحق شده‌است. از آنجایی که فقها مسئله ارتداد را ضمن مباحث حدود مطرح می‌سازند، اثبات این جرم را نیز منوط به اقرار مجرم، یا شهادت شاهد می‌دانند.[۱]
انکار امر ضروری دین موجب ارتداد شناخته شده‌است، اما تحقق ارتداد به انکار ضروری مذهب مورد اختلاف است. شهید ثانی مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمی‌داند، مگر مخالفت با اجماع بر سر مسئله‌ای که از ضروریات دین به شمار آید، و نیز اجماع مورد نظر می‌باید توسط اهل حل و عقد از مسلمانان تحقق یافته باشد. از طرف دیگر، صاحب جواهر نظریه صاحب کشف اللثام را مبنی بر اینکه مسئله مورد انکار بر طبق اعتقاد منکر باید از ضروریات دین محسوب گردد و سپس انکار نماید و الا انکار به حساب نمی‌آید، مورد نقد قرار داده‌است و اعتقاد منکر را دخیل در تحقق عنوان ضروری دین نمی‌داند.[۱]

به گفتهٔ محقق داماد، به‌طور کلی از مجموع کلمات فقها چنین استنباط می‌شود که منزلت نزد فقیهان، خصوصاً فقهای امامیه، مقامی است برزخ بین اسلام و کفر که وی را بالاتر از کافر و فروتر از مسلمان می‌شمارند و از این رو چنین تعبیر می‌کنند که مرتد «فوق الکافر و دون المسلم» است.[۱]

از نظر فقهای امامیه دو نوع مرتد وجود دارد: فطری و ملی. اگر مسلمان زاده‌ای از دین خود روگردان شده، کفر ورزد، از نوع نخست به شمار می‌آید و اگر کافری پس از گرویدن به اسلام به کفر بازگردد، به عنوان مرتد ملی شناخته می‌شود. این تقسیم بندی نزد فقهای شیعه از آنجاست که بین دو نوع مرتد از نظر مجازات تفاوت قائل شده‌اند، اما فقهای اهل سنت برای هر دو مجازات یکسانی مطرح کرده‌اند.[۱]

معیار فقهای امامیه برای تشخیص فطری بودن مرتد یکی از این عناصر است: انعقاد نطفه در خانواده مسلمان، ولادت از والدین مسلمان، بلوغ در دامان پدر و مادر مسلمان، صاحب جواهر مشروحاً به نقد نظریات مختلف پرداخته و عنصر «انعقاد نطفه» را ترجیح داده‌است؛ بر این پایه، اگر والدین طفل پس از انعقاد مرتد گردند، وی همچنان فطرتاً مسلمان خوانده می‌شود.[۱]

به عقیده بازرگان حکم قتل کسی که از دین یا ملتش برمی‌گشت، درهمه مذاهب و ملتها بدیهی به‌نظر می‌رسیده و یک پیش‌فرض غلط آدمیان در طول تاریخ بوده است و جوامع اسلامی هم از این امر مستثنی نبوده اند. از مدرنیته به بعد است که مسئله حقوق بشر رسمیّت و مقبولیت نسبی پیدا می‌کند و جوامع پیشرفته تغییر مذهب را می‌پذیرند. [۱۷]

تاریخ نگاران اسلامی، در صدر اسلام، اسم تعدادی از مرتدها را آورده‌اند. آنگونه که از متون تاریخی به دست می‌آید پس از فتح مکه، محمد دستور اعدام ۴ مرتد را صادر کرد: عبدالله بن خطل، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، مقیس بن صبابه یا حبابه، ساره.[۱۸]

در طی نیمه اول قرن هجری/ نیمه هفتم قرن میلادی، مسلمانان موافق بودند که جریمه ارتداد در اسلام، مرگ است. به نقل از پسرعموی محمد (عبدالله بن عباس؛ مرگ ۶۸ ه. ق/۶۸۷-۸ م)، محمد گفت: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش» (مَن بَدَلَ دینَهُ فَقتُلهُ) یا «گردنش را بزنید» (فَضرِبو عُنقَهُ). در حدیث دیگری، پیامبر ارتداد را یکی از سه شرط کشتن جایزی می‌داند که مسلمانی می‌تواند، مسلمانی را بکشد.[۶] به استناد حدیث دیگری از ابن‌عباس و عایشه، «کسی که دینش را ترک کرد و از جماعت جدا شد» را اجازه دارند تا خونش را بریزند؛ ولی هیچ نوع توافقی از اول با نوع اعدام صورت نگرفته‌است. از این رو عکرمه (درگذشت ۱۰۶ ه. ق/۷۲۴ م) و انس بن مالک (درگذشت ۹۱ ه. ق/ ۷۱۰ م) علی را برای سوزانیدن مرتدان سرزنش می‌کرده‌اند.[۱۹] برطبق حدیثی بر پایهٔ گفتهٔ ابن‌عباس در نقد علی خلیفه چهارم (حکمرانی ۳۵ تا ۴۰ ه. ق/۶۵۶ تا ۶۶۱ م) کسی که کافران یا مرتدان (زنادیق جمع زندیق) را می‌سوزانیده است، تأکید کرده‌است: «کسی که دینش را ترک کند، او را بکشید ولی با مجازات خدا- یعنی آتش (زدن)- کسی را مجازات نکنید.[۲۰] بر طبق حدیثی از عایشه، مرتدین باید کشته شوند، به صلیب کشیده شوند یا تبعید گردند.[۱۹] تهمت اشتباهی ارتداد همچنین قابل مجازات است. بعلاوه، در تعدادی از گزارش‌های تاریخی، مجازات اعدام برای ارتداد اصحاب پیامبر ذکر شده است.[۶]

مشاجره درباره معنی مسلمان و مومن یکی از موضوع‌هایی است که منجر به اولین جنگ داخلی (۳۵-۴۰ ه. ق/۶۵۶-۶۶۱ م) شد. یک گروه (خوارج) ادعا کردند که گناه کبیره منجر به کفر می‌شود. یک گروه افراطی خوارج، گناهکارانی که گناه‌های کبیره انجام می‌دادند را کافر شمرده و قتل خلیفه عثمان (حک: ۲۳-۳۵ ه. ق/۶۴۴-۶۵۶ م) مشروع دانستند. باقی نوشته‌های خوارج بین کافر و مرتد، هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کنند، ولی گناهکاران کبیره را هرگز مسلمان نشمرده و آنها را محروم از حمایت جامعه می‌دانند.[۶]

در کتب فقهی شرایطی برای مرتد منظور گشته که هدف از برشمردن آنها، بیان مصداق مرتد شرعی است که با فقدان هر یک از شروط، موضوع ارتداد شرعاً منتفی خواهد بود و مجازات به اجرا در نخواهد آمد. در منابع فقهی شیعه بلوغ، عقل، اختیار و قصد از شرایط اصلی ارتداد به شمار آمده‌است. از مکاتب اهل سنت، شافعیه نیز همین شرایط را منظور داشته‌اند، اما مالکیه در مورد اشتراط بلوغ اختلاف نظر دارند و حنابله و حنفیه بلوغ را شرط نمی‌دانند. در هر حال با توجه به شرایط ذکر شده، مجنون، مُکره، مضطر و امثال آن هیچ‌گاه مرتد شناخته نمی‌شوند.[۱]

فقهای امامیه علاوه بر اعدام، عقوبتهای زیر را برای مردی که مرتد فطری است در نظر گرفته‌اند: جدایی از همسر و تقسیم اموال بین ورثه. در کتب فقهی برخی جزئیات دربارهٔ این مجازات‌ها، چون مسئله قبول توبه مرتد وعده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات می‌گردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم اعدام او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجه‌اش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.[۱]

از دیدگاه بسیاری ار فقهای شیعه، شک کردن را نیز جزئی از ارتداد برشمرده‌اند.[۳۱] ابن حمزه طوسی می‌گوید: «کسی که پس از اقرار به صدق پیامبر دچار تردید شود یا بگوید نمی‌دانم پیامبر راستگوست یا دروغ گو، خونش مباح است» صاحب جواهر که یکی از برجسته‌ترین فقهای شیعه است صرف شک و تردید را موجب ارتداد دانسته. علامه حلی، کاشف‌الغطا و جمعی دیگر از علمای شیعه نیز شک را موجب ارتداد دانسته‌اند.[۳۲]

فقهای مکاتب چهارگانه اهل سنت با یکدیگر موافق هستند که فرقی میان مرتد ملی و فطری نیست. در مورد مجازات مرتد نیز نسبت به مهلت دادن برای توبه و سپس اعدام در صورت عدم توبه، تردید نموده‌اند، اما نسبت به جزئیات این احکام نظیر واجب بودن یا مستحب بودن مهلت برای توبه، چگونگی تقسیم اموال مرتد، اختلاف نظرهایی به چشم می‌خورد.[۱]

در دیدگاه حنفیه، مستحب است حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه نماید تا شبهه‌اش برطرف گردد. مهلتی که برای توبه مرتد در نظر گرفته می‌شود، ۳ روز است که این ایام را در حبس سپری می‌سازد و اگر پس از انقضای مدت توبه نکرد، مجازات خواهد شد. البته حنفیان مهلت دادن به مرتد را تنها در دو صورت مستحب شمرده‌اند: حاکم امیدوار به توبه وی باشد، یا مرتد شخصاً تقاضای مهلت کند. زن مرتد به هیچ وجه کشته نمی‌شود و مجازاتش تنها حبس است. به‌طور کلی با تحقق ارتداد مالکیت مرتد از میان می‌رود تا هنگامی که شخص توبه کند؛ اما اگر کشته شد، اموال به دست آمده در زمان اسلامش به وارثان مسلمانش تعلق می‌گیرد و اموالی که در زمان ارتداد به دست آورده، به بیت المال می‌رسد.[۱]

بین شافعیان دربارهٔ وجوب دادن مهلت توبه و استحباب آن اختلاف نظر وجود دارد. قائلان به وجوب در اکثریتند و معتقدان به استحباب اقلیت را تشکیل می‌دهند. در خصوص مدت مقرر برای توبه مرتد نیز نظریات یکسان نیست. گروهی ۳ روز را مد نظر قرار داده، و عده‌ای آن را همان نخستین زمانها در محکمه محدود نموده‌اند. با این حال، شافعیان به اتفاق آراء معتقدند که مرتد در صورت ابا کردن از توبه کشته خواهد شد و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. در مورد اموال مرتد نیز برخی با تحقق ارتداد حکم به خروج اموال از ملک مرتد داده‌اند و گروهی دیگر معتقدند که در صورت عدم توبه، چنین حکمی جاری خواهد بود؛ بر این پایه، در واقع با کشته شدن مرتد، کشف می‌گردد که اموالش از ملک وی خارج شده‌است. به هر حال اموال مرتد در صورت خلع ید وی به بیت المال سپرده می‌شود و هیچ وارثی حق ارث بردن از او را ندارد.[۱]

فقهای حنبلی نسبت به وجوب دادن مهلت یا استحباب آن اختلاف عقیده دارد، اما در هر صورت مدت مهلت را همان ۳ روز دانسته‌اند. مرتد ایام مهلت را در حبس سپری می‌سازد و توبه او می‌باید از روی میل باطنی صورت پذیرد، اما اگر وی در اثر اکراه، تن به توبه دهد، جستجو از حقیقت این توبه لازم نیست. نزد این فقیهان، مرتد در صورت نپذیرفتن توبه مجازات خواهد شد، و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. حنبلیان سلب مالکیت از مرتد را جایز نمی‌شمارند ولی با تحقق ارتداد وی را از تصرف در اموالش ممنوع می‌سازند و در صورت کشته شدنش، تمامی اموال او را به بیت المال می‌سپارند.[۱]

از دیدگاه مذهب مالکی واجب است که حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه کند و از وی بخواهد تا توبه نماید. به مرتد ۳ روز مهلت داده خواهد شد تا دست از کفر خویش بشوید. این مهلت از روز اثبات کفر در محکمه شروع می‌شود، نه از روز کفر ورزیدن. ایام مهلت را مرتد در حبس سپری خواهد کرد، اما بدون اینکه مورد خشونت یا آزار قرار گیرد. خوراک و آشامیدنی به هزینه مرتد در اختیارش قرار خواهد گرفت. در اجرای این مجازات تفاوتی بین مرد و زن نیست؛ تنها تفاوتی که مالکیان برای زن مرتد قائل شده‌اند این است که مهلت توبه وی گذشتن ایام عادت ماهانه‌است تا شبهه وجود حمل نیز بر طرف گردد.[۱]


حسین سودمند

ارتداد، به معنی بازگشت از دین است..

در سال ۲۰۱۱، مسایل دینی (ارتداد، توهین به مقدسات، نقد دین) در ۱۰۴ کشور جهان هیچ قانونی نداشته‌است. اما در این سال ارتداد در ۲۰ کشور ممنوع بوده‌است. در این کشورها، ترک دین برای تبدیل شدن به خداناباور، یا تغییر دین به مذهبی دیگر، جرم است.[۱]
کشورهای زیر ارتداد را جرم می‌دانند:

در ایران، در قانون مجازات اسلامی مصوب اسفند ۱۳۷۵ هیچ تعریفی از جرم ارتداد نشده‌است اما این بدان معنا نیست که دادگاه‌های ایران نمی‌توانند شخص مرتد را مورد تعقیب کیفری قرار داده، مجازات کنند. دادگاه‌های ایران در تعقیب و رسیدگی به جرم ارتداد به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی ایران استناد می‌کنند که می‌گوید: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمی‌تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.»[۲] گرچه حقوق‌دانان در مراجع قاضی به اصل ۱۶۷ در امور کیفری اختلاف نظر دارند و نظر غالب، عدم مراجعه قاضی به منابع فقهی و فتاوای معتبر در صورت عدم جرم‌انگاری عمل در قوانین کیفری است، اما با این وجود قانون مجازات ۱۳۹۲، مراجعه به این اصل در جرایم حدی را مورد تصریح قرار داده‌است.

در بهائیت حکمی برای ارتداد وجود ندارد و هر کس در انتخاب دین خود آزاد است و می‌تواند دین دیگری را انتخاب کند.

در کتاب گات‌ها /هات ۳۱ / بند ۱۱ به صراحت این آزادی دیده می‌شود:
«ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشه و خرد بخشیدی، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کار کردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی خواستی تا هر کس به دلخواه خود و با کمال آزادی خویش (دین) خود را برگزیند.»

مجازات مرتد ملی

«اگر در میان شما در یکی از دروازه‌هایی که خداوند عطا نموده مردی یا زنی یافت شود که خدایان غیر را عبادت کرده و بر آنها سجده نماید یعنی آفتاب یا ماه یا هر یک از عساکر آسمان که من امر نفرموده‌ام، آن مرد و زن را از اندرون دروازه‌هایت بیرون آر و سنگسارشان نما تا بمیرند.» (تثنیه- ۱۷: ۲–۵)

در باب دوم از سفر داوران آیه ۱۱ آمده: «و بنی اسرائیل در نظر خداوند شرارت ورزیدند و بعل‌ها را عبادت نمودند و یهوه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود ترک کردند و خدایان غیر را از خدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده آن‌ها را سجده کردند و خشم خداوند را برانگیختند و یهوه را ترک کرده بعل و عشتاروت را عبادت نمودند، پس خشم خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به دست تاراج کنندگان سپرد.»[۳]

اطلاعاتی موجود نیست

اگر شخص بالغ، عاقل و مختار، از دین اسلام برگردد؛ از وی خواسته می‌شود که توبه کند و به اسلام برگردد و گر نه، اگر مرد باشد اعدام می‌شود و اگر زن باشد حبس ابد شده و در زمان نمازهای پنجگانه شلاقش می‌زنند، و در معیشت و آب و غذا و لباس آن‌قدر بر او سخت می‌گیرند تا توبه کند.[۴]

از نظر جعفر صادقی فدکی، مرتد کسی است که به دنبال دلیل و برهان و استدلال نیست و فقط دروغ بر اسلام می‌بندد تا دین مسلمانان را ضعیف کند.[۵]

فقهای امامیه، علاوه بر اعدام، عقوبت‌های زیر را برای مردی که مرتد فطری است، در نظر گرفته‌اند: جدایی از همسر و تقسیم اموال بین ورثه. در کتب فقهی برخی جزئیات دربارهٔ این مجازات‌ها، چون مسئله قبول توبه مرتد وعده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات می‌گردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم اعدام او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجه‌اش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.[۶]

هدانا – سيري در معارف هدايت بخش اهل البيت عليهم السلام

فهرست این نوشتار:

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

پرسش : مرتد فطری و مرتد ملّی به چه کسی گفته می شود؟

مجازات مرتد ملی

پاسخ : مسلمانی که از اسلام خارج شود و کفر را اختیار کند، مرتد نامیده می شود. مرتد بر دو قسم است : مرتد فطری و مرتد ملّی. و مرتد فطری کسی است که پدر و مادر او یا یکی از آنها در هنگام به دنیا آمدن او مسلمان باشند و خود او نیز پس از تمیز، مسلمان باشد و سپس کافرشود؛ و مرتد ملی کافرى که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شده ولى پس از قبول اسلام مجدداً کافرگردیده است.

پرسش : مرتد ملی چه تفاوتی با مرتد فطری دارد؟

پاسخ : مرتد ملی چند حکم متفاوت با مرتد فطری دارد. نخست اینکه اول او را توبه می دهند اگر توبه نکرد حکم قتل اجرا می شود، دیگر اینکه اموال او میان ورثه تقسیم نمی شود مگر زمانی که بمیرد یا کشته شود، سوم اینکه زوجه اش عده طلاق نگه می دارد از همان زمان که ارتداد حاصل شد در حالیکه زوجه مرتد فطری عده وفات نگه می دارد.

کسی که تمام عمر خود را گناه کرده است؟

نماز اميرالمومنين برای بخشش گناهان

کلماتی که آدم با آن توبه کرد

آيا خداوند توبه همه گناهان را مى پذيرد؟

توبه مرتد [مرتد ]

پاسخ : مرتد فطری توبه اش به حسب ظاهر قبول نیست (هرچند در واقع در نزد خدا قبول می شود) ولی مرتد ملی توبه اش پذیرفته است. البته اگر یقین کنیم مرتد فطری توبه حقیقی کرده است گرچه شرعاً توبه او پذیرفته نیست و حدّ ساقط نمی شود اما در بقیه احکام (مانند پاک بودن و کفن و دفن و نماز) مانند سایر مسلمانان است.

پرسش : مسلمان زاده ای که به محض بلوغ مسیحیت را پذیرفته (دون اقرار به اسلام بعد از بلوغ) آیا مرتد فطری است؟

پاسخ : اگر هرگز اسلام را نپذیرفته بوده مرتد نیست ولی کافرمحسوب می شود.

پرسش : فردی به بنده پیشنهاد داده اگر به دین آنها رو بیاورم (غیر از اسلام) خانه و زندگی خوبی برایم فراهم می کنند. بنده از ناچاری و بدبختی می خواهم قبول کنم. نظر حضرت عالی چیست؟

پاسخ : اولا آنها به احتمال قوی دروغ می گویند و ثانیا به فرض که چنین باشد هیچ انسان با ایمانی دین خود را به خاطر دنیا تغییر نمی دهد.

منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

ویژه نامه کفار و بلاد کفر و احکام غرب نشینان

[/fusion_builder_column][/fusion_builder_row][/fusion_builder_container]

*-مدرس حوزه و بنیانگذار سایت هدانا.

**- تحصیل در محضر جمعی از مراجع عظام تقلید.

***- هدانا برآیند فعالیتی گروهی با نظارت دقیق، برای معرفی مطالب خوب دینی به شماست، امیدواریم این توفیق را داشته باشیم به عنوان یک منبع به روز و قابل اعتماد دسترسی به معارف اهل البیت(علیهم السلام) را برای شما مخاطبان عزیز و گرامی در حوزه های مختلف معرفتی ساده و کاربردی تر کنیم.

حکم تغییر دین برای دریافت پناهندگی

حکم ارتباط و معاشرت با فردی که مرتد شده

چرا مجازات ارتداد در اسلام اعدام است

اموال و دارائی های شخص پس از مرتد شدن چه می شود

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

ویژه روز:

شکنجه روشی برای ترویج مسیحیت تبشیری؟!+تصاویر

مجازات مرتد ملی

تخریب بقیع توسط وهابیت

ازدواج‌های عاشقانه و زیان‌های آن

دریافت بهترین اخبار ومقالات هدانا

حکم تغییر دین برای دریافت پناهندگی

مشاوره خانواده و سبک زندگی:

دوستی قبل ازدواج به بهانه پختگی برای بعد از ازدواج

پيامدهاي اجتماعي دوستي هاي قبل از ازدواج

پولی که در غیر این دو راه صرف شود، فقط ضرر است!+فیلم

علت بی میلی زنان به روابط زناشویی

از کجا بفهمم همسرم دوستم داره یا عاشقمه

عوامل شک در خیانت همسر

رابط دختر و پسر قبل از ازدواج و هشداری به دختران

بدست آوردن اعتماد همسر چگونه و از چه راه؟

توصیه برای مطالعه شما:

ارزش انفاق و صدقه در راه خدا

تقدیر امام خامنه‌ای از حضرات آیات مصباح یزدی، جوادی آملی و سبحانی/فلسفه باید در حوزه‌ علمیه رواج یابد

جبهه ملی ایران

خواندن نماز باران با وجود پیش بینی هوا

ريزش ها و رويش‌هاي صدر اسلام و انقلاب اسلامی

ياد مرگ چه فوايدى دارد

شفاعت در عالم برزخ

دختری که نمی‌دانست با پیکر پدرش عکس یادگاری می‌گیرد + عکس

مطالب تصادفی احکام:

حكم شرعي شکستن قفل نرم افزارها

نجس شدن کف دست هنگام نماز

نجاست اشياء مشترك بين كفار و مسلمين

حکم سود پول مشارکتی در بانک

حکم غش در فروش میوه

خواندن نماز لیلة الرغایب بعد از نماز عشاء

حکم شرعی موسیقی در مراسم ختم

نگهداری پرنده و خروس در خانه در صورت اذیت همسایه

| فارسی | العربیة | اردو | English |

| تمامی حقوق شرعاً و قانوناً برای تیم هدانا محفوظ می باشد و نقل مطالب با ذكر منبع سبب امتنان است. © کپی رایت – هدانا HADANA.IR |

مجازات مرتد ملی
مجازات مرتد ملی
0

اینها رو بخوان سالم بمان :

دیدگاهتان را بنویسید