اینها رو بخوان سالم بمان :

خواص دارویی و گیاهی

مجازات همسر آزاری
مجازات همسر آزاری

ناهنجاری اجتماعی همسر آزاری متاسفانه در جوامع دنیا سومی اکثر وجود دارد و حقوق زنان آن طور که باید در این کشورها رعایت نمیشود. همسرآزاری پدیده‌اي هست که از زمان‌هاي قبل در جوامع گوناگون وجود داشته هست. آزار روانی، جسمی، مالی و جنسی ازجمله خشونت‌هایي هست که مردان علیه زنان انجام میدهند.

 

خشونت علیه زنان؛ پدیده شایع و تأسف‌باری هست که ابعاد گسترده آن، اساس آسیب‌هاي فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آن ها، خانواده و جامعه فراهم می‌آورد. خشونت علیه زنان دارای سابقه‌اي به وسعت تاریخ بوده و در دهه‌هاي جدید به شکل خشونت مدرن، اشکال نوینی به خود یافته هست و با وجود تلاش‌هاي بین‌المللیمجازات همسر آزاری

 

حقوقدانان، کارشناسان و کنشگران اجتماعی و حقوق بشری برای رفع هرگونه خشونت نسبت به آن ها سونامی خشونت علیه زنان، کماکان جاری و روزافزون بوده و هزینه‌هاي متعددی را بر جامعه بشری و ملی دولت‌ها وارد می کند.خشونت علیه زنان از خانه و خیابان تا کوچه و بیابان، به اشکال گوناگون توهین و هتک حرمت، ختنه دختران و زنان، ازدواج زودهنگام آن ها،

 

استثمار عاطفی و جنسی در منازل و محافل کار و خارج از آن، طلاق قهری، تبعیض جنسیتی و نگاه‌هاي سنگین مردانه، آزار جنسی و تن‌فروشی پیدا و مخفی، ایراد صدمات عمدی بدنی و حیثیتی، اخراج از خانه و ممانعت از تحصیل و کار، وضع زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست، ممانعت از ملاقات فرزند و سلب حضانت فرزندان از مادران،

 

تضییع حقوق اساسی و شهروندی آن ها، تضییع حقوق زناشویی، خانوادگی و فرصت‌هاي شغلی و حرفه‌اي، بن‌بست در طلاق نسبت به زنان و اجبار عینی و عملی انها به مهرم حلال، جانم آزاد، برای رهایی از تقید زوجیت و زناشویی متلاطم خویش در طی سال‌هاي متعدد برای تعیین تکلیف وضع حقوقی و قانونی خود و تبعیض و تفکیک جنسیتی،

 

به انحای گوناگون دیگر و درجات متفاوت در جامعه به‌طور نسبی و فزاینده، حسب مورد، وجود داشته و محصور به قتل علیه زنان در کشور، در معنای خاص آن نیست. پرونده‌هاي متعدد قضائی موجود و جاری در محاکم قضائی و خانواده و وضع بحران خانواده در ایران؛ کمترین گواه بر این مهم هست.

 

اضافه بر این، با مراجعه به صفحه حوادث رسانه‌ها، سایت‌ها و شبکه‌هاي اجتماعی و مجازی و نیز کلانتری‌ها و ادارات آگاهی استان تهران بزرگ و دیگر دوایر نمونه در کل کشور «دایره ویژه قتل» و دیدن خانواده‌ها و مراجعه‌کنندگان متعدد برای پی‌جویی و شناسایی عزیزان گم‌گشته خویش در لابه‌لای مجموعه‌هاي تصویری مقتولان بی‌نام و نشان مضبوط در آن ادارات

 

وضع و اهمیت خشونت فزاینده علیه زنان در جامعه اکثر درک می شود! بر این اساس؛ ضروری هست در مقام مدیریت خشونت فزاینده علیه زنان و افزایش ضریب امنیت انسانی و حقوق شهروندی و اساسی در بین شهروندان و جامعه، خصوصا نسبت به زنان برآمد.

 

واژه همسر‌آزاری که در اذهان عموم به‌عنوان خشونت شوهر علیه زن به کار میرود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز باوجود فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش هست. آمار ٤٣‌درصدی زنان کتک‌خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم‌انگیز هست. باید دقت داشت

 

که خشونت علیه زنان و به‌صورت خاص «همسران» به چند نوع گوناگون هست. خشونت فیزیكی و بدنی، مثل صدمه‌زدن به وسایل خانه و ضرب‌وشتم همسر، خشونت روانی و كلا‌می ‌مثل تحقیر شخصیت، چهره یا شرایط جسمانی زن، ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همین طور خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل،

 

ممنوعیت رابطه با بستگان حتی به‌صورت تلفنی، خشونت اقتصادی مثل نپرداختن خرجی و درنهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قراردادن وی به‌دلیل اعتیاد، مهم ترین و شایع‌ترین انواع همسر‌آزاری مردان نسبت به زنان هست.

 

مفهوم پدیده همسر‌آزاری

خشونت و اعمال آن از معضلات روبه‌رشد در تمامی جوامع هست. این پدیده اشکال گوناگونی دارد و مردان و زنان تمامی گروه‌هاي سنی تحت‌تاثیر آن قرار می گیرند. خشونت خانوادگی به نحوه پرخاشگری اشاره دارد که در روابط زوجین رخ می دهد. خشونت خانوادگی گاهی‌اوقات تحت‌عنوان همسر‌آزاری، خشونت زناشویی، زن‌آزاری، شریک آزاری و عبارات دیگر توصیف شده هست.

 

براساس تحقیقات پزشکی قانونی، همسرآزاری در تمامی طبقات اجتماعی از فقیرترین تا غنی‌ترین و حتی خانواده‌هاي تحصیلکرده اتفاق می‌افتد و محدود به قشر خاصی نیست. همسرآزاری به شکل‌هاي گوناگون در جوامع بروز میکند و در هر خانواده‌اي با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن هست نمونه‌اي از همسرآزاری وجود داشته باشد.

 

همسر به زن و شوهر گفته می شود و آزار نیز به معنی معکوس‌کردن بایدها و نبایدهاست. بنابراین در تعریف همسرآزاری می توان گفت معکوس‌کردن بایدها و نبایدها برای زن یا شوهر همسرآزاری محسوب میشود. همسرآزاری را میتوان به ۴گروه همسرآزاری روانی، مالی، جنسی و جسمی تقسیم کرد. برآورده‌نشدن هر یک از نیازها در اساس‌هاي‌مالی، روانی و جنسی میتواند یکی از انواع همسرآزاری را به دنبال داشته باشد.

فقر، اعتیاد، بی‌دقتی در گزینه همسر، تفاوت‌هاي فرهنگی، رشد اجتماعی زنان و عدم باور مردان، مرد یا زن‌سالاری، نقش رسانه‌ها در ارایه چهره‌اي نادرست از زنان و ازدواج‌هاي قبل از رشادت ازجمله عوامل اساس‌ساز همسرآزاری هست. درصورتی که مرد قادر به فراهم سازی نیازهای مادی همسر و خانواده‌اش نباشد، ممکن هست

 

تبعات آن به‌صورت همسرآزاری بروز کند و مرد از شرایط عادی خارج شود. از سویی اعتیاد نیز به علت بالابردن هزینه خانواده و ایجاد علایم افسردگی در فرد، اساس‌ساز همسرآزاری هست.

 

نگاه ویژه حقوق بشر به زنان

با دقت به این‌که سازمان ملل، سال‌هاي ١٩٩٥ – ٢٠٠٤ را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرده هست و از آن‌جا که ناآگاهی همه ي انسان‌ها، به‌ویژه زنان از این حقوق آن ها را از برخورداری کامل از آن حقوق باز می‌دارد، لذا آگاه‌سازی عموم، سواد‌آموزی حقوقی و ارتقای فرهنگ حقوق بشر، توسعه و صلح از طریق هماهنگی و همکاری

 

با گروه‌هاي محلی و منطقه‌اي و سازمان‌هاي غیردولتی و نیز رسانه‌ها در سراسر دنیا برای اجرای برنامه‌هایي در اساس آموزش حقوق بشر میتوانند موثر باشند. در این میان خشونت علیه زنان ازجمله مسائلی هست که در تمام جوامع فراگیر هست. خشونت‌هاي جنسی، جسمی و… باعث شده تا محیط امن خانه برای همسران ناامن شود.

 

اما شناخت زنان از حقوق خود و قوانینی که به نفع انها در جهت ایجاد امنیت و آزادی نگاشته شده سبب خواهد شد تا از میزان خشونت علیه زنان نیز کاسته شود. از سویی در فضای جامعه غربی نیز پدیده همسرآزاری گسترش یافته و اعلامیه جهانی حقوق بشر در موادی بر حفظ حقوق زنان در جهت پیشگیري از همسرآزاری تاکید کرده هست.مجازات همسر آزاری

 

اما انچه در بین این قوانین مهم جلوه می کند، میزان ظرفیت جوامع در اجرای آنهاست و باید ضمانت اجرایی در جوامع بالاخص با دقت به اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود داشته باشد. اگرچه در سال‌هاي جدید، با افزایش تعداد تشكل‌هاي مدافع حقوق زنان و حمایت دولت از رشد این تشكل‌ها، صداهای بسیاری در حمایت از حذف خشونت

 

علیه زنان بلند شده هست، اما هنوز قوانین حمایت‌كننده از زنان كافی نیست و به گزارش پارس ناز زنان نیز بنابر سنت اجتماعی، در موارد بسیاری ترجیح می دهند بنابر مصلحت یا حفظ آبرو، خشونت‌ها علیه خویش را مخفی کنند. آیا راه‌حلی وجود دارد؟ بازنگری قوانین كشورها، یكی از اولین راهكارها برای حذف خشونت علیه زنان تلقی میشود.

 

به اعتقاد نهادهای مدافع حقوق زنان، نقاط ضعف قانونی باید آشكار و رفع شود. دولت‌ها تشویق و ترغیب شوند تا قوانین را رعایت و قوانین نامناسب را عوض كنند. در سطوحی پایین‌تر نیز باید با كمك به رشد نهادها و تشكل‌هاي غیردولتی زنان، به مهار اجتماعی خشونت علیه زنان مبادرت ورزید. با همكاری و توسط این تشكل‌ها،

 

زنان باید اکثر به حقوق خود در برابر خشونت آگاه شوند. با این وجود، حضور و نقش مردان در حذف خشونت علیه زنان، اساسی و ضروری هست و بدون جلب همكاری مردان، حذف خشونت ممكن نیست. مردان هم باید وادار شوند كه سكوت خود را بشكنند و وارد این وادی شوند.

 

 

کلید واژه ها:
ناسازگاریروابط زوجینشوهرآزاریخشونت علیه مردان

واژه همسر آزاری که در اذهان عموم به عنوان خشونت شوهر علیه زن بکار می‏رود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته است و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز علیرغم فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است. آمار 43 درصدی زنان کتک خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم‏انگیز می‏باشد. تبیین کیفی و کمی و بررسی اثرات ناگوار این معضل نیازمند مجال مناسبی است.
در این شماره با اولویت تبیین انحرافات زنان، پدیده همسرآزاری، به عنوان رفتار آزاردهندة زنان علیه همسرشان تبیین می شود. لازم به توضیح است که این نوشتار نه به دلیل وفور، بلکه به دلیل ناپسندی و قبح این رفتار بر دامان زنان و کیان خانواده، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
دین اسلام برای نهاد خانواده در نظام اجتماعی، ارزش بسیار بالایی قائل است و آن‌ را عامل ایجاد سکینه و آرامش بین اعضای خانواده و جامعه می‎شمارد، بدین لحاظ حقوق و تکالیفی را برای اعضای خانواده معین کرده و آنها را به رعایت این موارد ترغیب و تشویق نموده است و داشتن روابط سالم و اخلاقی را درکانون خانواده مبتنی بر رهایی از خودبینی و خودخواهی و رعایت احترام متقابل، گذشت و فداکاری، ایثار و دگرخواهی، توجه به مصلحت خانواده و مودّت و رحمت قرار داده است. از این رو معصومین (ع) در روایات مختلف، زن و مرد را دعوت به خوشرفتاری با یکدیگر نموده‏اند. از پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد خوشرفتاری مردان با زنان روایت شده است که: «اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً و خیارکم خیارکم لنسائهم» «کامل‌ترین مؤمنان از حیث ایمان خوش اخلاق‌ترین آنهاست و شایسته‌ترین شما کسانی هستند که با زن خود خوشرفتارترند».[1]امام صادق(ع) هم در مورد خوش‎رفتاری زنان فرموده است: «ایّما امرأة باتت و زوجها علیها ساخط فی حق لم یتقبل منها صلاة حتی یرضی عنها…»[2]«هرگاه زنی، شب را به عبادت بیدار باشد، در حالی که شوهرش به خاطر پایمال کردن حقش، از او خشمگین است، تا زمانی که او را راضی نکند، نمازش مورد قبول واقع نمی‌شود.»
قرآن نیز در رابطه با رعایت و تقدم مصلحت خانواده می‎فرماید: «اگر در مواردی یکی از زوجین بعد از ازدواج، همسرش را بر اساس معیارهای خود مطلوب نداند، ولی زندگی با او را ادامه دهد و با وی خوش‎رفتاری نماید، خداوند به چنین فردی وعدة خیر کثیر می‌دهد.»[3]
همان‎طور که ذکر گردید در فرهنگ اصیل اسلام، بنیان خانواده بر پایه مودت و رحمت و تفاهم زوجین است، لیکن در فرهنگ مغرب زمین، به جهت اعتقاد به نظریات اومانیستی، فردگرایی و نسبیت اخلاق، خانواده تنها بر اساس معیارهای حقوقی محض پی‌ریزی شده و اعضای خانواده با اجبار و ابزار حقوق، به رعایت وظایف خویش ملزم می‎شوند، این مسئله یکی از تمایزات اصلی خانواده غربی با خانواده شرقی است، به طوری که گفته می‌شود: «شرق تمایل به اخلاق دارد و غرب تمایل به حقوق. انسان شرقی انسانیت خود را در این می‌بیند که حقوق خود را بشناسد و از آن دفاع کند و نگذارد دیگری به حریم حقوق او پاگذارد».[4]در حالی که اگر خانواده بر محور حقوق بچرخد و هر یک از زوجین تنها بر اساس منافع شخصی خود، حقوق خویش را استیفاء نماید،خانواده به نهادی بی‌روح تبدیل ‌می‏شود که بسیار خشک و شکننده بوده و با کمترین اختلافی متلاشی می‌شود. اما در دیدگاه اسلامی، برای ایجاد وحدت و صمیمیت واقعی میان زن و شوهر، به تفاوت‌های غریزی و طبیعی آنها توجه شده و بر اساس این تفاوت‎ها، برای هر یک حقوقی متناسب وضع گردیده است. اما در فرهنگ غرب تلاش می‌شود تا این تفاوت‌ها نادیده گرفته شده و زنان به حقوقی مشابه مردان دست یازند. امروزه می‏توان نمونه بارز این تفکر را در دیدگاه‎های فمینیستی می‌توان مشاهده نمود. گروه‌های فمینیستی با طرح شعار برابری مطلق زن و مرد در تمامی زمینه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی، خواهان تحولی اساسی در کلیه جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی می‌باشند. از نظر فمینیست‎ها، تعریف زنان به عنوان مادر، همسر و موجوداتی زینتی، آنان را در محدودیت‌های تاریخی قرار می‌دهد، لذا باید برای دسترسی به برابری و آزادی مطلق زنان مبارزه نمود.
گسترش افکار فمینیستی و نفوذ آن در کشورهای اسلامی، موجب شده است تا برخی از زنان مسلمانی که آشنایی کمتری نسبت به حقوق، احکام و دستورات اخلاقی و دینی و فلسفه تدوین آنها دارند و یا پایبندی آنها نسبت به فرهنگ دینی کمتر است، تحت تأثیر اندیشه‌های غربی قرار گرفته و بنا را بر ناسازگاری،‌ مخالفت و درگیری، عدم توجه به حقوق همسر و اذیت و آزار وی گذارند، زیرا مبانی حقوقی دیدگاه فمینیسم و اسلام متفاوت می‎باشد، به طوری که برخی مواد حقوقی در دیدگاه فمینیسم، از نظر آموزه‌های دین اسلام، شوهرآزاری تلقی می‌شود و بالعکس. از جمله این موارد «تمکین» است. زوج حق دارد که در قبال پرداخت نفقة زوجه، از او استمتاع نماید و بر زوجه واجب است که نسبت به زوج، جز در مواردی استثنایی با عذر شرعی یا عقلی، تمکین کامل داشته باشد. بنابراین اگر زوج از پرداخت نفقه خودداری نماید و یا زوجه خود را برای کامیابی مرد آماده نسازد، حق همسرش را زیر پاگذاشته و موجبات اذیت و آزار او را فراهم نموده است، در حالی که مطابق دیدگاه فمینیسم، شوهر چنین حقی ندارد و ارتباط جنسی مرد با همسرش بدون رضایت وی، تجاوز جنسی محسوب شده و از مصادیق بارز آزار و اذیت زن شمرده می‌شود، لذا ضروری است ضمن توجه به چنین تفاوت‏هایی، پدیده شوهر آزاری و مفاهیم مشابه و مرتبط با آن تعریف گردد.
تعریف شوهرآزاری
آزار در لغت به معنای «رنج، عذاب، شکنجه، اذیت، تعب، مشقت، ضرب، کرب و صدمه»[5] می‎باشد.
خشونت در لغت به معنای درشتی، زبری، ناهمواری، تندخویی و درشتخویی است.[6] از معانی این دو واژه مشخص می‌شود که کلمه «آزار» از معنای عام‌تری نسبت به کلمه «خشونت» برخوردار است، بنابراین آن معنا را نیز شامل می‌شود.
در تعریف «شوهرآزاری» گفته می‌شود: رفتاری آزار دهنده از سوی زن علیه شوهر که در محیط خانواده به وقوع می‌پیوندد و حقوق او را پایمال می‌کند، البته ممکن است جنبه روانی، جنسی، اقتصادی، جسمی داشته باشد.
مصادیق شوهرآزاری
شوهرآزاری می‌تواند ابعاد و مصادیق مختلفی داشته باشد:
الف) ـ بعد روانی
بعضی از خشونت‌های زنان، به روح و روان شوهر آسیب می‌رساند و او را تحت فشارهای روحی و روانی قرار می‏دهد. معمولاً این نوع آزردگی، شیوع بیشتری داشته و به صورت غیرمستقیم اثرات مخربی برجای می‌گذارد. جلوه‎های مختلف این نوع آزار عبارتست از:
– تخریب حیثیت و آبروی شوهر
برخی از زنان به جای حفظ احترام و منزلت شوهر و تکریم او، گفتار، کردار، اوصاف یا خلقت وی را به واسطه قول یا فعل و از طریق ایماء و اشاره و کنایه تمسخر می‌کنند. در این صورت شخصیت و جایگاه شوهر در نزد دیگران مخدوش می‏شود.[7]
– شکستن حرمت پدر در نزد فرزندان
یکی از بارزترین مصادیق آزار روانی مردان در خانواده، از بین بردن حرمت و احترام نقش پدری آنهاست. رفتارهای اهانت آمیز و پرخاشگرانه از سوی زن در نزد فرزندان، می‏تواند اقتدار و ابهت پدر را در محیط خانواده مخدوش کند و ضمن شکستن غرور و شخصیت وی، عزت نفس او را لگد مال نماید، در حالی که توصیه‏های مؤکد دینی در راستای تقویت توانمندی و نظارت پدر در خانواده، به جهت حفظ استحکام بنیان خانواده و ممانعت از کجروی‏های اعضای خانواده می‏باشد.
– فحاشی و انتساب صفات ناشایست
گاه برخی از زنان، اذیت و آزار را به مرحله بالاتری می‎رسانند و به جای سخنان احترام ‌آمیز، از پاره ای الفاظ ناشایست، فحاشی و انتساب صفات منفی استفاده می‎کنند[8] تکرار این اعمال موجب می‎شود که به تدریج شوهر باور کند که در نزد همسر خویش از چنین شخصیتی برخوردار است، در نتیجه رفتاری متناسب با این رویه، بروز می‎دهد.
– عدم توجه به خواست و انتظارات شوهر
محبت و صمیمیت در کانون خانواده، از طریق شناخت و توجه به خواسته‎ها و انتظارات همسر و در حد امکان تأمین آنها ایجاد می‎شود. برای این کار می‏توان از فرد مقابل سؤال کرد که آیا انتظارات و خواسته‌های وی برآورده شده است. گاهی برخی از زنان، علیرغم آگاهی نسبت به حساسیت شوهر و اینکه با انجام آن رفتار خاص، به شدت آزرده و ناراحت می‏شود (هرچند ممکن است که عکس‎العمل آشکاری را نسبت به آن نوع رفتار نشان ندهد)، برای آزار و اذیت و رنجش خاطر او همان رفتار را انتخاب می‌کنند. [9]
– تبعیض بین خویشاوندان خود و شوهر
اگر ازدواج عامل وحدت و یگانگی زن و مرد باشد، در این صورت هر آنچه مورد علاقه و احترام یکی از آنها است، باید مورد علاقه و احترام دیگری نیز باشد. همچنان که حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «أصدقاوک ثلاثة و اعداوک ثلاثة؛ فاصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک و اعداؤک عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک» «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه دسته‎اند، اما دوستانت، پس دوست تو و دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو است و اما دشمنانت، پس دشمن تو و دشمنِ دوست تو و دوستِ دشمن تو است.»[10]
بنابراین خویشان و بستگان هر یک، که در نزد او ارزش و احترام والایی دارد، به همان نسبت باید برای دیگری ارزشمند باشد. در غیر این صورت اگر زنی برای بستگان خویش، جایگاه ویژه‎ای قائل شود و آنها را برتر و بالاتر از بستگان همسر خویش به حساب آورد و بیشتر با آنها مراوده داشته باشد و در مقابل، بستگان همسر را بیگانه فرض کند و تمایلی به ارتباط با آنها نداشته باشد و راه را برای روابط آنان مسدود کند و از انجام هر خدمتی از جانب شوهر نسبت به آنها مخالفت ورزد، از این طریق ممکن است فشارهای روحی و روانی زیادی بر شوهر وارد ‌شود، زیرا وی با این رفتار درمی‎یابد که علاقه و دوستی همسرش، نمی‌تواند صادقانه باشد.
– مقایسه نامناسب همسر با سایر مردان
برخی از زنان دائماً همسر خود را با همسر بستگان یا همکاران و دوستان خود مقایسه می‎کنند و در این شرایط تنها جنبه‌های منفی شوهر خود را می‌بینند و آنها را برجسته می‌کنند و به دنبال آن، خود نیز احساس کمبود و محرومیت در زندگی می‌نمایند. در چنین شرایطی، تفاوت‎های فردی و فرصت‌های نابرابر افراد مورد توجه قرار نمی‏گیرد . با ادامة این روش، به تدریج زبان به شکایت و اعتراض گشوده و امتیازات دیگران را به رخ شوهر می‌کشند و با گفتار و کردار خود، موجب اذیت و آزار شوهر می‎شوند.
– بزرگ‌نمایی مسائل جزئی
از جمله مسائلی که لازم است هر یک از زوجین برای استحکام بنیان خانواده بدان توجه کنند، چشم‌پوشی از مسائل جزئی و کم اهمیتی است که در زندگی زناشویی پدید می‌آید. در حالی که برخی از زنان در قبال این مسائل حساسیت بیش از اندازه داشته و آنها را به عنوان مسائلی بزرگ و مهم جلوه می‌دهند؛ در نتیجه نمی‌توانند برای حل آنها برخورد مناسبی داشته باشند و موفقیتی کسب کنند، لذا احساس ناراحتی و فشار حاصل از آن، موجب سلب آرامش و شادابی زن شده و بر سلامت و بهداشت روانی او تأثیر منفی می‌گذارد؛ در چنین شرایطی زن نمی‌تواند برخورد مناسبی با همسر خویش داشته باشد و رضایت او را جلب کند.
– بدبینی و سوء ظن
بدبینی و سوء ظن که نقطه مقابل حسن ظن و اعتماد است، یکی دیگر از اختلالات روانی به حساب می‌آید. فرد مبتلا به این بیماری، صاحب یک فکر یا فاعل یک رفتار را بدون دلیل و شاهد، به داشتن اغراض سوء متهم می‎نماید. زنانی که به این بیماری مبتلا هستند، به شوهر خود اعتمادی ندارند و حتی از رفتارهای دلسوزانه و محبت آمیز وی، احساس رضایتمندی نمی‌کنند و نارضایتی خود را در گفتار و رفتار خود ظاهر می‌سازند.
ب)ـ بعد جسمی
– ضرب و جرح
این مسئله اغلب در خانواده‏هایی مشاهده می‌شود که زن دارای تسلط و قدرت بیشتری است. در این خانواده‎ها، زن نقش اصلی را در خانواده ایفا می‏کند و توقع دارد که سایر اعضای خانواده، تصمیمات وی را پذیرفته و به آن احترام گذارند، همچنین در واردی که زن احساس می‏کند دستورات و تصمیمات او، توسط شوهرش نقض می‎گردد، این حق را برای خود محفوظ می‌داند که با او درگیری فیزیکی پیدا کند.[11]
– همسرکشی
همسرکشی پدیده‌ای است که همراه با نرخ زن‌کشی رو به تزاید می‎باشد. تحقیقات اخیر در ایران که توسط مرکز تحقیقات جرمشناسی دانشگاه تهران در 15 استان کشور انجام شده است، نشان می‎دهد که جرم همسرکشی در بین زنان و مردان مساوی است. تنها تفاوت بین دو پدیده شوهرکشی و زن کشی، در نحوه ارتکاب جرم می‌باشد. بر اساس این پژوهش، مردان در کشتن همسران خود مستقل و مباشر هستند، ولی زنان در شوهرکشی، مباشر نبوده، بلکه از طریق تطمیع، تحریک و … معاون جرم بوده‎اند. مطابق این تحقیق مشخص گردید که علیرغم آنکه درصد جرائم ارتکابی به وسیله زنان در کشور بسیار پائین است، اما نرخ جرم همسرکشی، توسط زنان بالاست و بالاترین سطح فراوانی آن در کل کشور به شهرهای تهران، کرج، خراسان، آذربایجان و کرمانشاه مربوط می‏شود.[12]
ج)ـ بعد اقتصادی
نوعی دیگر از آزار و اذیت‎ها، صبغة اقتصادی دارد که عمدتاً شامل تصرف بدون اجازه، تخریب و نابودی اموال شوهر می‌باشد:
ـ در برخی موارد زن به قصد انجام کار خیر، بدون مشورت و کسب رضایت از شوهر، اموال وی را به افراد نیازمند و محروم می‌بخشد و از آنان دستگیری می‌کند.
ـ در موارد دیگری، زن بدون اطلاع شوهر و کسب اجازه از او، مقداری از اموالش را به خود اختصاص می‏دهد.
– نوع دیگری از آزارهای اقتصادی زنان، اسراف است، به این صورت که در مصرف اموال همسر، از حد اعتدال خارج می‌شوند و اسراف یا تبذیر می‌نمایند. چنانکه «اسراف به معنای خروج از حد، در هر کاری است که انسان انجام می‏دهد و مراد از حد، همان حد وسط بین سخت گیری و زیاده روی است».[13] معیار تشخیص در این موارد، عرف است که مصرف مال را به اندازة احتیاج و متناسب حال شخص می‌داند. از جمله مصادیق اسراف عبارت است از:
– تضییع،به مفهوم ضایع و خراب کردن مال؛ نظیر دور ریختن مواد خوراکی و پوشاک و …
– مصرف بیش از حد و خارج از شأن؛ در این شرایط مال برای چیزی دارای فایده مصرف می‌شود؛ اما مصرف، با حال و شأن آن فرد متناسب نیست.
– مصرف چیزی که نیازی به آن نیست، یعنی انسان اموال خود را در راهی مصرف کند که مناسب حال او می‏باشد، ولی نیازی به آن ندارد، مانند کسی که یک ماشین برای رفع نیاز دارد، ولی ماشین دیگری هم خریداری می‎کند.
ـ تبذیر (پراکنده کردن) مصرف مال بدون جهت و فایده است. به بیان دیگر تبذیر، به آن قسم از اسراف گفته می‏شود که همراه اتلاف مال باشد و هیچ هدف عقلانی نداشته باشد، در این صورت با مصداق یافتن تبذیر،اسراف هم صادق خواهد بود، از این رو برخی از اندیشمندان تبذیر را همان اسراف دانسته اند.[14]
در مجموع، زن در چنین آزارهایی با مصرف بی رویه، موجب نارضایتی شوهر می‌شود و چه بسا از نظر مالی وی را در تنگنای اقتصادی قرار دهد، به حدی که برای تأمین مخارج زندگی خویش تلاش مضاعفی کند و احساس خستگی جسمی و روحی نماید.
د)ـ بعد جنسی
آزار و اذیت زن می‌تواند در روابط جنسی با شوهر به اشکال ذیل بروز ‌کند:
ـ محرومیت جنسی
یکی از وظایف اساسی زن، به جهت نقش آن درجلوگیری از انحرافات اخلاقی همسر، ارضای نیاز جنسی شوهر است، زیرا تأمین این نیاز ضمن آنکه یکی از کارکردهای اصلی خانواده محسوب می‎شود، از آلودگی‌های اخلاقی و جنسی افراد جامعه جلوگیری می‏کند. در برخی از موارد، اجتناب همسر از انجام این وظیفه، می‌تواند مرد را به جهت مواجهه با زنان دیگر و تحریک غریزی، دچار عصیان و گناه کند و یا در اثر مقاومت و خودداری از ارضای نامشروع، با مشکلات روحی و روانی مواجه نماید، به ویژه اگر چنین رفتاری در سال‌های اولیه ازدواج رخ دهد که تمایل همسر به برقراری ارتباط جنسی بیشتر است، اثرات تخریبی محرومیت جنسی بیشتر خواهد بود؛ به طوری که یکی از روانشناسان در این رابطه می‌نویسد: «اشتیاق به تمتع جنسی، خصوصاً در سال‌های اول زندگی مشترک، در مرد نسبت به زن قوی‌تر احساس می‏شود. این خصوصیت جنسی مرد را باید به زن آموخت. استنکاف زن از آمیزش، هنگامی که مرد متمایل به آن است، فقط در مواردی مناسبت دارد که علل معینی (از قبیل ناخوشی، قاعدگی، بارداری) در بین باشد.»[15]
از این رو در اسلام مسأله تمکین زن از شوهر در هنگام نیاز مرد، از حقوق شوهر محسوب می‌شود. ولی اگر مرد در آمیزش جنسی رضایتمندی زن را نادیده بگیرد و به شرایط روحی و روانی و جسمی او توجهی نکند و یا زمینه لازم را برای ارضای جنسی زن فراهم نکند و فقط درصدد ارضای جنسی خود باشد، زن احساس می‌کند که تنها ابزاری است تا نیاز مرد را فراهم کند و اغلب در ارضای جنسی، ناکام می‌ماند و این رفتار مرد را خودخواهی او برمی‎شمارد، در نتیجه از عشق و علاقه زن به شوهر کاسته شده و فضا برای ایجاد درگیری و تنش و رفتار آزاردهندة زن فراهم می‌شود.
ـ بی‏میلی جنسی
در برخی موارد، گرچه زن از آمیزش جنسی با همسر خودداری نمی‌کند و به ظاهر با آن مخالفتی ندارد، اما این عمل را با سردی و بی میلی تمام انجام می‌دهد که در چنین وضعیتی، میزان اطفاء شهوت مرد بسیار پایین است و احساس محرومیت می‏کند، از این رو برخی از روانشناسان معتقدند: «عقیدة زنانی که خود لذتی نمی‌برند، ولی ظاهراً به امیال شوهرشان پاسخ می‏دهند و تصور می‏کنند که بدین وسیله به او خدمت می‌کنند، غلط و اشتباه است … سردی جنسی زن و بی‎میلی او در لذت رساندن به شوهر می‏تواند سبب سردی همسرش شود، زیرا شوهر در واقعی بودن احساس او تردید می‏کند.»[16]
علل شوهرآزاری
علل و عوامل متعددی موجب می‎شود که زن به خشونت علیه همسر اقدام کند. این عوامل عبارتند از:
الف)ـ علل فرهنگی
ـ عدم شناخت وظایف و مسئولیت‏ها
خانواده در صورتی از بنایی مستحکم و روابطی سالم برخوردار می‏شود که هر یک از زوجین، نسبت به وظایف و نقش‌های خود در زندگی، شناخت کافی داشته باشند و بدانند که در صورت انجام یا طفره از آن، پاداش یا کیفر اخروی سختی در انتظار آنهاست. بنابراین اگر زن مسلمان ارزش و اهمیت خوب شوهرداری را در دیدگاه اسلام بداند و توجه داشته باشد که خداوند چه پاداش ارزشمندی را برای این‎کار در نظر گرفته است و از سوی دیگر میزان زشتی شوهرآزاری را در شریعت بداند و کیفر سخت اخروی آن را بشناسد و بدان باور داشته باشد، در این صورت، درصدد برمی‎آید تا اخلاق و رفتار خود را بر اساس خواست و رضایت خداوند تغییر داده و اخلاقیات دینی را در خود تقویت کند. در روایات فراوانی، این تشویق و توبیخ‌ها بیان شده است. از جمله روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) می‎باشد که می‎فرمایند: «من کان له امرأه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتی تعینه و ترضیه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فی سبیل الله و کانت اول من ترد النار» «کسی که زن آزاردهنده‎ای دارد، خداوند نماز و کار خوب آن زن را قبول نمی‎کند، مگر این که شوهرش را کمک کند و رضایت او را به دست آورد و الاّ اگر تمام روزگار را روزه بگیرد و شب‌ها به عبادت برخیزد و تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کند، باز اولین کسی است که وارد جهنم می‏شود.»[17]
ـ سستی باورهای مذهبی
یکی از مهمترین عوامل چنین وضعیتی، ضعف باورهای مذهبی و ارزش‌های اخلاقی، اعراض از نام و یاد خدا و فرامین اوست. چنین فرد سست ایمانی، در زندگی با همه امکانات مادی و جنبه‌های رفاهی، احساس تنگی و سختی می‌نماید و قرآن هم در این زمینه تصریح می‏کند که: «و من اعرض عن ذکری فانّ معیشة صنکا[18]» «هر کس که از یاد من رو برگرداند، پس به درستی که زندگی برای او سخت و تنگ خواهد بود». در حالی که اگر فضای خانه از آداب و سنت‌های دینی عطرآگین باشد و زن تمام تلاش خود را برای کسب رضای الهی و انجام وظایف خویش در چارچوب دین بکارگیرد و خداوند را بر گفتار و رفتار و افکار خویش عالم و ناظر ببیند و بر آن باور قلبی داشته باشد، روابط اعضای خانواده برپایه بنیان مستحکمی شکل خواهد گرفت که در مقابل بروز شرایط بحرانی مانند بیماری، از دست دادن موقعیت شغلی، فقر اقتصادی و … تضعیف نشده و از مسیر صحیح خود خارج نخواهد شد.
ب)ـ علل روانشناختی
ـ تنهایی
در بعضی موارد، ناسازگاری زن با شوهر از احساس تنهایی وی نشأت می‏گیرد. به طور نمونه گاه زن بعد از ازدواج، علیرغم همه وابستگی‏هایی که تا چندی قبل نسبت به اعضای خانواده و دوستان خود داشته است، به یکباره مجبور می‌شود که این ارتباط را قطع کند، زیرا موقعیت شغلی همسر ایجاب می‌کند که دور از محیط خانواده زندگی کند و یا همسر، به علت برخی خصوصیات روانی یا موقعیت‌های اجتماعی، مانع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی زن می‌شود، در چنین وضعیتی، شوهر، نیاز ارتباط با دیگران را از طریق روابط شغلی‎اش ارضا می‏کند، در حالی که همسرش در شهری غریب و یا در محیطی بسته، محدود به انجام کارهای منزل می‎شود. نتیجه این شیوه زندگی، داشتن روحیه‎ای خسته و پژمرده است که آثار آن در رفتار و روابط زن با شوهر تجلی می‎کند.
ـ افسردگی
یکی از اختلالات روانی شایع در اغلب جوامع، افسردگی است که آمار آن رو به تزاید است. علائم و نشانه‌های افسردگی در افراد مختلف، متعدد و متفاوت می‎باشد و شامل اختلالات عاطفی، انگیزشی، شناختی و قلمرو بدنی است.
در اختلال عاطفی، فرد افسرده تقریباً به طور دائم غمگین است و از محیط اجتماعی شکوه و شکایت می‌کند و تحقیرها، تظلم‌ها و سرزنش‌ها را به یاد می‌آورد.
در اختلال انگیزشی، فرد نسبت به امور جنسی، بهداشتی، روابط شغلی و روابط اجتماعی حالت بازداری دارد و معمولاً در خود فرو می‌رود و ارتباط خود را با دیگران قطع می‏کند و هیچ رغبتی نسبت به فعالیت‌های شغلی نشان نمی‏دهد، حتی گاه نسبت به بهداشت بدنی بی‌توجه می‏شود، فعالیت عقلی فرد کاهش می‎یابد، به طوری که تمرکز ذهنی خود را از دست می‌دهد و حافظه‎اش تضعیف می‏شود.
در بخش اختلالات شناختی گفته می‏شود که فرد، افکاری منفی نسبت به خود، جهان و آینده پیدا می‏کند، به شکلی که نسبت به وضعیت فعلی، احساس ناراحتی، نسبت به گذشته، احساس شکست و نسبت به آینده، احساس بدبینی دارد.
در قلمرو بدنی، تصویر بدنی فرد افسرده تنزل می‎یابد و با احساس گنهکاری و کینه نسبت به خود، میل به کیفر رسیدن و حتی میل به خودکشی تجلی می‎یابد.[19] در چنین وضعیت بحرانی، طبیعی است که زن نتواند رضایت شوهر را فراهم نموده و روابط صحیحی با او داشته باشد.
ـ توهم
یکی از عواملی که موجب بدرفتاری زنان می‏شود، توهمات و خیالاتی است که فکر و ذهن او را مشغول می‏کند. گاهی زن در ذهن خود از شوهرش تصویری نادرست می‎سازد و متناسب با آن تصویر با وی رفتار می‏کند، به طور مثال احساس می‎کند که همسرش بین بستگان خود و خویشاوندان او تفاوت می‌گذارد و برای آنها ارزش بیشتری قائل است و تمام توجه خود را به آنان معطوف می‌دارد. بر اساس این توهم، مقابله به مثل نموده و چنین رفتاری را در پیش می‎گیرد و یا ممکن است توهم کند که همسرش او را دوست ندارد و درصدد موقعیتی است تا همسر دیگری را انتخاب کند، در چنین صورتی، زن در مقام عناد و لجاجت، به آزار شوهر می‏پردازد.
ـ اضطراب
اضطراب، یکی دیگر از اختلالات روانی است که می‌تواند رفتار فرد را متأثر سازد. فرد مضطرب فردی است که در خود احساس نامطبوعی از یک ترس نامعین (ترس بدون موضوع) وحشت زدگی، بلکه درماندگی و حتی مرگ دارد. در اکثریت موارد، به این حالات، تظاهرات دستگاه عصبی مستقل، مشابه آنچه در هیجان‌ها وجود دارد، از قبیل تپش قلب، مشکلات تنفسی همراه با احساس فشردگی قفسه صدری و خفگی، تعرق مفرط، لرزه،احساس سستی در پاها افزوده می‎شود.[20] فرد مضطرب فعالیت‌های خود را از پیش، با شکست مواجه می‌بیند، در یک ناایمنی اجتماعی و جهانی زندگی می‌کند، نسبت به ظرفیت‌ها و کفایت‌های خاص خود شک می‏کند و برای خود و نزدیکانش نگران است.[21] چنین فردی در زندگی از یک روحیه شاداب و با طراوتی برخوردار نمی‌باشد و در نتیجه نمی‌تواند نقش خود را در زندگی، به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده به خوبی ایفا کند، در نتیجه فشار جسمی و روحی به دیگر اعضای خانواده از جمله شوهر وارد می‏شود.
ـ ترس
ترس، یک حالت روانی است که در اثر مواجهه فرد با موقعیت‌ها یا اشیا بوجود می‎آید، درحالی که ممکن است فرد به واسطه استدلال، آن را بی زیان و خالی از خطر بداند.[22] در این صورت، زن برای پیشگیری و دفاع از آن، رفتارهای ویژه‎ای را انجام می‏دهد. مثلاً در مواردی مشاهده شده است که زن از اینکه همسرش ازدواج مجددی را انجام دهد، هراسناک است، او را فردی بی وفا و بی محبت به حساب می‌آورد و هیچگاه راضی نمی‌شود که همسرش با زنان دیگر، ارتباط اجتماعی سالمی داشته باشد و در صورتی که متوجه این ارتباط شود، بسیار متأثر شده و با انجام رفتارهای ناخوشایند درصدد تلافی برمی‌آید و گاهی نیز این شرایط موجب می‌شود که میل جنسی وی تقلیل یابد تا جایی که علاقه ای به ارتباط جنسی نداشته باشد. در روابط زناشویی به سختی تحریک شود و از عمل جنسی هم لذتی نبرد.[23]
ـ عدم علاقه و بروز تنفر
در بعضی موارد رفتار آزار دهنده زنان از بی علاقگی یا نفرت آنها نسبت به شوهر نشأت می‏گیرد که عوامل زمینه ساز آن می‌تواند متفاوت باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:
ـ عدم تناسب سنی زوجین
در مواردی، پدر و مادر علیرغم خواست دختر، او را به ازدواج با فردی ثروتمند مجبور می‌کنند که فاصله سنی زیادی با دختر دارد. این عمل موجب می‌شود که بسیاری از خواسته‌های زن، برای شوهر مطلوب و یا منطقی نباشد و از سوی دیگر بسیاری از خواسته‌ها و تمایلات همسرش را نشناسد و یا در صورت شناخت، میل باطنی برای تأمین آنها نداشته باشد، از این نقطه، درگیری‌ها و جدال‌ها آغاز می‌شود.
ـ عدم پایبندی شوهر به دستورات مذهبی
زن مؤمن و متقی می‌خواهد همسر او یک انسان با ایمان و پرهیزگار باشد، زیرا معتقد است که با فاصله گرفتن از گناه و عصیان الهی، می‏توان زمینه را برای داشتن یک زندگی آرام و مورد رضای الهی فراهم نمود و چنین زندگی می‏تواند کمال و ترقی اعضای خانواده را در دنیا و سعادت جاودانه آنها را در آخرت فراهم کند.
ـ عدم رعایت بهداشت از سوی شوهر
عدم رعایت نظافت و بهداشت از سوی شوهر، بی‌توجهی یا کم‌توجهی به خواست و رضایت همسر می‌تواند زمینه‌ساز بروز اختلافات و موجب انزجار نسبت به همسرشود. در این صورت عکس‎العمل‎های زن برای شوهر آزار دهنده تلقی می‎شود.
ـ ناکامی مادی و معنوی
در بسیاری از خانواده‎ها، زن قبل از ازدواج، آینده خاصی را از جهت بهره‎مندی از امکانات مادی و رفاهی یا برخورداری از اخلاق و آداب انسانی و اسلامی برای اعضای خانواده ترسیم کرده تا در سایه ازدواج بدان دست یابد، اما بعد از ازدواج، در این زمینه احساس عدم موفقیت می‎کند، در چنین شرایطی زن، شوهر خود را مقصر می‌داند و ابتدا از اظهار محبت و احترام نسبت به او دریغ می‌ورزد و به تدریج خلق و خوی خود را تغییر داده و اذیت و آزارهای او شروع می‌شود.
ـ دگرآزاری
بیماری سادیسم یا دگر آزاری می‌تواند منشأ معضل شوهرآزاری باشد. سادیسم نوعی اختلال روانی است که فرد بیمار، تمایل به آزار و اذیت دارد و به دنبال انجام آن، احساس رضایت می‌کند. این آزار از سوی زن می‌تواند به صورت‌های مختلف از جمله آزار و اذیت در هنگام تحریکات جنسی شوهر ظاهر شود. بر این اساس گفته می‌شود که تمایلات سادیستیک زنان موجب می‌شود تا آنها همسرشان را مردانی ناشناس تلقی نموده و آنها را آزرده نمایند.[24]
ـ قدرت طلبی
بعضی از زنان تلاش می‌کنند تا بر افکار، احساسات، باورها، ارزش‌ها و رفتار همسر سلطه یافته و هر آنچه را که خود می‌پذیرند، بر وی تحمیل کنند و در صورت عدم توجه شوهر به این خواسته‌ها، در طی زمان، وی را وادار به تسلیم نموده و خواستة خود را عملی سازند.
ـ عدم صداقت و فریبکاری
یکی از پایه‌های اصلی روابط سالم خانواده، صداقت و راستی است. اگر زن در روابط خود با شوهرش، یکرنگ نباشد و با پنهان کاری و فریبکاری رفتار کند، در این صورت اعتماد همسر از او سلب شده و حتی سخنان و وعده‌های صادقانه او را نیز نمی‌پذیرد و نمی‏تواند چنین فردی را به عنوان شریک زندگی محسوب کند و در تصمیم گیری‎ها با او مشورت نماید و او را مشارکت دهد، در نتیجه روابط زوجین تیره شده و بنیاد خانواده سست خواهد شد.
ـ خودگرایی
برخی از زنان در خانواده، تمام توان خود را برای تأمین نیازها و دستیابی به اهداف خویش به کار می‏گیرند و از مشارکت در امور خانه کناره‏گیری می‏کنند و در مواردی که بین خواسته آنها و خواسته اعضای خانواده تقابلی ایجاد می‎شود، حاضر نیستند از منافع خود برای تأمین منافع تمام اعضای خانواده صرف نظر کنند، در نتیجه تمام مشکلات را معطوف به همسر خویش می‎دانند. در این شرایط روابط بین زوجین به سردی گرائیده و سلامت خانواده تهدید می‎گردد.
ب)ـ علل اجتماعی
ـ دخالت دیگران
از جمله عواملی که روابط سالم بین زن و شوهر را متزلزل می‌کند، دخالت دیگران به خصوص والدین همسر در حریم زندگی است. گرچه این عمل به جهت علاقه وافر و با انگیزة راهنمایی انجام می‌شود، اما گاه می‌تواند فرد را تحریک کرده و موجب درگیری و اختلاف بین زوجین شود. در مواردی مقایسه وضعیت زندگی فرد با زندگی بستگان یا آشنایان، زمینه‌های نارضایتی از زندگی را فراهم می‎نماید، به طوری که زن، شوهر خود را وادار می‎کند تا از هر طریق ممکن، سطح زندگی را ارتقا دهد. بدین منظور با برخوردهای نامناسب و غیر منطقی، زیاده خواهی‌های خود را طلب می‏کند. از این زمان، فضای صمیمی و پر از محبت و احترام متقابل می‎شکند و اختلاف ایجاد می‏شود. متأسفانه این مسئله، اخیراً در جامعة ایران بسیار شایع شده است. بر اساس پژوهش‌های انجام شده درصد قابل توجهی از زنان و مردان علت جدایی از همسرانشان را دخالت خویشاوندان و آشنایان می‎دانند، تحقیقات نشان می‏دهد که از بین عوامل مختلف طلاق (نظیر ناسازگاری‌های رفتاری و اخلاقی، دخالت خویشاوندان و آشنایان، تنفر از همسر و اعتیاد همسر به مواد مخدر) دخالت دیگران، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.[25]
– نارضایتی اجتماعی
مشکلات شغلی و برخی مسائل و نارضایتی‎های اجتماعی (تورم و گرانی کالاها و مسکن، بیکاری…) می‎تواند باعث بروز اختلاف میان زن و شوهر و بروز رفتار تلافی جویانة او با شوهرش شود و یا به طور ناخودآگاه، این ناراحتی در روابط فرد با اعضای خانواده ظهور کند، زیرا زن به جهت برخورداری از روحیه لطیف و حساس، در مواجهة با این مشکلات، فشارهای روحی و روانی بیشتری را متحمل می‏شود، از این رو ممکن است ناراحتی‌های خود را به شکل رفتارهای نابهنجار بروز دهد.
– نارضایتی خانوادگی
نارضایتی زن از ازدواج، به دلیل تمایل وی به ازدواج با فرد دیگر و مخالفت والدین و اجبار او به این ازدواج و یا عدم ازدواج شوهر با فرد مورد علاقه‌اش موجب شده است که زن به طور ناخواسته، فرد دیگری را برگزیند. همچنین تفاوت سنی شوهر نسبت به زن و مشکلات متعاقب آن، باعث می‌شود که زن با میل و رغبت و رضایت قلبی، ازدواج با چنین شوهری را نپذیرد و رفتار گرم و صمیمانه‎ای با وی نداشته باشد.
– خشونت خانوادگی
مشاهدة رفتارهای خشن پدر، خشونت‏های خانگی اعم از: ظلم‏ها، اهانت‏ها و آسیب‏های مردان در برابر چشم فرزندان در محیط خانواده، بسیاری از دختران را در زندگی آینده با حس انتقام یا حس ممانعت از بروز چنین وقایعی درگیر می‏کند تا بدانجا که تلاش می‏کنند در برابر شوهر رفتار خشونت آمیز داشته باشند تا هرگز دچار وضعیتی مشابه مادرشان نگردند.
عکس العمل شوهر در برابر همسرآزاری
به اعتقاد «مرتن» اگر افراد جامعه، از طریق هنجارها و ابزارهای استاندارد شدة کنش، به ارزش‎ها و اهداف جامعه دست یابند و با هنجارهای آن جامعه همنوا ‌شوند، آن جامعه از یک نظام اجتماعی متعادل برخوردار خواهد بود، اما اگر اعضای جامعه نتوانند از طریق راههای مشروع، به آن اهداف دست یابند، ممکن است به انزواطلبی یا طغیانگری سوق داده شوند.[26] در نظام خانواده نیز اگر شوهر احساس کند که همسر مناسبی دارد و می‏تواند به کمک او، کارکردهای اصلی خانواده را محقق کند و با داشتن خانوادة سالم، احساس آرامش، آسایش و رضایت خاطر کند و با عشق و علاقة تمام و با قبول همه سختی‌ها و مشکلات، در راه رفع نیازهای خانواده تلاش ‌نماید، خانوادة متعادل شکل می‎گیرد؛ اما روابط آزاردهندة زن با شوهرش می‎تواند، عشق و علاقه آنها را به یکدیگر کاهش دهد و به تدریج زمینه تزلزل خانواده فراهم شود، زیرا شوهر در شرایط نابسامان خانواده یکی از دو گزینه انزواطلبی یا طغیانگری را انتخاب می‎کند که می‎تواند به صورت‎های ذیل و بروز یابد:
الف)ـ انزواطلبی
ـ تأخیر در بازگشت به خانه
در نخستین روزهای ازدواج، به جهت وجود عشق و علاقه متقابل زن و مرد و شدت وابستگی طرفین به یکدیگر، شوهر، زودتر یا به موقع در منزل حضور می‎یابد، اما به طور طبیعی با گذشت روزهای اولیه ازدواج، تا حدودی از میزان و شدت این روابط کاسته می‏شود و به همان نسبت نیز میل افراطی مرد برای مراجعة زود هنگام به خانه کاهش می‌یابد. این موضوع زمانی به مرحله حاد می‎رسد که رفتار محبت آمیز زن، جای خود را به رفتار تند و خشونت آمیز دهد و شوهر رغبتی به حضور در خانه و برخورد با همسر و فرزندان نداشته باشد و ترجیح دهد که بیشتر اوقات خود را در بیرون از منزل و در غیاب همسر سپری کند و از این طریق خود را از فضای آزاردهندة خانواده رها کند؛ از این رو ممکن است حتی برخی شب‎ها به خانه نیاید و اوقات خود را با دوستانش سپری کند.
ـ اعتیاد
همزمان با همسرستیزی زن، ممکن است شوهر به جهت کمبود محبت از سوی زن، جذب گروههای نابهنجار از جمله معتادان شده و با آنها ارتباط برقرار کند و تحت تأثیر رفتار آنها معتاد شود و به مواد مخدر روی آورد. اعتیاد شوهر نقطه شروع نزاع و درگیری جدی بین زن و شوهر است. به دنبال شدت درگیری، مرد، احساس اذیت بیشتری می‏کند، در نتیجه برای فرار از تنازعات، هرچه بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری می‎کند. این موضوع می‏تواند زمینة بسیاری از کجروی‌های دیگر را فراهم کند.
ـ سردی جنسی
سردی جنسی و کاهش رغبت جنسی مرد نسبت به همسر، یکی از پیامدهای شوهرآزاری است. یعنی شرایط نابسامان خانواده و فشارهای روانی، علاقه شوهر به روابط جنسی را تضعیف می‎کند و انگیزه وی را کاهش می‏دهد. به اعتقاد روانشناسان شرایط روحی و روانی، بر کاهش یا افزایش تمایلات جنسی تأثیرگذار است. به اعتقاد آنان «غریزه جنسی در طی زندگی، تحت تأثیر نوسانات زیادی قرار می‏گیرد و قوی‎تر یا ضعیف‎تر می‏شود. از جمله، به هنگام ناخوشی‎های گوناگون یا پس از آن و در موقع وارد آمدن لطمات روحی و حوادث زندگی».[27]
ـ خودکشی
بعضی از مردان که منزلت اجتماعی بالایی دارند و در بین اقوام و خویشاوندان و دوستان خود، از احترام زیادی برخوردارند، کمتر راضی می‏شوند که اختلافات خانوادگی خود را برای دیگران مطرح کنند و همیشه هراس دارند که بستگان یا دوستان آنها متوجه این درگیری‌ها شوند، لذا از بروز آن جلوگیری می‏کنند و همین مسئله در طول زمان موجب می‏شود که صبر و تحمل آنها لبریز شده و در اثر فشارهای بیش از اندازه، دچار اختلال روانی گردیده و دست به خودکشی زنند.
ب)ـ طغیانگری
ـ طلاق
رفتار ناپسند زن با شوهر یکی از علل اصلی طلاق و جدایی است، زیرا موجب می‏شود تا شوهر در معرض ناراحتی‌های شدید روانی قرار گرفته و محبت و صمیمیت زوجین رخت بربندد. در این صورت امکان ادامه زندگی سلب می‎گردد و شوهر برای رفع کشمکش و مخاصمه، به ناچار طلاق را برمی‎گزیند.
ـ همسرگزینی مجدد
بعضی از مردان برای جبران خلأ روابط محبت‎آمیز با همسرشان و یا رفع محرومیت غرائز جنسی، همسر دیگری را انتخاب می‎کنند، اتخاذ این رویه می‎تواند نتیجة شوهرآزاری پنهان و آشکار باشد.
ـ ایجاد مضیقه اقتصادی
در برخی موارد، شوهر، توانایی طلاق یا همسرگزینی مجدد را در برابر همسرآزاری ندارد و یا از نتایج آن هراسناک است، لذا زن را در تنگنای اقتصادی قرار داده و از دادن نفقه و مخارج زندگی خودداری می‏کند و از این رویه به عنوان ابزار پشیمانی زن نسبت به این روابط ناسالم استفاده می‎نماید تا زن را وادار کند از روابط نادرست خود دست بردارد.
ـ ضرب و شتم همسر یا فرزندان
در خانواده‏هایی که زن تمکن مالی خوبی دارد و از جهت تأمین نیازهای اقتصادی، هیچ وابستگی به شوهر ندارد، طبیعی است که مضیقه اقتصادی، نمی‌تواند وسیلة مناسبی برای کنترل رفتار زن باشد. بنابراین شوهر ممکن است در قبال اذیت‌های همسر خویش، عکس‎العمل نشان دهد و به ضرب و شتم همسر یا فرزندان خود بپردازد.
ـ تخریب حیثیتی
بعضی از افراد ممکن است راه دیگری را برای برخورد با ناسازگاری همسر خود انتخاب کنند، خصوصاً در مورد زنانی که از حیثیت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، عکس‎العمل مردان از طریق تخریب جایگاه همسر در نزد بستگان، همکاران یا دوستان انجام می‎شود تا جهت حفظ شخصیت و موقعیت اجتماعی خود، رفتارهای نامناسب خود را کنترل نموده و بستر را برای وقوع درگیری و نزاع مسدود کند.
راهکارهای مؤثر جهت پیشگیری از شوهرآزاری
الف) ـ سطح فردی
یکی از عوامل مهمی که سبب می‏شود تا فرد، رفتاری را انجام دهد یا از ارتکاب عملی ٍخودداری کند، میزان معرفت و شناخت افراد نسبت به اهمیت یا قبح و زشتی آن رفتار و پیامدهای منفی آن است، لذا شناخت قبلی افراد نسبت به دستورات شریعت و سخنان معصومین (ع) در مورد زوایای ازدواج ضروری است، زیرا همه احکام و دستورات دینی با توجه به مصالح و مفاسد واقعی انسان تنظیم گردیده است؛ هرچقدر که انسان‌ها به ضوابط دینی ازدواج و تشکیل خانواده بیشتر پایبند باشند، به همان میزان از آسایش و امنیت حاصل از ازدواج برخوردار خواهند شد و از آثار زیان‎بار آن در امان خواهند ماند. از این رو شناخت این احکام می‎تواند فرد را به داشتن اخلاق نیکو و روابط سالم در خانواده ترغیب کند، به طور مثال اگر فرد بداند که بدخلقی با اهل خانه موجب هلاکت انسان است و کیفر و عذاب الهی را در هر دو جهان درپی دارد و به سلامتی‎اش آسیب می‌رساند، مصمم می‎شود تا در صورت بروز مشکل، پیامد زشت این نوع رفتار را به خاطر آورد و خلاف نفس اقدام نماید و نرم خویی در پیش گیرد. با تکرار این رویه به تدریج حالت تندخویی فرد تغییر می‎کند.[28] از سوی دیگر دین اسلام، به شدت انسانها را از بحث و مجادله و گفتگوی خصمانه بر حذر می‎دارد، چنانچه حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «ایاکم و المراء و الخصومه فانهما یمرضان القلوب علی الاخوان و ینبت علیها النفاق» «از جدال و خصومت در گفتگو برحذر باشید، پس به درستی که قلوب را نسبت به برادران بیمار می‏کند و نفاق را نسبت به آنها می‌رویاند.»[29]
ب) ـ سطح خانوادگی
خانواده یکی از مهم‎ترین نهادهای اجتماعی است که افراد را با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی همنوا می‌سازد، به طوری که اگر خانواده، مدرسه، گروه همسالان، وسائل ارتباط جمعی، گروههای مذهبی، سازمان‌های جوانان و … را عوامل جامعه پذیری افراد بدانیم،[30] در همه فرهنگ‌ها به خصوص در فرهنگ دینی، خانواده، عامل اصلی اجتماعی شدن کودک محسوب می‎شود. خانواده فرد را قادر می‌سازد تا ارزش‎ها، هنجارها، مهارت‏ها، عقائد و الگوهای فکر و عمل را فراگیرد. از این رو، هر یک از والدین که در خانواده نقش خود را به خوبی انجام ندهند، در نظام کنش متقابل خانواده، اختلال ایجاد می‎شود و موجب جامعه پذیری ناقص فرزندان می‎گردد و در نتیجه فرزندان این خانواده نمی‎توانند نقش‌هایی را که دیگران از آنها انتظار دارند، به خوبی انجام دهند و در مواردی با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی، ناهمنوا خواهند شد.
هر چه اعضای خانواده، از اخلاق و آداب دینی فاصله بگیرند و از حضور جدی دین در عرصه خانواده بکاهند و خدا را در کنش‎های متقابل فراموش کنند، از داشتن آسایش و آرامش محروم خواهند شد، در نتیجه، این زندگی نمی‌تواند زندگی مستحکم و سالمی باشد. عمده‎ترین خصوصیاتی که می‎تواند مانع از بروز رفتار ناپسند آزاررسانی به همسر گردد و از پیامدهای ناگوار این رفتار بکاهد، عبارتست از:
– صداقت
اگر بر روابط بین زن و شوهر صداقت حاکم باشد و هر یک صادقانه نیازها، خواسته‌ها و توقعات خود را برای دیگری بیان کند و واقعیت‌های زندگی را کتمان ننماید، احساس همدلی و محبت بین آنها افزایش یافته و زمینه‌های استحکام خانواده فراهم می‏شود.
– تعدیل خواسته‏ها
زن و شوهر باید خواسته‌ها و توقعاتی را که از همدیگر دارند، تعدیل کنند، یعنی حدود و توقعات آنها نباید بیش از توانایی‎های آنان باشد، در غیر این صورت، زن، همسرش را با افراد دیگر مقایسه می‏کند و از او می‏خواهد که همانند آنها امکانات و وسایل رفاهی بیشتری فراهم کند. در مقابل، شوهر نیز همسرش را با زنان دیگر مقایسه می‎کند و از او می‏خواهد که اخلاق، ظاهر و رفتارش همانند آنها باشد و نظیر آنها ابراز علاقه و محبت کند. در حالی که افراد از جهت ویژگی‌های فردی کاملاً متفاوت هستند، از این رو خداوند هم بیش از حد توان افراد، از آنها مسئولیت نمی‎خواهد و می‎فرماید: «لایکلف الله نفسا الا وسعها»[31]. بدین ترتیب تعدیل خواسته‌های زن و شوهر موجب می‏شود که از تلاش و زحمات همدیگر قدردانی کرده و از زیاده خواهی‌ها پرهیز کنند و زمینه‎های همدلی و تفاهم را فراهم نمایند.
ج) ـ سطح اجتماعی
نهادهای فرهنگ ساز کشور باید بیشترین تلاش خود را جهت گسترش فرهنگ اسلامی، اخلاق دینی و نهادینه کردن آن در جامعه بکار گیرند و مؤلفه‎ها و شاخص‎های ارزش‏های دینی نظیر عدالت را در سطح خانواده بیان کنند تا روشن شود که فرد عادل باید دارای چه ویژگی‎ها، رفتارها و روابطی باشد. وسائل ارتباط جمعی در این رابطه بیشتـرین وظیفـه و تـأثیر را دارنـد، کارکـرد و اثـرگذاری رسانـه‏های جمعـی، به‏ویـژه تلویزیون، به جهت پوشش فراگیر آن، می‎تواند مثبت و منفی باشد. ارائه تصویر زنان پرخاشگرانه که احقاق حقوق خانوادگی خود را منوط به رفتارهای نادرست، غیرمنطقی، نابردبارانه…. می‎بینند و یا نمایش شخصیت نامتعادل و افراطی (عاطفی محض یا عقلانی صرف) از زن از جمله کارکردهای منفی رسانه‎های جمعی است، در حالی که این وسائل می‌توانند با تهیه فیلم‏های سینمایی، روابط نامناسب و خشن را با روابط صحیح و سالم خانوادة متعادل مقایسه کنند و با نشان دادن نتایج و پیامدهای مثبت و منفی هر یک از آن دو، راههای محفوظ ماندن زن و شوهر را از این آسیب‎ها ارائه کنند و صبر و تحمل آنان را در مقابل مشکلات و دشواری‎های زندگی به نمایش گذارند و از ارائه زندگی‎های اشرافی و مجلل و انواع امکانات رفاهی برای تمام اعضای خانواده و… خودداری کنند، زیرا مخاطبین با دیدن چنین صحنه‏هایی به تدریج به این باور می‌رسند که محرومیت بسیار بالایی دارند و برای رسیدن به چنین امکاناتی باید از هر وسیله ای استفاده کنند و تا گوی سبقت را از دیگران بربایند و به هیچ حد و مرزی قانع نباشند. این رویه، احساس فقر روانی را در جامعه گسترش می‏دهد و فرهنگ مصرف کاذب بر مخاطبین تحمیل می‏شود و بالتبع توجه انسان به مسائل اخلاقی و ارزش‏های معنوی کاهش می‌یابد و روحیه قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر که سرلوحه دعوت انبیاء و ائمه معصومین (ع) قرار داشته و جزء فضائل اخلاقی است، در بوته فراموشی قرار می‎گیرد، در نتیجه سطح توقعات خانواده افزایش می‎یابد و با احساس محرومیت، نزاع‎ها و درگیری‌ها آغاز می‎شود.
بنابراین علاوه بر سازندگی فرد و خانواده، نهادها و سازمان‎های اجتماعی نیز باید زمینه را برای ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده و ایجاد خانواده متعادل و مستحکم فراهم نمایند.

 
فهرست منابع:
– القرآن الکریم.
– الحر العاملی، محمدبن حسن: «وسائل الشیعه»، مؤسسه ال البیت، قم، 1410 ه‍.ق.
– اسکیدمور، ویلیام: «تفکر نظری در جامعه شناسی»، ترجمه محمدعلی حاضری و دیگران، انتشارات سعید، 1372.
– جعفری، محمدتقی: «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد مولوی»، انتشارات اسلامی، 1373.
– خمینی، روح‎الله: «چهل حدیث»، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1371.
– خود اکوف، ن.م: «آنچه باید همسران جوان بدانند»، ترجمه میمتا، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران، 1352.
– دفتر همکاری حوزه و دانشگاه: «درآمدی بر اقتصاد اسلامی»، انتشارات سمت، 1372.
– راغب اصفهانی: «مفردات الفاظ القرآن»، دارالعلم، 1416 هـ .
– رابرتسون، یان: «درآمدی بر جامعه»، ترجمه حسین بهروان، انتشارات آستان قدس، 1374.
– شاملو، سعید: «آسیب‎شناسی روانی»، انتشارات رشد، 1373.
– فرجاد، محمدحسین: «آسیب‎شناسی اجتماعی، ستیزه‎های خانواده و طلاق»، انتشارات منصوری، 1372.
– کراژ، ژ: «بیماری‎های روانی»، ترجمه محمود منصور و پریرخ دادستان، انتشارات رشد، 1381.
– کلینی، یعقوب: «اصول کافی»، مکتبة الاسلامیه، تهران، 1388 ه‍ .
– مجلسی، محمدباقر: «بحارالانوار»، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1403هـ.ق.
– نراقی، احمد: «معراج السعادة»، انتشارات هجرت، قم، 1371.
– «نهج‎البلاغه»، ترجمه محمد دشتی، انتشارات صحفی، 1379.
 
 
پی نوشتها:

 [1] – نهج الفصاحه، ج1، ص85.
[2] – الحرالعاملی، ج20، ص 160، ح1.
[3] – نساء، 19.
[4] – مطهری، صص 125-124.
[5] – معین، ج1.
[6] – همان.
7- نراقی، ص 555.
8- همان، ص 259.
9ـ صبح خانواده، 10/6/1377. (یک زن در دادگاه ادعا می‎کند: برای اینکه آبروی شوهرم را ببرم، دزدی می‎کردم. شوهر نیز به دلیل اینکه با همسرش تفاهم اخلاقی ندارد، مکرراً اقدام به دزدی می‎کند.)
10 – نهج‎البلاغه، حکمت 295، ص 700.
11 – روزنامه توسعه، 2/10/1381.
ـ روزنامه صبح خانواده، 29/6/1377، (مردی در دادگاه می‎گوید که کمکم کنید؛ زنم قصد دارد مرا بکشد. این مرد به خاطر تهدیدهای همسرش به دادگاه مراجعه کرده و مدعی شده است تامین جانی ندارد و می‎گوید زنم تهدید کرده مرا آتش خواهد زد.)
12- راغب اصفهانی، ص 35.
13- دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، صص 397-390.
ـ روزنامه صبح خانواده، 7/6/1377، (مردی با مراجعه به دادگاه خانواده ادعا کرد: همسرم فقط 700 هزار تومان را طی دوماه صرف خرید طلا کرده و 300 هزار تومان را به درمان بیماری موهای خود اختصاص داده است. از دخترانم بپرسید که همسرم چه بلاهایی بر سر من و آنها آورده است.)
14 – همان.
15 – خوداکوف، ص 112.
16 ـ العاملی، ج 20، ص 163.
17 – طه، 124.
18 – کراژ، ص 72.
20 – همان، ص 28.
21 – همان، ص 31.
22 – همان، ص 33.
23 – شاملو، ص 250.
24 – همان، ص 257.
25 – فرجاد، ص 336.
26 – اسکیدمور، صص 159-162.
27 – خوداکوف، ص 48.
28 – خمینی، ص 25.
29 – کلینی، ج2، ص 227، ح1.
30 – رابرتسون، صص 133-128.
31ـ بقره، 286.

گفت و گو با عبد الصمد خرمشاهی، وکیل دادگستری

 کارزار منع خشونت خانوادگی: «کارزار منع خشونت خانوادگی» توسط جمعی از کنشگران حقوق زنان همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان راه‌اندازی شده است. هدف از راه‌انداز این کارزار تلاش برای تصویب قانون مقابله با خشونت خانوادگی علیه زنان از طریق آگاهی‌رسانی عمومی و رسیدن به اجماع در جامعه مدنی است. بر این اساس بر آن شدیم با تعدادی از وکلا، جامعه شناسان، فعالین مدنی و فعالین زنان در رابطه با خشونت خانوادگی و انتظاراتشان از تصویب قانونی در این حوزه به گفتگو بنشیم. گفتگویی که در ادامه می‌خوانید با عبدالصمد خرمشاهی وکیل و حقوق‌دان در این خصوص انجام‌گرفته است:

شما تا به حال، وکالت زنان بسیاری را که قربانی خشونت بوده‌اند، بر عهده داشته‌اید. زنانی که در نهایت مرتکب قتل شده بودند. اگر امکان دارد با اشاره به این پرونده‌ها، در مورد تعریف خشونت خانگی و انواع و مصادیق آن توضیح دهید.

در واقع خشونت خانگی خشونتی است که در خانواده علیه زنان یا دختران اعمال می‌شود و طبعاً و سرانجام منجر به رنج و آسیب جسمی و یا روانی و جنسی آنان می‌شود. وقتی می‌گوییم خشونت خانوادگی در این نوع خشونت علاوه بر همسر، پدر، برادر و یا فرزندان زنان نیز می‌توانند به‌نوعی موجب آسیب و ضرر رساندن روحی و جسمی آنان بشوند. بخش مهمی از افراد جامعه را زنانی تشکیل می‌دهند که هیچ از خود و حقوقشان نمی‌دانند و استنباط درستی از مفهوم زن خوب بودن یا داشتن آزادی و یا برابری حقوق خود با مردان نمی‌دانند. آن‌ها سخت بر این باورند که در هر حال حق با مردان است کسانی که بقول خودشان خرجی آنان را می‌دهند و این حق را دارند که هرگونه که خواستند با آن‌ها رفتار کنند. به‌هرحال این نوع خشونتی که از آن صحبت می‌کنیم ممکن است خشونت علیه تمامیت جسمانی زن باشد مانند ضرب‌وجرح و انواع آن یا خشونت روانی مانند توهین و تحقیر و تمسخر زن و یا خشونت جنسی که متأسفانه به‌صورت گسترده در جامعه ما بخصوص نقاط محروم شایع است و مرد، زن را ملک مطلق خود تلقی می‌کند و بر این باور است که هر زمان که خواست و اراده کرد زن می‌بایستی از او تمکین خاص کند.

با توجه به این تعاریف، قوانین کیفری ایران تا چه اندازه خشونت خانگی را به رسمیت شناخته است؟ رویکرد نظام تقنینی ما در این زمینه چیست و  این رویکرد با چه ایرادات و پیامدهای منفی‎ای روبه رو است؟ مجازات همسر آزاری

در نظام کنونی ما قوانین خاص و ویژه‌ای در این رابطه تصویب نشده است. قوانین در مورد صدمه زدن و آسیب رساندن به افراد کلی است و اختصاص به زنان ندارد. همان مجازاتی که برای جرم ضرب‌وجرح برای مردان در نظر گرفته‌شده برای زنان نیز اعمال می‌شود و همین‌طور در خصوص توهین و تحقیر. ما در هیچ‌یک از قوانین مرتبط نداریم که اگر مردی زنش را تحقیر و یا تمسخر کند مجازاتی برای او در نظر گرفته‌شده باشد و حتی اگر این امر منظور شده باشد اثباتش بسیار مهم است. حال آن‌که می‌دانیم در خیلی از مناطق کشور ما روزانه بارها و بارها زنان مورد ضرب و شتم همسران خود قرار می‌گیرند و این قضیه مسکوت می‌ماند چه برسد به این‌که مورد تحقیر و تمسخر قرار بگیرند.

در قوانین کیفری، جرمی تحت عنوان زن آزاری یا همسر آزاری تعریف و جرم انگاری نشده است. درحالی‌که همانطوریکه گفتم خشونت علیه زنان یا همسر آزاری تعریف گسترده‌ای دارد و مستمراً این جرم در اکثر نقاط کشور اتفاق می‌افتد. قوانین کیفری ما به تبعیت از فرهنگ و عرف جوامع در این‌گونه مواقع مواضع انفعالی دارد. تفکر مالکانه نسبت به زن از سوی مرد باعث می‌شود که خیلی از این جرائم عادی و یا نادیده گرفته شوند.

رویکرد پلیس و مراجع قضایی چطور؟ تا چه اندازه در زمینه حمایت از خشونت دیدگان موفق بوده‌اند؟ چرا در عمل تنها تعداد معدودی از عاملین خشونت خانگی مجازات می‌شوند؟

پلیس یا ضابطین قضائی و مراجع قضایی در این‌گونه موارد حالت انفعالی دارند چون قوانین، در این‌گونه مواقع مسکوت و بی‌تفاوت است. فرهنگ حاکم بر جامعه و نوع نگاه غیر حساس به مسئله خشونت علیه زنان مانع از آن است که در مواقعی که زنان تحت آزار و اذیت همسر واقع می‌شود بتواند از طریق مقامات فوق به آنچه می‌خواهد دسترسی پیدا کند و ضمن آن‌که خود زنان مورد ستم و آسیب‌دیده هم در این‌گونه مواقع تمایل به طرح شکایت علیه همسران خود ندارند بخصوص کسانی که از نظر مالی متکی و وابسته به همسران خود هستند.

اینکه قربانیان خشونت خانگی تمایل چندانی به گزارش خشونت و شکایت و پیگیری حقوقی نشان نمی‌دهند تا چه اندازه ناشی از خلا‌های قانونی و قضایی است؟

به دلایلی که معروض شد زنان در این‌گونه مواقع تمایلی به شکایت و گزارش خشونت به مراجع پلیسی و قضایی ندارند چرا که اولاً پاره‌ای از مسائل ناشی از فرهنگ حاکم بر جامعه و ملاحظات خانوادگی و فامیلی مانع از این کار می‌شود و از سوی دیگر مقامات مذکور نیز به دلیل خلأ قانونی قضیه شکایت را جدی نمی‌گیرند و به همین خاطر و در زمانی که مردان می‌بینند که شکایت همسرانشان علیه آنان منتج به نتیجه نمی‌شود بیشتر جدی شده و با آزادی عمل بیشتری رفتار خلاف خود علیه زنان را ادامه می‌دهند.

پیش‌نویس لایحه منع خشونت خانگی، به عنوان یک پیشنهاد، آیا می‌تواند این‌ خلاها را پرکند؟ نقاط مثبت و نقایص این پیش‌نویس از نظر شما چیست؟

پیش‌نویس لایحه منع مذکور و تصویب آن به‌عنوان قانون شاید اقدامی لازم باشد اما فی‌نفسه در جهت مقابله با خشونت علیه زنان کافی نیست. ما نباید دلمان را به رفع خلا قانونی در این رابطه خوش کنیم. چه بسیار قوانین که در موارد مشابه وضع شده اما به لحاظ فقدان شور اجتماعی و فرهنگ غلط جامعه کاری از پیش نبرده‌اند. به‌عنوان مثال در زمینه حمایت از حقوق کودکان قوانین وضع شده علیرغم جامعیت نسبی هرگز کارگشا نبوده‌اند. نگاهی در همین شهر تهران به خیابان‌ها و میادین بزرگ اش بیاندازید در هر دقیقه شاهد انواع و اقسام خشونت‌های رایج علیه کودکان می‌شوید! چرا به لحاظ این‌که هنوز در فرهنگ مردم ما کودک‌آزاری چنانچه باید و شاید جدی گرفته نشده است، خوب طبیعتاً با این اوضاع و احوال صرف تصویب انواع و اقسام قوانین به‌تنهایی این معضل را حل نخواهد کرد.

جرم انگاری و تصویب قانون جامع منع خشونت خانگی در ایران چقدر اهمیت دارد؟ آیا راهکاری موثر برای مقابله با خشونت خانگی است؟

قبلاً هم گفته بودم جرم انگاری و تصویب قوانین مربوط به خشونت علیه زنان امری است لازم اما کافی نیست و به‌تنهایی راهکار موثری برای مقابله با خشونت خانگی نیست. متاسفانه هنوز در اغلب قوانین ما نگاه مردسالارانه به قضایا حاکم است. حتی در قانون مادر یعنی قانون اساسی این نگاه دیده می‌شود یا در قانون مدنی ما که نگاه مردسالارانه پررنگ‌تر است. در حال حاضر به‌جز مواد قانونی معدودی از جمله ماده ۶۲۳ و ۶۲۴ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۰ قانون موافقت‌نامه جمهوری اسلامی با کشور در خصوص قاچاق زنان و معدود موارد دیگر، قانون کامل و جامعی در خصوص مجازات خشونت علیه زنان بچشم نمی‌خورد.

علی‌رغم وفور موارد خشونت خانگی، موانع تصویب چنین قانونی در ایران چیست؟ چرا عزم عمومی برای مقابله با چنین معضلی شکل نگرفته است؟

به هر حال همانطوریکه عرض کردم متاسفانه نگاه قانون‌گذار به این مقوله زیاد جدی نبوده و اساساً خود این معضل هم چندان جدی گرفته نشده و این برمی‌گردد به نوع انکار و فرهنگ و عرفی که در جامعه حاکم است. پاره‌ای باورهای سنتی غلط که زن را ملک مطلق مرد می‌داند و هنوز این تفکر رواج دارد و یک سری اندیشه‌های ناصحیح در میان مناطق دور افتاده و جاهایی که به‌صورت قبیله‌ای یا طایفه‌ای یا عشیره‌ای هستند همچنان در جریان است. همه این‌ها باعث می‌شود که تاکنون قدمی در این زمینه برداشته نشود. عزم ملی، نیاز به یک باور و یک اعتقاد همگانی دارد که ضرورت و حساسیت این امر کمرنگ می‌کند.

موثرترین راهکارها برای ریشه‌کن کردن خشونت خانگی از نظر شما چیست؟ جامعه مدنی و افکارعمومی چگونه نقش ایفا می‌کند و چه امکاناتی دارد؟

موثرترین راهکارها برای ریشه‌کن کردن خشونت خانگی آگاهی مردم به قوانین و حقوق خودشان است در یک جامعه آگاه به قوانین خشونت علیه زنان می‌شده بدیهی است این آگاهی مستلزم پیشرفت و رشد فرهنگ در جامعه است باورهای قدیمی می‌بایست رفته‌رفته از بین بروند و بجای آن‌ها تفکرات حقوق بشری جایگزین شده در یک جامعه آگاه و در یک محیطی که اعتقاد به مساوات حقوق زن و مرد حاکم است قطعاً خشونت جایگاهی نخواهد داشت. پاره‌ای از قوانین که در مقابل تساوی حقوق برابر زن و مرد است بایستی حذف شوند. افکار عمومی خود به خود اگر آموزش نبیند و رشد پیدا نکند نمی‌تواند در این رابطه نقشی ایفا کند. رسانه‌ها مخصوصاً صدا و سیما می‌تواند نقش جدی در اجرای این خواسته ایفا کند. همچنان که مدارس و دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها محیط بسیار مناسبی در جهت آموزش جوانان و آگاهی دادن به آن‌ها در این رابطه است. اگر چه خشونت خانگی ریشه در تاریخ دارد و ساده‌اندیشی است که تصور کنیم روزی اساساً این معضل ریشه‌کن شود.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

دیدگاه

داستان امروز و دیروز نیست، می‌گویند دعوا نمک زندگی است به‌خصوص اگر اوایل زندگی مشترک باشد، لذت چشیدن آشتی بعد از هر دعوا، خودش می‌شود بهانه قهر و دعواهای بعدی، البته اگرکار بالا بگیرد و زد وخوردی، اتفاق بیفتد، ماجرا تغییر می‌کند. در دوران پدربزرگ و مادربزرگ‌های ما آخر هر دعوای خانگی چند روز قهر بود و بعد از منت‌کشی پدر و بساط آشتی‌کنان پهن و خواهر یا برادری هم به جمع خانواده اضافه می‌شد نه این‌که این روزها خبری از این آشتی‌ها نباشد.

 

همین هفته گذشته بود که یکی از دوستانمان بعد از چند روز زد و خورد و دعوا و فریاد وامصیبتا من دیگر این شوهر را نمی‌خواهم و طلاق می‌خواهم، به یکباره با همسرش آشتی کرد و قرار است ٩ماه دیگر دوستانش را خاله کند، اما تعداد چنین آشتی‌هایی بسیار کم است و بسیاری از دختران با اولین سیلی راه پزشکی قانونی را شناخته‌اند و با گرفتن گواهی پزشکی قانونی راه را برای منت‌کشی و ‌آشتی‌کنان می‌بندند.

 

آمار دقیقی از میزان کتک‌کاری زوجین و طلاق‌های ناشی از بدرفتاری و همسرآزاری نیست اما طی یک هفته گذشته از مجموع تماس‌هایی که داشتیم، چندین مورد مربوط به زنانی بود که کتک خورده و در خانه حبس شده بودند و یکی هم در محل کارش مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود. تمامی این زن زخم‌خورده از توهین و تهدید‌های شوهر اولین گزینه پیش‌رو را طلاق می‌داند و به دنبال راهکاری برای جدایی از زندگی پردردشان بودند.مجازات همسر آزاری

 

کتک کاری در محل کار

شماره گروه حقوقی را از یکی از دوستانم گرفته بود تا بتواند از ما کمک بگیرد. صدای وحشت‌زده‌ای داشت، آرام حرف می‌زد و اولین جمله‌اش این بود که اگر تقاضای طلاق کنم، می‌توانم مهریه‌ام را بگیرم؟ و بعد پرسید که چگونه می‌تواند از همسرش که عاشق زن دیگری شده، جدا شود؟ داستانش برایم تکراری بود طی چند هفته گذشته چندین‌بار با زنانی برخورد داشتم که مورد ضرب‌وشتم شوهران خود قرار گرفته بودند و نکته جالب هم حبس اکثر آنها در خانه بود.

 

گویی مردان راه آزار زنان امروزی را به‌ خوبی یافته‌اند، یعنی ضرب‌وشتم و شکستن شیشه‌ها و حبس در خانه. البته در بین تماس‌ها یکی ماجرای تلخ‌تری داشت و آن کتک‌خوردن در خیابان بود. مرد برای تحقیر وی هر آنچه از دستش بر‌می‌آمد، به کار بسته بود و یک روز هم به محل کار زن مراجعه و میان چشمان‌بهت زده همکارانش با فریاد به سمت وی حمله‌ور شده بود.

 

فریادهایی که در خانه رخنه کرده‌اند

صدای فریاد و جیغ از دیوارهای اتاق به خانه رخنه می‌کند. صدای فریادهای توهینی که از سمت زن به شوهر و شوهر به زن در سکوت ساختمان می‌پیچد. فریادها و دعواهایشان ساعت نمی‌شناسد؛ ممکن است ساعت ٢ نیمه‌شب باشد یا ٢ بعدازظهر. از میان صدای فریاهای زن و شوهر صدای ناله و گریه کودکی هم شنیده می‌شود که با التماس از پدر و مادرش می‌خواهد دعوا را تمام کنند. صدای شکستن ظرف، پرتاب‌شدن اشیا و تکان‌خوردن میز و صندلی هم میان صدای فریادها شنیده می‌شود. از میان صداها، صدای شیون‌های زن بیش از همه به گوش می‌رسد و با فریاد سعی می‌کند از خود دفاع کند.

 

فریادهایی با مضمون این‌که دیگر نمی‌خواهد کتک بخورد، توهین‌هایی که به همسرش می‌کند و می‌گوید، چرا دست روی یک زن بلند می‌کنی. در آخر هم همیشه صدای کوبیده‌شدن دری می‌آید و پس از آن صدای شیون‌های زن که به نظر می‌رسد در اتاقی زندانی شده است و با التماس و گاهی هم با توهین می‌خواهد که از زندان درون خانه‌اش نجات پیدا کند.

 

این شیون‌ها ساعت‌های طولانی به گوش می‌رسد و در این میان هم صدای هق‌هق‌ها و التماس‌های کودک در میان فریادهای زن و صدای کوبیده‌شدن مشت‌هایش به در اتاق، لرزه به اندام تن هر آدمی می‌اندازد، اما بعد از ساعت‌ها گویی زن دیگر تاب و توان فریاد و مشت‌کوبیدن را ندارد و دیگر هیچ صدایی از دیوارها به داخل راهرو و خانه‌های همسایه‌ها رخنه نمی‌کند، اما این چرخه تکراری شاید هر روز نباشد ولی در طول هفته بارها و بارها اتفاق می‌افتد.

 

بارها همسایه‌ها جلوی در خانه این زوج جمع شده‌اند و خواسته‌اند تا کمکی کنند اما با فریادهای توهین‌آمیز ساکنان خانه مواجه شدند و با ناامیدی و سرهایی که تکان می‌دهند، راهشان را به سمت در خانه‌های خود می‌کنند. تعداد دفعه‌هایی که این زوج در خانه با یکدیگر دعوا می‌کنند، بسیار زیاد است و با کمی تغییرات جزیی، هربار اتفاقات تکرار می‌شوند. تنها در زمان مدارس است که از خوش‌شانسی کودک، زمان‌هایی که در مدرسه است، دعواهای وحشتناک والدینش در خانه را نمی‌بیند. از هر سو که بخواهیم به این جریان نگاه کنیم، نمی‌توان پذیرفت که حق کودک یا زنی زندگی اینچنینی باشد. زنی که دیگر شکننده شده است و کودکی که آینده روحی‌اش گنگ و نامعلوم است.

 

تفاهم نداریم اما دوستش دارم

٥‌سال است ازدواج کرده و زندگی شادی هم داشته و هرگز فکر نمی‌کرده با چشمان کبودشده از مشت‌های تنها عشق زندگیش به دنبال یافتن راه نجات از زندگی مشترکش باشد. یک ازدواج عاشقانه، ‌خانه‌ای نقلی، درآمد کارمندی و یک زندگی معمولی که برایش مملو از خاطرات تکرارنشدنی است. تا چند ماه پیش همه ‌چیز عالی بود تا این‌که بحث و جدل‌ها سر مسائل کوچک، کشدار شد و هر بحث به دعوایی پرسروصدا ختم و در نهایت کار به کتک‌کاری کشید. تمام بدن زن کبود است.

 

نمی‌داند چرا هر شب کتک می‌خورد. شوهر می‌گوید، طلاقش نمی‌دهد. مهریه‌اش ١١٠ سکه است. می‌خواهد آن را ببخشد و جانش را نجات دهد، اما مرد به هیچ روی دل به طلاق و جدایی ندارد. هر دو نمی‌دانند مشکل چیست فقط با هم نمی‌سازند. به قول مرد دیگر تفاهم ندارند اما همچنان عاشق زنش است. زن حدس می‌زند مرد به موادمخدر اعتیاد پیدا کرده که هر شب جنی می‌شود و او را می‌زند. فعلا خبری از حقیقت ماجرا نیست یا آنها نمی‌گویند یا نمی‌دانند اما تنها واقعیت پیش‌رو تن کبود زن و التماس او برای جدایی است.

 

پس از کتک زدن دلجویی می‌کند و من را به خانه باز‌می‌گرداند

‌بیست‌وچهار سال دارد. چهار سالی می‌شود که ازدواج کرده و دو‌سال است که با همسرش اختلاف دارد. آستین لباسش را بالا می‌زند و کبودی روی دستش را نشان می‌دهد و داستانش را شروع می‌کند. از بچگی عاشق پوشیدن لباس عروس بودم. حتی وقتی در مهدکودک ازم پرسیدند: «دوست داری چه‌کاره شوی؟» پاسخم همیشه این بود که دوست دارم عروس شوم. ١٩‌سال داشتم که با همسرم آشنا شدم. عاشقش بودم. البته هنوز هم هستم. وقتی خواستگاری‌ام آمد، با وجود مخالفت پدر و مادرم پایم را توی یک کفش کردم که فقط همین را می‌خواهم و بالاخره راضی‌شان کردم و ازدواج کردیم. همه چیز خوب بود، اما یواش‌یواش زندگی آن رویش را به من نشان داد.

 

همسرم شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و وقتی دلیل را از او می‌پرسیدم، می‌گفت که خانه مادرش است. یک‌بار که اعتراض جدی کردم، مرا کتک زد. اولین‌باری بود که دستش روی من بلند می‌شد. البته بعدها به هوای شوخی هم چند باری مرا زد، اما دلجویی می‌کرد. رفتارش تغییر کرده بود و هر بار به بهانه‌ای دعوا راه می‌انداخت. پیش از به دنیا آمدن پسرمان دعوای سختی داشتیم و من با قهر به خانه مادرم رفتم و آن‌جا متوجه شدم که حامله هستم و همسرم تا حامله شدنم را فهمید برای دلجویی به خانه آمد و مرا به خانه‌مان برگرداند.

 

دعواها تمام شده بود تا همین دو هفته گذشته که برای خرید با همسر و پسرم بیرون رفتیم. بعد از این‌که خرید خودم تمام شد از همسرم خواستم که لباسی برای خودش بگیرد که ناراحت شد و شروع کرد به زدن من. ضربه‌هایش را به سر و صورتم می‌زد و من تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم این بود که دستانم را سایه‌بان پسرم کنم تا ضربه‌ای به او نخورد. تقریبا گیج شده بودم که در خودرو باز شد و من و پسرم را از خودرو بیرون کشیدند.

 

همسرم بعد از پیاده شدن ما، گاز خودرو را گرفت و رفت. همان روز به خانه مادرم رفتم و سه روز بعد به کلانتری برای شکایت مراجعه کردم. اما چون شاهدی نداشتم هیچ کاری نتوانستم انجام دهم. دنبال وکیل هم رفتم و کلی هم راه‌حل گرفتم. اما نمی‌توانستم از شوهرم طلاق بگیرم و از طرفی هم اگر طلاق می‌گرفتم تا ٧سالگی می‌توانستم از پسرم نگهداری کنم. در فکر راه‌حل بودم که یک شب همسرم با خانواده‌اش به خانه‌ پدرم آمدند و عذرخواهی کردند. چاره‌ای جز برگشتن نداشتم، چونعاشقش بودم.

 

تنبیه بدنی دلیلی برای طلاق

خشونت علیه زنان، پدیده شایع و تأسف‌باری است که ابعاد گسترده آن، زمینه آسیب‌های فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آنها، خانواده و جامعه فراهم می‌آورد. دکتر منصور رحمدل، ‌حقوقدان، در رابطه با این موضوع می گوید: این موضوع در قوانین موضوعه نه‌تنها انعکاسی ندارد بلکه تنبیه زن توسط مرد می‌تواند در قالب عسر و حرج موجب درخواست طلاق از طرف زن باشد.

 

وی با بیان این‌که قانون اساسا اجازه تنبیه خارج از سیستم قضائی را به کسی نمی‌دهد، می‌افزاید: استثنائا در مورد اطفال و مجانین در بند (ت) ماده ١٥٨ قانون مجازات اسلامی قانونگذار با رعایت شرایطی اجازه تنبیه داده است. طبق بند مزبور «اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و مجانین که به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام می‌شود، مشروط بر این‌ است که اقدامات مذکور در حد متعارف و حدود شرعی تأدیب و محافظت باشد».  

 

البته وی معتقد است که تنبیه بدنی اساسا نشان‌دهنده عقب‌ماندگی فرهنگی و یادگار دوران مردسالاری در خانواده است که امروزه با توجه به تحولاتی که از حیث فرهنگی و اجتماعی در جوامع صورت گرفته است، این امر شدیدا مورد نکوهش است. خانواده بیش از آن‌که با تنبیه اداره شود باید براساس تفاهم اداره شود و بیش از آن‌که بر آن قانون حاکم باشد باید اخلاق حاکم باشد.مجازات همسر آزاری

 

رحمدل با اشاره به مراحلی که یک زن آسیب‌دیده برای اعلام شکایت باید پشت سر بگذارد، معتقد است که این گروه از زنان همانند هر شاکی خصوصی دیگر می‌توانند رأسا یا با توکیل به وکیل دادگستری اقدام به طرح شکایت کنند. علاوه بر آن طبق ماده ٦٦ قانون آیین دادرسی کیفری‌ سال ١٣٩٢، سازمان‌های مردم‌نهادی که اساسنامه آنها در زمینه حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، اشخاص بیمار و دارای ناتوانی جسمی و ذهنی، محیط‌ زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حمایت از حقوق شهروندی است، می‌توانند نسبت به جرایم ارتکابی در زمینه فوق اعلام جرم و در تمام مراحل دادرسی شرکت کنند.

 

ضرب‌وشتم زنان باید از جامعه رخت ببندد

بهشید ارفع‌نیا، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری گاهی اوقات یک موردی که گفته می‌شود، برخی آن را به نفع خود تفسیر می‌کنند و به آن شاخ و برگ می‌دهند. در مورد این موضوع که در سنت و اسلام آمده است که مردان می‌توانند زنان خود را تنبیه کنند، می‌توان گفت بله، این سخن بیان شده، اما در ادامه نیز شرط و شروطی برای آن در نظر گرفته شده است. آن‌گونه که وجود داشته است، تنها در این منظور که اگر زنی سرکش بوده است یا به گمراهی کشیده شده است، مرد می‌تواند وی را تنبیه کند.

 

اما این موضوع نیز چون مطلبی بوده است که به‌طور عادی در جوامع پیشرفته وجود ندارد، برخی آن را برجسته کرده‌اند و عنوان می‌کنند که اسلام گفته است می‌توانید زن خود را کتک بزنید. همان‌طور که در مورد تعدد زوجین هم این موضوع مطرح می‌شود و می‌گویند اسلام این اجازه را داده است تا ٤ همسر اختیار کنند، اما بسیاری شرط و شروط آن را بیان نمی‌کنند. شرط و شروطی که حرف از عدالت می‌زند و در انتها می‌گوید شما نمی‌توانید عدالت را در میان آنها برقرار کنید. درواقع افراد تنها منفعت خود را در بیان موارد خاص در نظر می‌گیرند و باقی مطلب را کوتاه می‌کنند. البته که کشور ما در میان دیگر کشورهای مسلمان جهان بهتر و بیشتر با این مسائل برخورد کرده است و بیشتر در تلاش برای احقاق حقوق مساوی میان افراد جامعه است.

 

با توجه به قانون در موارد عسر و حرج که یکی از موارد آن ضرب و جرح یا فحاشی یا هرگونه سوء‌ رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضع زن قابل تحمل نباشد، است. در این صورت زوجه می‌تواند در صورتی که هر یک از موارد عسر و حرج برایش به وجود آید، به دادگاه مراجعه کند و درخواست طلاق بدهد. البته  برای اثبات ضرب‌وشتم معمولا به پزشکی قانونی مراجعه می‌شود اما در بسیاری از موارد قاضی با این منظور با درخواست طلاق موافقت نمی‌کند.

 

البته شاید این به این منظور باشد که معمولا قضات ما در ایران مرد هستند و احتمالا شرایط و احساسات زنان را در چنین موقعیت‌هایی به درستی درک نمی‌کنند. اگر بخواهیم به قانون نگاه کنیم، ضرب‌وشتم و زندانی کردن زوجه، قانونی نیست و زوجه می‌تواند به این منظور از زوج شکایت کند و دادخواست طلاق بدهد. اما روند رسیدگی به این پرونده‌ها در دادگاه‌ها به گونه‌های متفاوتی است و معمولا زوجه درنهایت به طلاق توافقیرضایت می‌دهد.

 

مهمترین نکته‌ای که در این موضوع وجود دارد، فرهنگ‌سازی در مورد آن است. نیاز به فرهنگ‌سازی معمولا در تمام زمینه‌ها در کشورهای درحال توسعه یا کشورهای جهان بشدت احساس می‌شود. همان‌طور که می‌توان دید همین فرهنگ‌سازی‌ها در کشورهای توسعه‌یافته بشدت در فرهنگ جامعه و حتی زندگی‌های خانوادگی موثر بوده است.

 

حال نیز به نظر می‌رسد که برای رفع مشکلات خانوادگی و کم یا از بین رفتن ضرب‌وشتم زنان در خانواده‌ها باید فرهنگ‌سازی شود. با ساخت انیمیشن‌ها، فیلم‌های کوتاه و نوشتن مطالب در نشریات و دست به دست شدن همین موارد در شبکه‌های اجتماعی می‌توان تأثیر بسیار خوبی در این مورد روی خانواده‌ها و به‌ویژه مردان گذاشت و درنهایت باید کتک خوردن زنان از جامعه ما رخت ببندد.

 

البته علاوه بر این موارد، حمایت‌های دولتی و قانونگذاران نیز می‌تواند موثر باشد. اگر دولت و دیگر مسئولان حمایت‌های اجتماعی لازم از زنان را در دستور کار خود قرار دهند، می‌توان امیدوار بود که این موضوع نه‌تنها در شهرهای بزرگ بلکه در کل کشور به مرور زمان حل شود و دیگر دادگاه‌های خانواده با چنین مسائلی پر نشود.

 

 

 

نام کامل: آندره آ استراماچونی

تاریخ تولد: ۱۸ ژوئن ۱۹۷۶

محل تولد: رم، ایتالیا

حرفه: مربیگری فوتبال

باشگاه فعلی: استقلال تهران

 

گزیده‌ای از بیوگرافی مارک ویلموتس

نام کامل: مارک روبر ویلموتس

تاریخ تولد: ۲۲ فوریهٔ ۱۹۶۹ ‏(۵۰ سال)

محل تولد: ژودوآنی، بلژیک

قد: ۱ متر و ۸۳ سانتی متر

 

نان کامل: فرهاد مجیدی قادیکلایی

تاریخ تولد: ۱۳ خرداد ۱۳۵۵ (۳ ژوِئن ۱۹۷۷)

محل تولد: تهران

پیشه: فوتبالیست

پست: مهاجم 

باشگاه :استقلال

نام کامل: ترلان پروانه

تاریخ تولد: ۱۸ تیر ۱۳۷۷

محل تولد: شیراز

حرفه: بازیگری

زمینه فعالیت: سینما، تلویزیون و تئاتر

تحصیلات:  لیسانس رشته گرافیک

نام کامل: مهرداد صدیقیان

تاریخ تولد:۳۰ بهمن ماه ۱۳۶۷

محل تولد: شهر تهران

تحصیلات: دیپلم ریاضی

پیشه: بازیگری

زمینه فعالیت: سینما، تئاتر و تلویزیون

نام کامل:نوید محمدزاده

تاریخ تولد: ۱۷ فروردین ۱۳۶۵

محل تولد: ایلام

پیشه: بازیگری

زمینه فعالیت: سینما و تئاتر

مدت فعالیت: ۱۳۸۷ تاکنون

نام کامل: شیلا خداداد

تاریخ تولد: ۱۴ آبان ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

مدرک تحصیلی: لیسانس شیمی محض

پیشه: بازیگری

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

نام کامل: نیما شعبان نژاد

زمینه فعالیت: تئاتر و تلویزیون

تاریخ تولد: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۶ 

محل تولد: شهر کلن در آلمان

محل زندگی: تهران

تحصیلات: فارغ التحصیل رشته کارگردانی

نام کامل: سوگل طهماسبی

تاریخ تولد: ۲۵ بهمن ۱۳۶۴ 

محل تولد: اهواز

پیشه :بازیگر

زمینه فعالیت: تئاتر، سینما و تلویزیون

سال‌های فعالیت: ۱۳۸۱ تا کنون

مردم کم بخورند تا بیشترببرند

احتمالا تو زندگی قبلی آدمای پلیدی بودیم حالا داریم تقاص پس می دیم !!!!

ربطی به غرور نداره تحلیلگر بی سواد.مردم مجبورن همه چی رو تحمل کنن .

مردم رو چی فرض کردید شما..به نظرتون کسی باور میکنه نجفی قاتل باشه؟

اقای همتی خداکند این روند حداقل ۲ ماه ادامه داشته باشد اگر یکماه دیگر دوباره نرخ ارز به ۱۵ یا ۱۶ رسی

مقدمه: بدون تردید امروزه با رشد فرهنگی حاصل از افزایش معلومات در میان خانواده ها، چنین بنظر می رسد گفتمان و تفاهم به تدریج جانشین تنبیهات بدنی، شده است. بنابراین شایسته است مسائل خانوادگی در درجه نخست از طریق فرهنگ‌سازی و ارتقای سطح آموزه‌های اخلاقی و دینی حل و فصل شود و مراجعه به دادگاهها در درجه آخر قرار گیرد.
ابعاد همسر آزاری
از نظر قانونی تنبیه به طور کلی از افراد سلب گردیده و فقط در موارد استثنائی مانند اطفال و مجانین در بند (ت) ماده ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی با رعایت شرایطی تجویز گردیده است. لذا ایراد صدمه یا ضرب و جرح توسط زوجین تحت عنوان تنبیه فاقد محمل قانونی است، که البته این امر شامل انواع خشونت روانی مانند توهین، تحقیر و تمسخر یکدیگر نیز می گردد.
البته در نگاه عمومی وصف همسر آزاری همواره اذیت و آزارهای همسران نسبت به یکدیگر را در بر می گیرد، لیکن باید گفت همسرآزاری دو سویه است و همان مجازاتی که برای ارتکاب جرائمی مانند ایراد صدمه بدنی، توهین و افتراء، نشر اکاذیب و دشنام برای مردان در نظر گرفته ‌شده، برای زنان نیز اِعمال می‌شود. به همین جهت هنگام ارتکاب چنین جرائمی، رفتار مجرمانه هر یک از آنان همانند رفتار هر انسان دیگری دارای وصف کیفری بوده و قابل تعقیب است و حتی حسب مورد موجب قصاص و دیه و حبس خواهد شد.
مجازات های کیفری همسر آزاری
چنانکه در جریان نزاع های موجود بین زوجین هر یک از آنان مرتکب اهانت، افتراء و نشر اکاذیب گردد، حسب مورد قابل مجازات می‌باشد. همانطوریکه می‎دانیم، تحقق جرم افتراء در صورتی است که عنوان مجرمانه ای به شخص منتسب شود، در صورتیکه موضوع انتسابی از جرائم مقرر در قانون نباشد، می تواند به عنوان توهین قابل پیگیری باشد. در هر صورت جرائم مذکور از جمله جرائمی است که با توجه وهن آور بودن كردار، گفتار یا نوشتاری که به حیثیت و شرافت طرف مقابل لطمه وارد ‌سازد، قابل تعقیب کیفری است.
توضیح اینکه، توهین به همسر شامل بکار بردن کلمات رکیکی است که متضمن لفظی باشد که در عرف از آن به فحاشی یاد می شود، و هنگام ارتکاب آنها هیچ تفاوتی با توهین و افتراء نسبت به افراد دیگر وجود ندارد. لهذا در صورت ارتکاب جرم توسط هر یک از زوجین و اثبات آنها، بر اساس قانون مجازات اسلامی، حبس از یکماه تا یکسال و تا ۷۴ ضربه شلاق و یا یکی از آنها در انتظار مجرم است. اما مجازات نشر اکاذیب در ماده ۶۹۸ (۹۲۴) قانون مذکور علاوه بر اعاده حیثیت، تحمل حبس از دو ماه تا دو سال و شلاق تا ۷۴ ضربه تعیین شده که از مجازات توهین و افتراء شدیدتر است.
همچنین علاوه بر موارد مذکور نسبت دادن اعمالی مانند زنا، لواط به دیگری قذف تلقی می گردد که جزو حدود شرعی است و شامل مواردی می شود که افرادی نزد مراجع قضایی به عنوان شاهد زنا یا لواط دیگران حاضر شوند، اما شهادت آنها مستند به مشاهده نباشد یا تعدادشان به حد نصاب لازم برای شهادت نرسد، که در اینصورت عمل آنها قذف و مستوجب مجازات ۸۰ ضربه شلاق خواهند بود.
اگر چنین نزاع هایی منجر به ایراد ضرب و جرح هایی شود که سیاهی، کبودی و یا جراحت بر بدن را بدنبال داشته یاشد، حسب فصل ششم قانون مجازات اسلامی جاری، برای هر یک از آنها دیه جراحات تعیین گردیده است. به علاوه بر اساس ماده ۷۱۵ این قانون صدمه ای که موجب ایجاد تورم گردد، ارش دارد. در همین جا لازم بذکر است حسب ماده ۴۴۹ قانون فوق ارش، ديه ای است كه ميزان آن در شرع تعيين نشده و دادگاه با لحاظ نوع و كيفيت جنايت و تأثير آن بر سلامت شخص بزه‎دیده و ميزان خسارت وارده با در نظر گرفتن ديه مقّدر پس از جلب نظر پزشکی قانونی ميزان آن را تعيين مي كند.
لیکن چنانچه نتیجه عمدی یا ضرب و جرح وارده موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به‌ مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل ‌طرف شود در مواردیکه قصاص امکان نداشته باشد چنانچه ‌اقدام مرتکب موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم ‌تجری وی یا دیگران شود، طبق ماده ۶۱۴ (۸۴۵) قانون مجازات اسلامی به ۲ تا ۵ سال حبس محکوم‌ خواهد شد و در صورت درخواست بزه دیده مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود.
به علاوه بر مبنای تبصره ماده اشاره شده، در صورتیکه جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب به ۳ ماه تا یک ‌سال حبس محکوم خواهد شد.
افزون بر آن به موجب ماده ۶۲۲ (۸۵۳) هر كس عالماً‌ عامداً‌ به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله موجب سقط جنین وی شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از یك تا سه سال محكوم خواهد شد.
النهایه اینکه حسب ماده ۵۶۷ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ در مواردی كه رفتار مرتكب نه موجب آسیب و عیبی در بدن شود و نه اثری از خود در بدن برجای بگذارد ضمان منتفی است، لیكن در موارد عمدی در صورت عدم تصالح، مرتكب به حبس یا شلاق تعزیری درجه هفت محكوم می‌شود.
تدابیر غیر کیفری جهت مهار همسر آزاری
از منظر مقررات غیر جزایی و به تعبیری مدنی، برای مواقعی که بر اثر بد رفتاری، زوج از همسر خود ناراضی باشد وی هر زمان که تصمیم بگیرد، می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. از سوی دیگر چنانکه می دانیم در بند الف قباله های جدید آمده است: چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخيص دادگاه، تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسری يا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد، زوج مكلف است تا نصف دارايي موجود خود را كه در ايام زناشويي با زوجه به دست آورده يا معادل آن را بصورت بلاعوض به زوجه منتقل کند.
بدیهی است اجرای بند فوق منوط به این است که تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف زناشویی یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد، در غیر اینصورت زوجه مستحق تا نصف دارایي نخواهد بود.
از سوی دیگر، اگرچه در قانون مدني و كيفري ايران نسبت به پرداخت نفقه تاكيد بسياري شده، لیکن در مواردي این ضمانت اجراء برداشته شده و مردان از پرداخت آن معاف شده اند. در این ارتباط از جمله سوء رفتار زن، عدم انجام وظایف زناشویی يا انتخاب شغلي مغاير با شئون اخلاقي موجبی است بر اینکه زوجه در قبالِ مرد ناشزه تلقی، و بر این اساس استحقاق دریافت نفقه را نداشته باشند. در این ارتباط ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی، مقرر می‌دارد: چنانچه زن از وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود، مگر در مواردی مانند بیماری واگیردار شوهر که در ماده ۱۱۲۷ قانون مذکور بدان اشاره شده است.
در مورد زن نیز موضوع بدین صورت است که، چنانچه وی عسر و حرج خود را در دادگاه خانواده به اثبات رساند می تواند دلیل موجهی از برای طلاق تلقی شود. لهذا زنانی که موضوع همسر آزاری قرار می‌گیرند، می‌توانند در صورتیکه حکم قطعی محکومیت کیفری همسرشان صادر شده باشد، آن را به دادگاه خانواده ارائه کنند تا حکم طلاق صادر شود.
در این راستا در سند های رسمی ازدواج جزو شرایط ضمن عقد نکاح آمده است که اگر مردی زندگی را برای زن توأم با مشقت شدید کند، زن اجازه دارد با اختیارات حاصل از عقد وکالت حین ازدواج به این وضع خاتمه دهد. بدین معنی که زن به استناد مصادیق همسر آزاری ثابت می‌کند که زندگی با این مرد توأم با مشقت شدید است و حق وکالت در طلاق برای او احیاء می‌شود.
همچنین علاوه بر اینکه حق شکایت مرد در فرضی که مورد هتاکی و یا صدمه بدنی قرار گیرد محفوظ است، در خصوص زن نیز وفق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی چنین پیش بینی شده: در صورتیکه بودن زن و شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی باشد، زن می‌تواند مسکن علیحده انتخاب کند و در صورت ثبوت این امر دادگاه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن از بازگشت به منزل معذور است نفقه او به عهده شوهر خواهد بود. به علاوه در مورد منزل جداگانه براي زن، در ماده ۱۱۱۶ قانون مدني آورده مادام که محاکمه بين زوجين خاتمه نيافته، محل سکناي زن به تراضي طرفين معين مي شود و درصورت عدم تراضي، دادگاه با جلب نظر اقرباي نزديک طرفين منزل زن را معين خواهد نمود و در صورتي که نزدیکانی نباشد، خود دادگاه محل مورد اطميناني را معين خواهد کرد.
به هرحال تمام مسايل اشاره شده حالت حقوقي قضيه است و بهانه اي است براي برگشت به خانه، مکاني که مي تواند با رفتار متقابل زوجین به محلي امن و آرام جهت زندگی و کسب آرامش تبديل شود. در واقع، مأمنی نه تنها برای زن و شوهر، بلکه دامنی پر از مهر و محبت برای تربیت فرزندانی است که می خواهند هنرِ در کنار هم بودن را از الگوی رفتاری پدر و مادر، بیاموزند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

مجازات همسر آزاری

وب‌سایت

امروزه خردورزي اقتضاء دارد که هر شخصي قبل از اقدام به هر امري در هر يک از موضوعات حقوقي با کسب آگاهي از موارد قانوني موقعيت خويش را سنجيده، سپس دست به هر اقدامي بزند. مضافاً اينکه همانگونه که رجوع به هر متخصصي دفع ضرر آينده را به دنبال دارد، کسب آگاهی‌های حقوقي نیز مي تواند به مصداق علاج واقعه قبل از وقوع، اشخاص را از مشکلات احتمالي آتي دور کند. به این منظور سایت حاضر با هدف تأثیرگذاری بر روابط اجتماعی، کارکرد حقوق در روابط خانوادگي و افزایش مهارت‌هاي حين زندگی، راه‌اندازی شده است.

خشونت خانوادگی (همسر آزاری)

۱۳۹۲/۳/۱۸


۱۸۲ بازدید

انتشار اینترنتی مطالب یا چاپ در نشریات دانشجویی با ذکر منبع موجب امتنان است.
نقل مطالب در دیگر نشریات با اطلاع این مجموعه و ذکر منبع بلامانع است.
برای چاپ در کتب، کسب اجازه کتبی الزامی است.
اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

رئیس کانون وکلای استان همدان گفت: حساسیت قانون‌گذار نسبت به مقام و شخصیت بانوان در تدوین قوانین کشور بیشتر است.

‌مهدی غلامی جلال در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به وجود قانون مجازات در مورد همسر آزاری، مطرح کرد: بر اساس مقام و شخصیت بانوان تعدادی از قوانین در قانون مجازات اسلامی کشور، تحت عنوان ایجاد مزاحمت برای خانم‌ها توسط قانون‌گذار مشخص شده که این نشان از حساسیت خاص قانون‌گذار نسبت به بانوان است.

وی با بیان اینکه آزار و اذیت به شکل عمومی جرم انگاری شده است، خاطرنشان کرد: بنا به مجازات‌های ویژه آزار رساندن به بانوان، مجازات آزار و اذیت خانم‌ها نسبت به آقایان سنگین‌تر است.

وی در رابطه با قانونی بودن اجازه گرفتن زن از شوهر خود، گفت: به غیر از موارد خواص مانند خروج از کشور و اخذ گذرنامه زوجه هیچ الزام قانونی برای اجازه گرفتن از همسر خود نداشته و تنها به دلیل رعایت احترام در زندگی است که زنان برای انجام هر اموری از شوهر خود اجازه می‌گیرند.

غلامی جلال با بیان اینکه در خیلی از موارد با مراجعه خانم‌ها به دادگاه، قاضی بنا بر آیه شریفه (الحاکم ولی‌الممتنع) به نیابت از شوهر حق را به زوجه می‌دهد، اظهار کرد: هیچ مردی از لحاظ قانونی و شرعی حق ندارد مانع از ادامه تحصیل همسرش شود مگر در زمانی که مرد توانایی مالی لازم را نداشته باشد؛ اما در صورت رایگان بودن دانشگاه و یا شاغل بودن زوجه مرد حق جلوگیری از تحصیل را ندارد، چراکه تحصیل جزو حقوق بشری است.مجازات همسر آزاری

وی در رابطه با حق قانونی شوهر برای اجازه دادن شاغل بودن همسرش، گفت: هیچ مردی از نظر قانونی اجازه جلوگیری از کار کردن همسرش خارج خانه را ندارد، مگر آن‌که شغل انتخابی زوجه خلاف شأن، شخصیت و فرهنگ خانوادگی زوج باشد.

رئیس کانون وکلای استان همدان با بیان اینکه اجازه از همسر در مور خاص به دلیل ریاست مرد بر زندگی است، عنوان کرد: در سخنان شرعی مرد در زندگی مشترک به عنوان رئیس خانواده نام برده شده است اما ریاست به معنای اطاعت بی‌بدیل زن از مرد نبوده و این باور یک فرهنگ نادرست و غلط است، بلکه واژه رئیس در این بخش به معنای مدیریت اقتصادی و اجتماعی زوج در خانواده است که قاعدتاً به مرد واگذار می‌شود.

انتهای پیام

دبیر: زهرا حبیب پور

مجازات همسر آزاری

آرایش

مدل مو

مدل لباس

ناهنجاری اجتماعی همسر آزاری متاسفانه در جوامع دنیا سومی اکثر وجود دارد و حقوق زنان آن طور که باید در این کشورها رعایت نمیشود. همسرآزاری پدیده ای هست که از زمان های قبل در جوامع گوناگون وجود داشته هست. آزار روانی، جسمی، مالی و جنسی ازجمله خشونت هایی هست که مردان علیه زنان انجام میدهند.

خشونت علیه زنان؛ پدیده شایع و تأسف باری هست که ابعاد گسترده آن، اساس آسیب های فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آن ها، خانواده و جامعه فراهم می آورد. خشونت علیه زنان دارای سابقه ای به وسعت تاریخ بوده و در دهه های نوین به شکل خشونت مدرن، اشکال نوینی به خود یافته هست و با وجود تلاش های بین المللی

حقوقدانان، کارشناسان و کنشگران اجتماعی و حقوق بشری برای رفع هرگونه خشونت نسبت به آن ها سونامی خشونت علیه زنان، کماکان جاری و روزافزون بوده و هزینه های متعددی را بر جامعه بشری و ملی دولت ها وارد می کند.خشونت علیه زنان از خانه و خیابان تا کوچه و بیابان، به اشکال گوناگون توهین و هتک حرمت، ختنه دختران و زنان، ازدواج زودهنگام آن ها،

استثمار عاطفی و جنسی در منازل و محافل کار و خارج از آن، طلاق قهری، تبعیض جنسیتی و نگاه های سنگین مردانه، آزار جنسی و تن فروشی پیدا و مخفی، ایراد صدمات عمدی بدنی و حیثیتی، اخراج از خانه و ممانعت از تحصیل و کار، وضع زنان بی سرپرست و بدسرپرست، ممانعت از ملاقات فرزند و سلب حضانت فرزندان از مادران،

تضییع حقوق اساسی و شهروندی آن ها، تضییع حقوق زناشویی، خانوادگی و فرصت های شغلی و حرفه ای، بن بست در طلاق نسبت به زنان و اجبار عینی و عملی انها به مهرم حلال، جانم آزاد، برای رهایی از تقید زوجیت و زناشویی متلاطم خویش در طی سال های متعدد برای تعیین تکلیف وضع حقوقی و قانونی خود و تبعیض و تفکیک جنسیتی،

به انحای گوناگون دیگر و درجات متفاوت در جامعه به طور نسبی و فزاینده، حسب مورد، وجود داشته و محصور به قتل علیه زنان در کشور، در معنای خاص آن نیست. پرونده های متعدد قضائی موجود و جاری در محاکم قضائی و خانواده و وضع بحران خانواده در ایران؛ کمترین گواه بر این مهم هست.

اضافه بر این، با مراجعه به صفحه حوادث رسانه ها، سایت ها و شبکه های اجتماعی و مجازی و نیز کلانتری ها و ادارات آگاهی استان تهران بزرگ و دیگر دوایر نمونه در کل کشور «دایره ویژه قتل» و دیدن خانواده ها و مراجعه کنندگان متعدد برای پی جویی و شناسایی عزیزان گم گشته خویش در لابه لای مجموعه های تصویری مقتولان بی نام و نشان مضبوط در آن ادارات

وضع و اهمیت خشونت فزاینده علیه زنان در جامعه اکثر درک می شود! بر این اساس؛ ضروری هست در مقام مدیریت خشونت فزاینده علیه زنان و افزایش ضریب امنیت انسانی و حقوق شهروندی و اساسی در بین شهروندان و جامعه، خصوصا نسبت به زنان برآمد.

واژه همسر آزاری که در اذهان عموم به عنوان خشونت شوهر علیه زن به کار میرود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز باوجود فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش هست. آمار ٤٣ درصدی زنان کتک خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم انگیز هست. باید دقت داشت

که خشونت علیه زنان و به صورت خاص «همسران» به چند نوع گوناگون هست. خشونت فیزیکی و بدنی، مثل صدمه زدن به وسایل خانه و ضرب وشتم همسر، خشونت روانی و کلا می مثل تحقیر شخصیت، چهره یا شرایط جسمانی زن، ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همین طور خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل،

ممنوعیت رابطه با بستگان حتی به صورت تلفنی، خشونت اقتصادی مثل نپرداختن خرجی و درنهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قراردادن وی به دلیل اعتیاد، مهم ترین و شایع ترین انواع همسر آزاری مردان نسبت به زنان هست.

مفهوم پدیده همسر آزاری

خشونت و اعمال آن از معضلات روبه رشد در تمامی جوامع هست. این پدیده اشکال گوناگونی دارد و مردان و زنان تمامی گروه های سنی تحت تاثیر آن قرار می گیرند. خشونت خانوادگی به نحوه پرخاشگری اشاره دارد که در روابط زوجین رخ می دهد. خشونت خانوادگی گاهی اوقات تحت عنوان همسر آزاری، خشونت زناشویی، زن آزاری، شریک آزاری و عبارات دیگر توصیف شده هست.

براساس تحقیقات پزشکی قانونی، همسرآزاری در تمامی طبقات اجتماعی از فقیرترین تا غنی ترین و حتی خانواده های تحصیلکرده اتفاق می افتد و محدود به قشر خاصی نیست. همسرآزاری به شکل های گوناگون در جوامع بروز میکند و در هر خانواده ای با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن هست نمونه ای از همسرآزاری وجود داشته باشد.

همسر به زن و شوهر گفته می شود و آزار نیز به معنی معکوس کردن بایدها و نبایدهاست. بنابراین در تعریف همسرآزاری می توان گفت معکوس کردن بایدها و نبایدها برای زن یا شوهر همسرآزاری محسوب میشود. همسرآزاری را میتوان به ۴گروه همسرآزاری روانی، مالی، جنسی و جسمی تقسیم کرد. برآورده نشدن هر یک از نیازها در اساس های مالی، روانی و جنسی میتواند یکی از انواع همسرآزاری را به دنبال داشته باشد.

فقر، اعتیاد، بی دقتی در گزینه همسر، تفاوت های فرهنگی، رشد اجتماعی زنان و عدم باور مردان، مرد یا زن سالاری، نقش رسانه ها در ارایه چهره ای نادرست از زنان و ازدواج های قبل از رشادت ازجمله عوامل اساس ساز همسرآزاری هست. درصورتی که مرد قادر به فراهم سازی نیازهای مادی همسر و خانواده اش نباشد، ممکن هست

تبعات آن به صورت همسرآزاری بروز کند و مرد از شرایط عادی خارج شود. از سویی اعتیاد نیز به علت بالابردن هزینه خانواده و ایجاد علایم افسردگی در فرد، اساس ساز همسرآزاری هست.

نگاه ویژه حقوق بشر به زنان

با دقت به این که سازمان ملل، سال های ١٩٩٥ – ٢٠٠٤ را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرده هست و از آن جا که ناآگاهی همه ی انسان ها، به ویژه زنان از این حقوق آن ها را از برخورداری کامل از آن حقوق باز می دارد، لذا آگاه سازی عموم، سواد آموزی حقوقی و ارتقای فرهنگ حقوق بشر، توسعه و صلح از طریق هماهنگی و همکاری

با گروه های محلی و منطقه ای و سازمان های غیردولتی و نیز رسانه ها در سراسر دنیا برای اجرای برنامه هایی در اساس آموزش حقوق بشر میتوانند موثر باشند. در این میان خشونت علیه زنان ازجمله مسائلی هست که در تمام جوامع فراگیر هست. خشونت های جنسی، جسمی و… باعث شده تا محیط امن خانه برای همسران ناامن شود.

اما شناخت زنان از حقوق خود و قوانینی که به نفع انها در جهت ایجاد امنیت و آزادی نگاشته شده سبب خواهد شد تا از میزان خشونت علیه زنان نیز کاسته شود. از سویی در فضای جامعه غربی نیز پدیده همسرآزاری گسترش یافته و اعلامیه جهانی حقوق بشر در موادی بر حفظ حقوق زنان در جهت پیشگیری از همسرآزاری تاکید کرده هست.

اما انچه در بین این قوانین مهم جلوه می کند، میزان ظرفیت جوامع در اجرای آنهاست و باید ضمانت اجرایی در جوامع بالاخص با دقت به اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود داشته باشد. اگرچه در سال های نوین، با افزایش تعداد تشکل های مدافع حقوق زنان و حمایت دولت از رشد این تشکل ها، صداهای بسیاری در حمایت از حذف خشونت

علیه زنان بلند شده هست، اما هنوز قوانین حمایت کننده از زنان کافی نیست و به گزارش پارس ناز زنان نیز بنابر سنت اجتماعی، در موارد بسیاری ترجیح می دهند بنابر مصلحت یا حفظ آبرو، خشونت ها علیه خویش را مخفی کنند. آیا راه حلی وجود دارد؟ بازنگری قوانین کشورها، یکی از اولین راهکارها برای حذف خشونت علیه زنان تلقی میشود.

به اعتقاد نهادهای مدافع حقوق زنان، نقاط ضعف قانونی باید آشکار و رفع شود. دولت ها تشویق و ترغیب شوند تا قوانین را رعایت و قوانین نامناسب را عوض کنند. در سطوحی پایین تر نیز باید با کمک به رشد نهادها و تشکل های غیردولتی زنان، به مهار اجتماعی خشونت علیه زنان مبادرت ورزید. با همکاری و توسط این تشکل ها،مجازات همسر آزاری

زنان باید اکثر به حقوق خود در برابر خشونت آگاه شوند. با این وجود، حضور و نقش مردان در حذف خشونت علیه زنان، اساسی و ضروری هست و فاقد جلب همکاری مردان، حذف خشونت ممکن نیست. مردان هم باید وادار شوند که سکوت خود را بشکنند و وارد این وادی شوند.

منبع :gahar.ir

گالری عکس ، عکس، عکس های زیبا، تصاویر، عکس های شگفت انگیز

مجازات همسر آزاری
مجازات همسر آزاری
0

اینها رو بخوان سالم بمان :

پاسخی بگذارید