اینها رو بخوان سالم بمان :

خواص دارویی و گیاهی

مجازات کتک زدن
مجازات کتک زدن

درخواست مشاوره با ارسال عدد 1 به شماره 100088548054

02188548054

 

 

 

«ضرب» به صدمه هایی گفته می‌شود که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد می‌شود و آثاری مثل کوفتگی، سیاه شدن،سرخی، کبودی و پیچ خوردن ایجاد می‌کند. «جرح» نیز به صدمه هایی گفته می‌شود که به از‌ هم‌ گسیختگی بافت‌های بدن منتهی شود. جرح بیشتر با خونریزی همراه است، مثل خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو. در قانون، جهت ضرب و جرح مجازات‌هایی تعیین شده است که به سنجیدن آن می‌پردازیم.

مجازات کتک زدن

 

 

 

 

کتک زدن و ضرب وجرح جرایمی خیلی شایع هستند و تعداد بالایی از پرونده‌های قضایی را به خود اختصاص داده‌اند. «ضرب و شتم» اصطلاح رایجی است که مردم برای این جرم استفاده می‌کنند، ولی باید توجه داشت که «شتم» به معانی «دشنام دادن» است و ذیل جرایمی مانند توهین یا قذف قرار می‌گیرد. لذا، اصطلاح صحیح «ضرب و جرح» است، نه «ضرب و شتم».

 

 

همان گونه که بیان شد «جرح» به صدمه هایی گفته می‌شود که به از‌هم‌گسیختگی بافت‌های بدن بینجامد. خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو از مصادیق جرح است.

 

این جرم را باید در گروه «جنایات بر اعضا» دسته‌بندی کرد. «جنایت بر عضو» عبارت است از هر آسیب پائین تر از قتل، مثل قطع عضو، جرح و صدمه‌های وارد بر منافع. جنایت بر عضو در صورتی که به صورت عمدی باشد، در صورت تقاضای قربانی جرم یا ولیّ او و وجود دیگر شرایط مقرر در قانون، سبب قصاص می‌شود و در غیر این صورت، مطابق قانون، دیه و تعزیر را به دنبال خواهد داشت. لذا ، جرم جرح سبب یکی از مجازات‌های قصاص، دیه و تعزیر خواهد شد. البته گاهی این جرم هم با دیه مجازات می‌شود و هم با تعزیر.

 

 

 

 

جهت این که جرح سبب قصاص شود، باید «شرایط عمومی قصاص» و «شرایط اختصاصی قصاص عضو» وجود داشته باشد. شرایط عمومی قصاص در مواد ۳۰۱ به بعد قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ بیان شده است. البته چنانچه حکم به قصاص داده می‌شود که مرتکب جرح، پدر یا از اجداد پدری قربانی جرم نباشد و مجنیٌ‌علیه هم عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد. اضافه بر این، جهت محکوم شدن به مجازات قصاص، مرتکب باید عمد داشته باشد. شرایط جنایت عمدی در ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

 

 

شرایط اختصاصی قصاص عضو نیز چنین‌اند:

 

1-مکان عضو مورد قصاص با مورد جنایت یکی باشد؛

 

2-قصاص با میزان جنایت برابر باشد؛

 

3-خوف تلف مرتکب یا صدمه بر عضو دیگر نباشد؛

 

4-قصاص عضو سالم در مقابل عضو ناسالم نباشد؛

 

5-قصاص عضو اصلی در مقابل عضو غیر اصلی نباشد؛

 

6- قصاص عضو کامل در مقابل عضو ناقص نباشد.

 

 

چنانچه که هر یک از شرایط عمومی و اختصاصی قصاص وجود نداشته باشد، مرتکب جرم به پرداخت دیه محکوم خواهد شد. لذا ، در جنایت غیرعمدی بر اعضا و جنایت عمدی که قصاص ندارد یا قصاص در آن تقریبا غیر ممکن است یا بر دیه مصالحه شده است، دیه پرداخت می‌شود. مواد ۵۵۸ به بعد قانون مجازات اسلامی قواعد عمومی دیه اعضا را بیان کرده است.

 

 

مجازات کتک زدن

 

 

«ضرب» یا کتک زدن در حقیقت صدماتی است که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد شود و آثاری مانند کوفتگی، سرخی، کبودی، سیاه شدن و پیچ خوردن ایجاد کند. در قانون، برای هریک از این موارد دیه‌ای مقرر شده است که ضارب باید آن را به فرد مضروب پرداخت کند. دیه صدماتی که سبب تغییر رنگ پوست می شود، در قانون مجازات اسلامی به شرح ذیل است:

 

 

 

1-سیاه شدن پوست صورت، شش‌هزارم؛

 

2-کبودشدن پوست صورت، سه‌هزارم؛

 

3-سرخ شدن پوست صورت، یک‌ونیم‌هزارم دیه کامل

 

4-تغییر رنگ پوست دیگر اعضا، حسب مورد، نصف مقادیر مذکور در فوق.

 

 

در این حکم، بین این که عضو دارای دیه تعیین‌شده باشد یا نباشد، تفاوتی نیست. همینطور بین تغییر رنگ همه یا بخشی از عضو و نیز بقا یا زوال اثر آن فرقی وجود ندارد. صدمه‌ای که سبب تورم بدن، سر یا صورت شود «اَرش» دارد و در صورتی که اضافه بر تورم، سبب تغییر رنگ پوست نیز بشود، حسب مورد، دیه و ارش تغییر رنگ به آن افزوده می‌شود. منظور از ارش، میزان مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی یا بدنی پرداخت می‌شود و در قانون برای آن اندازه‌ای مشخص نشده است.

 

 

 

 

هر فرد عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که سبب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه شود، در مورد هایی که قصاص امکان نداشته باشد، در صورتی که اقدام وی سبب اخلال در نظم، امنیت جامعه و صیانت یا بیم تجری مرتکب یا دیگران باشد، به ۲ تا ۵ سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه، مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود. لذا ، یکی از فرض‌هایی که مرتکب ضرب وجرح اضافه بر دیه به تعزیر نیز محکوم می‌شود، هنگامی است که به تشخیص قاضی، اقدام او نظم و امنیت جامعه را مختل کرده باشد.

 

 

در مورد هایی دیگر نیز احتمال دارد اضافه بر دیه، مرتکب ضرب وجرح به تعزیر نیز محکوم شود. یکی از این مورد ها هنگامی است که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود، ولی آلت جرح اسلحه یا چاقو و مانند آن باشد. در این صورت، مرتکب به ۳ ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد. اضافه بر این، هرزمان عده‌ای با یکدیگر منازعه کنند، چنانچه که این نزاع دسته‌جمعی منتهی به ضرب وجرح شود، هر یک از شرکت‌کنندگان در نزاع، حسب مورد، به حبس از ۳ ماه تا یک سال محکوم می‌شوند.

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری با موسسه حقوقی بین المللی ثبت سفیر تماس بگیرید.

 

مسائل حقوقی،ثبت شرکت،ثبت برند و امور مهاجرتی خود را به ما بسپارید(با قیمت مناسب).


موسسه حقوقی سفیر با داشتن کادری مجرب و وکلا متخصص در زمینه های مختلف حقوقی براساس رشته های تخصصی و مشاوره رایگان میتواند به شما کمک کند.

آخرین مقالات سفیر را در ایمیل خود دریافت کنید


«ضرب» به صدماتی گفته می‌شود که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد می‌شود و آثاری مانند کوفتگی، سرخی، کبودی، سیاه شدن و پیچ خوردن ایجاد می‌کند. «جرح» نیز به صدماتی گفته می‌شود که به از‌هم‌گسیختگی بافت‌های بدن منتهی شود. جرح اغلب با خونریزی همراه است، مانند خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو. در قانون، برای ضرب وجرح مجازات‌هایی تعیین شده است که به بررسی آن می‌پردازیم.

ضرب وجرح جرایمی بسیار شایع هستند و تعداد زیادی از پرونده‌های قضایی را به خود اختصاص داده‌اند. «ضرب و شتم» اصطلاح رایجی است که مردم برای این جرم استفاده می‌کنند، اما باید توجه داشت که «شتم» به معنی «دشنام دادن» است و ذیل جرایمی مثل توهین یا قذف قرار می‌گیرد. بنابراین، اصطلاح صحیح «ضرب و جرح» است، نه «ضرب و شتم».

همان‌طور که گفته شد «جرح» به صدماتی گفته می‌شود که به از‌هم‌گسیختگی بافت‌های بدن بینجامد. خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو از مصادیق جرح است. این جرم را باید در گروه «جنایات بر اعضا» دسته‌بندی کرد. «جنایت بر عضو» عبارت است از هر آسیب کمتر از قتل، مانند قطع عضو، جرح و صدمه‌های وارد بر منافع. جنایت بر عضو اگر به صورت عمدی باشد، در صورت تقاضای قربانی جرم یا ولیّ او و وجود سایر شرایط مقرر در قانون، موجب قصاص می‌شود و در غیر این صورت، مطابق قانون، دیه و تعزیر را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، جرم جرح موجب یکی از مجازات‌های قصاص، دیه و تعزیر خواهد شد. البته گاهی این جرم هم با دیه مجازات می‌شود و هم با تعزیر.

برای اینکه جرح موجب قصاص شود، باید «شرایط عمومی قصاص» و «شرایط اختصاصی قصاص عضو» وجود داشته باشد. شرایط عمومی قصاص در مواد ۳۰۱ به بعد قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ بیان شده است. البته در صورتی حکم به قصاص داده می‌شود که مرتکب جرح، پدر یا از اجداد پدری قربانی جرم نباشد و مجنیٌ‌علیه هم عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد. علاوه بر این، برای محکوم شدن به مجازات قصاص، مرتکب باید عمد داشته باشد. شرایط جنایت عمدی در ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

مجازات کتک زدن

شرایط اختصاصی قصاص عضو نیز چنین‌اند:

در صورتی که هر یک از شرایط عمومی و اختصاصی قصاص وجود نداشته باشد، مرتکب جرم به پرداخت دیه محکوم خواهد شد. بنابراین، در جنایت غیرعمدی بر اعضا و جنایت عمدی که قصاص ندارد یا قصاص در آن ممکن نیست یا بر دیه مصالحه شده است، دیه پرداخت می‌شود. مواد ۵۵۸ به بعد قانون مجازات اسلامی قواعد عمومی دیه اعضا را بیان کرده است.

«ضرب» در واقع صدماتی است که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد شود و آثاری مانند کوفتگی، سرخی، کبودی، سیاه شدن و پیچ خوردن ایجاد کند. در قانون، برای هریک از این موارد دیه‌ای مقرر شده است که ضارب باید آن را به فرد مضروب پرداخت کند. دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود، در قانون مجازات اسلامی به شرح ذیل است:

در این حکم، بین اینکه عضو دارای دیه تعیین‌شده باشد یا نباشد، فرقی نیست. همچنین بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقا یا زوال اثر آن فرقی وجود ندارد. صدمه‌ای که موجب تورم بدن، سر یا صورت شود «اَرش» دارد و چنانچه علاوه بر تورم، موجب تغییر رنگ پوست نیز بشود، حسب مورد، دیه و ارش تغییر رنگ به آن افزوده می‌شود. منظور از ارش، مقدار مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی یا بدنی پرداخت می‌شود و در قانون برای آن اندازه‌ای مشخص نشده است.

هر کس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه شود، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد، چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم، صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران باشد، به ۲ تا ۵ سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه، مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود. بنابراین، یکی از فرض‌هایی که مرتکب ضرب وجرح علاوه بر دیه به تعزیر نیز محکوم می‌شود، وقتی است که به تشخیص قاضی، اقدام او نظم و امنیت جامعه را مختل کرده باشد.

در مواردی دیگر نیز ممکن است علاوه بر دیه، مرتکب ضرب وجرح به تعزیر نیز محکوم شود. یکی از این موارد وقتی است که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود، اما آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد. در این صورت، مرتکب به ۳ ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد. علاوه بر این، هرگاه عده‌ای با یکدیگر منازعه کنند، در صورتی که این نزاع دسته‌جمعی منتهی به ضرب وجرح شود، هر یک از شرکت‌کنندگان در نزاع، حسب مورد، به حبس از ۳ ماه تا یک سال محکوم می‌شوند.

امید عبدالهیان


یاسا همان قانون است.

عدالت کامل در دادگاه انقلاب بوشهراجرامیشود حکمی که بایداجرابشه هیچ تاغیریا انفاقی درش نیست باشاکی ومتهم به شکل مساوی برخوردمیشه.درودبرشرفشون

به نظرم پول حرف اولو میزنه توی این کشور دیده شده طرف کلی کتک خورده بازم متهم حساب شده چون طرف مقابلش قاضیو خریده هم زده هم زندان کرده

سلام … دیدگاه ندارم ولی ممنون هستم از اطلاعاتی ک در اختیار ما میگذارید …

اگر دزدی بدون حضور صاحبخانه وارد خانه ای شود ولی صدمه ببیند، مثلا دستش بشکند، آیا با شکایت از صاحب خانه میتواند خسارت بگیرد؟

در صورتیکه صاحب خانه مرتکب تقصیر شده باشد و دزد آنرا اثبات کند بله میتواند دیه بگیرد.

سلام در صورتی که پزشک قانونی ضرب زن رو تایید کرده باشه و زن شاهدی نداشته باشه آیا باز هم مرد مجازات خواهد شد؟

باید ثابت شود که توسط فرد مشخصی انجام شده است.

سلام من با باجناقم دعوا کردم و بدون اینکه من ببینمش از پشت به من ضربه زده و دچار شکستگی سر شدم او هم ادعا میکنه دماغم شکسته ایا دیه به فرد مهاجم تعلق میگیرد ؟

اگر ثابت کند توسط شما بوده میتواند از شما دیه بگیرد.

سلام من دی ماه۹۶طلاق گرفتم ودراردیبهشت۹۸همسر سابقم تقاضای اشتی کرد ومن گفتم نمیخوام اشتی کنم او با چاقو توی خیابون بهم حمله کرد و۷ضربه چاقو به شانه وگردنم وزیر صورت وکتف پشتم ودستم زد .میخواستم شکایت کنم تهدید کرد دوباره میام بیرون از زندان انتقام میگیرم من از ترسم شکایت نکردم ولی هنوز به تهدیدات خودش ادامه میده .لطفا راهنماییم کنیدمن چه کاری باید انجام بدم.

در صورت هرگونه تهدید میتوانید از طریق دادسرا علیه ایشان شکایت کیفری کنید.

سلام.من و دوستم سال ۹۵بایه اقایی دعوامون شد.۱۰ نفر به دو نفر شدیم.من با باتومی ک از دست اونا گرفته بودم زدم تو سر اون شخص و ایشونم رفت شکایت کرد.دوستمم شکایت کرد.جلسه اول بازپرس برای من قرار وثیقه صادر کرد و متاسفانه از بی اطلاعی خانوادم ک حتما باید فیش حقوقی باشه من سه روز به زندان رفتم.بعد اون شخص و دوست من رضایت دادن به همدیگه و قاضی قرار توقیف تقیب داد.الان میخوام بدونم برای من سوسابقه شده و نمیتونم تو ادارات یا شرکت ها استخدام بشم؟

شما هیچ سوء پیشینه ای ندارید.

در تاریخ ۹۷/۱۰/۳۰براثر برخورد شخصی باهل دادن به من برخورد کرد وباعث شکستگی استخوان مفصل به لگن شده ودرآن مدت من مراجعه برای اقامه دعوی میسر نبوده بخاطر مداوا آیا امکان دارد که به شکایت اینجانب رسیدگی شود

اگر مدارک داشته باشید بله.

مثلا چند نفر بهم حمله کنن و الکی منو بزنن بعد من با چاقوی خودشون یکیشون رو بزنم مجرم شناخته میشم؟

اگر دفاع مشروع باشد خیر ولی دفاع هم شرایطی دارد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

وب‌سایت

۸۷۱۳۲ (۰۲۱)


رزرو مشاوره و ارزیابی پرونده با بهترین وکیل یاسا.
(۰۲۱) ۸۷۱۳۲ داخلی ۹۰۶

اگر سایت گروه وکلای یاسا به شما جهت حل مشکلات حقوقی کمک کرده است لطفا با شماره ۸۷۱۳۲ – ۰۲۱ تماس حاصل فرمایید تا وکالت پرونده شمارا به عهده بگیریم.


مشاوره با وکیل
(۰۲۱) ۸۷۱۳۲

سلام.. خسته نباشید.. بنده ۲ ساله نامزدم و نزدیک ۱ سالو نیمه که دادگاه میرم میام.. چند روز پیش جلو قاضی به خاطر حرفایی که شوهرم زده تحریک شدم ..موضوع جلسه اعسار مهریه بود که بنده واخواهی کردم.. اما ایشان در تمامه جلسه حرف از نامه ازدواج مجدد زده ومیگفته من زن گرفتمو میخوایین که خانواده خانوممو بیارم.. ۱۰۰ بار تکرار کرده.. من هم هی میگفتم هنوز از استان نامه نیومده که شما بری زن بگیری.. اینم گفت من گرفتم.. من عصبانی شدم و با صدایی بلند نفرین میکردمو فحشهایی مثل خیلی کثافطی خیلی بیشعوری خیلی نفهمی الهی خانوادت بمیرن ۸سال با من دوست بودی وقتمو گرفتی الان شده ده سال…خلاصه دستاشو سرشو صورتشو یواش میزدم.. اونم به من توهین کرد و با دوتا مشت تو سرم صورتمو دستم همه جا رو کبود کرد.. خودش الکی رفت یه طرف صورتشو یه خط حیلی نازک نازک گذاشت با داخل لبشو یه نقطه جوش زده بود این دوتا رو برد پزشکی قانونی بعد چند روز..اما من همون لحظه رفتم پزشک قانونی صورتم دستم چشام کبود شد و ورم کرده.. قاضی شاهد نوشته زوجین همدیگر را مورد فحش و ناسزا و توهین قرار دادند و همدیگر را کتک زدن اما شروع توهین فحاشی از سوی خانوم بوده است..۱)حکم چگونه است از لحاظ قانون چه حکمی برای هر دو در نظر گرفته میشود؟؟۲)اگر او محکوم شود زندانی دارد..۳)اگر او محکوم شود میتوانم طلاق بگیرم؟۳)مهریه من ۲۰۰ تاست هر ۲۰۰ تا را محکوم شده بود ..اگر او محکوم شود موقع طلاق به خاطر باکره بودنم چند تا به من میرسه..؟؟؟

مجازات کتک زدن

در صورت محکومیت دیه خواهد داشت و اگر سوء رفتار زوج اثبات شود زوجه میتواند بر مبنای آن برای طلاق اقدام کند. نصف مهریه به شما میرسد.

اگر پاسخ من به شما کمک کرده است، با من تماس بگیرید تا وکالت پرونده شما را به عهده بگیرم.

تلفن تماس: ۸۷۱۳۲ – ۰۲۱ داخلی ۱

میتوانید یکی از راه‌های زیر را امتحان کنید

 

حسن رفتار و معاشرت زوجین به یکدیگر، تکلیفی است که در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران به آن اشاره شده است و از نظر اخلاقی نیز بر آن صحه گذارده شده است. گاهی ممکن است هر کدام از زوجین بر اثر عصبانیت، اقدام به کتک زدن یکدیگر نمایند.

در مواردی هم دیده شده است هنگام دعوای زن و شوهر، یکی از طرفین با برداشتن چاقو یا اجسام برنده، اقدام به تهدید به قتل همسر نموده و یا گاهی به ضرب و جرح همسر با چاقو یا اجسام دیگر اقدام می‌کنند. باید توجه داشت که هر کدام از زوجین، که به صورت عمدی اقدام به ضرب و جرح همسر نموده و با فحاشی و توهین و با کار بردن الفاظ نامناسب نسبت به همسر از حسن معاشرت خارج می شوند، علاوه بر ایجاد حق طلاق برای زن، می‌تواند موجب محکومیت کیفری به زندان و شلاق و پرداخت خسارت و دیه شود.

 

سوال: آیا کتک زدن زن در حد متعارف و برای تنبیه و تادیب وی مجازات کیفری در پی دارد؟ اگر بر اثر رفتار بد زن مجبور به کتک زدن وی شویم، باز هم از نظر قانونی باید دیه پرداخت کنیم یا تقصیر زن باعث تبرئه مرد می‌شود؟

مجازات کتک زدن

پاسخ: مجوز قانونی برای کتک زدن زن وجود ندارد. موضوع مورد سوال، در قانون مجازات اسلامی، صرفا درباره اطفال صغیر و مجانین مجاز شناخته شده است به شرطی که والدین و سرپرستان قانونی حد متعارف را رعایت کرده باشند، از مجازات قانونی و پرداخت دیه معاف هستند. اما درباره همین اطفال و مجانین، اگر وجهه کودک آزاری پیدا کند قابل تعقیب و تعیین مجازات می‌باشد.

اما درباره زن هیچ مجوز قانونی برای تنبیه و کتک زدن وجود ندارد و در صورت ارتکاب ضرب و جرح همسر که واژه غلط ضرب و شتم همسر به کار برده می‌شود، و در صورت شکایت وی، مجازات قانونی و پرداخت دیه را در پی خواهد داشت.

 

سوال: اگر همسرم با چاقو به من حمله کند ولی فقط تهدید به قتل با چاقو کند و هیچ آسیبی وارد نکند، باز هم مجازات زندان و دیه دارد؟ به دلیل تهدید با چاقو می‌توان تقاضای طلاق کرد؟

پاسخ: بر اساس قانون مجازات اسلامی، اگر کسی به صورت عمدی صدمه یا جراحتی به کسی وارد کند که موجب نقصی در اعضا یا شکستن عضوی شود یا منجر به اختلال مشاعر و زوال عقل کسی شود، می‌توان درخواست قصاص نمود. اما اگر قصاص امکان پذیر نباشد یا شاکی از قصاص گذشت کرده باشد و عمل مجرم موجب تجری او شود یا اقدام مرتکب موجب اخلال در نظم عمومی‌باشد، دادگاه کیفری می‌تواند او را به تخمل 2 تا 5 سال زندان محکوم کند. پرداخت دیه هم در صورت مطالبه شاکی لازم است.

اما اگر جراحت وارد شده با چاقو باشد ولی هیچ کدام از موارد نقص عضو یا شکستگی و زوال عقل و حواس را در پی نداشته باشد، مرتکب به حبس از 3 ماه تا یکسال محکوم می‌شود.

تهدید به قتل با چاقو هم مجازات زندان دارد و در صورت اثبات و محکومیت مرد، زن می‌تواند با انتخاب مسکن جداگانه، یا اقامت در منزل پدری تا زمان صدور حکم طلاق نسبت به تمکین از زوج اقدامی ننماید.

تمامی موارد بالا از موارد سوء رفتار زوج یا زوجه است که هر کدام آثار حقوقی خود را دارد. برای زن حق درخواست طلاق از دادگاه خانواده ایجاد می‌کند و در صورتی که مرتکب کتک زدن همسر و سوء رفتار، زوجه باشد، در صورت طلاق از دریافت نصف دارایی مرد محروم خواهد شد.

 

سوال: برای شکایت از شوهرم که کتک می زند و دست بزن دارد، باید به پلیس 110 زنگ بزنم؟ ما همیشه در منزل تنها هستیم و شاهدی ندارم که شوهرم با کتک زدن من و بدرفتاری زندگی را مشکل کرده است.

پاسخ: گزارش به پلیس 110 فقط در جرایم مشهود امکان پذیر است. در دعواها و اختلافات خانوادگی، تماس با پلیس کمک چندانی نمی‌کند مگر اینکه ضرب و جرح همسر در خیابان و در ملا عام انجام شده باشد. با طرح شکایت ضرب و جرح عمدی در دادسرای محل سکونت خود، به پزشکی قانونی معرفی می شوید و پس از تایید موضوع توسط پزشکی قانونی، می‌توانید از شهادت همسایه ها کمک بگیرید و یا درخواست تحقیق نامحسوس محلی به مقام قضایی بدهید. موارد تحقیق محلی یا معرفی به روانپزشک، می‌تواند قرینه و اماره ای بر وقوع جرم توسط همسر باشد.

در این گونه موارد می‌توانید با دعوت از بزرگترها برای حل اختلاف، نسبت به مستند سازی اقدامات همسر در کتک زدن و دست بزن داشتن بهره بگیرید.

 

سوال: در صورتی که کتک زدن همسر در دادگاه کیفری اثبات و همسرم به زندان محکوم بشه می تونم از این حکم زندان برای درخواست طلاق توافقی استفاده کنم؟ در این صورت هم لازمه که کل مهریه رو ببخشم یا می تونم حق و حقوقی هم بگیرم؟ حضانت پسرم بعد از طلاق توافقی به من می رسه؟

پاسخ: با توجه به اینکه اگر حکم محکومیت همسرتون به تحمل حبس بابت کتک زدن شما صادر بشه می تونید از دادگاه خانواده درخواست صدور حکم طلاق بکنید، نیازی به درخواست طلاق توافقی نیست. اما اگه منظورتون اینه که در مقابل اعلام رضایت در پرونده کیفری همسرتون هم با طلاق توافقی موافقت کنه، به نظر می رسه راه حل خو بی‌باشه.

برای صدور گواهی عدم امکان سازش در طلاق توافقی، لازم نیست همه مهریه رو ببخشید. بلکه با بذل حتی یه سکه از مهریه هم می تونین گواهی عدم امکان سازش رو دریافت کنید.

حضانت فرزند پسر یا دختر تا 7 سالگی با مادر هست و اگر بتونین عدم صلاحیت پدر در حضانت رو ثابت کنید بعد از 7 سالگی هم می تونین حضانت فرزند رو داشته باشین.

می تونین حضانت فرزند رو در شرایط طلاق توافقی هم قرار بدین تا حکم دادگاه بر این اساس صادر بشه.

 

نمونه ای از سوالات مربوط به مجازات کتک زدن همسر که توسط دکتر محمد رضا مهری بهترین وکیل خانواده در تهران و مدیر موسسه حقوقی و داوری بین‌المللی طلیعه عدالت و مهر پارسیان، پاسخ داده شده است را ملاحظه فرمودین. در صورت تمایل به اخذ مشاوره حقوقی خانواده درباره جرایمی همچون تهدید به قتل همسر، راه شکایت کیفری از شوهر، پرونده رابطه نامشروع شوهر، سلب حضانت فرزند، شرایط حضانت فرزند پسر و دختر و هرگونه سوال حقوقی درباره موضوعات خانواده با گروه وکلای مهر تماس بگیرید.

دپارتمان حقوق خانواده گروه وکلای مهر

سلام اگه شوهرم کتکم بزنه پزشک قانونی هم تایید کنه و شوهرم نفقه نده و عصبی باشه ایا دادگاه حکم طلاق منو‌صادر میکنه و دختر پنج ساله ام ب من میرسه ؟؟؟

سلام در صورت اثبات از موارد عسر و حرج زوجه است و امکان صدور حکم طلاق وجود دارد

اینجوری که باشه ما خانوما رو بکشن هم کاری از پیش نمیبریم، همسر من هرزمان مشکلی داره ناراحتیشو سرمن خالی میکنه، تا الانم اقدامی نکردم با اینکه آثارش مونده بود روی بدنم، الانم تکرار شده، متاسفانه خانواده ها هم اطلاعی از این قضیه ندارم، این دفعه میخوام پیگیری کنم چون واقعا تحمل دردو ندارم، هرچند مواقع عادی هم رفتار مناسبی ندارن و من نمیخوام ادامه بدم، در قدم اول باید چکار کنم

سلام ابتدا طرح شکایت ضرب و جرح عمدی مطرح میکنین و پزشکی قانونی اگر احراز کرد، گواهی صادر خواهد نمود
برای اثبات ادعاتون باید شاهد و یا قرینه ای از ارتکاب جرم داشته باشید.

من نه ماه نامزد كردم همسرم بارها اقدام به كتك زدن كرده بارها ضايعه اي ازش مونده ولي من اقدام نكردم. مجددا اين كارو تكراركرده.يك بار منو جلوي خانواده ش زده ويك بار هم منو جلوي مادرم زده كه منجربه خونريزي بيني و وهمچنين گرفتگي شديد عضله گردن شده.بارها هم تو خيابان اقدام به اين كاركرده.متأسفانه بارآخري كه كتكم زد و ضايعه كبودي مونده بود منو درشهرستان حدود يك هفته نگه داشت بعدكه ضايعه رفت منو برگردوند.تا نتونم اقدامي كنم جديدا هم زرنگ شده جوري ميزنه تا كبودي نمونه بيشتراز ناحيه سركتكم ميزنه.من ميتونم باتوجه به اينكه منوجلو مادرم وهمچنين خانواده خودش زده ازشاهداستفاده كنم؟جلو خانواده خودش چاقوهم كشيده وتهديدكرده

سلام میتونین با طرح شکایت در دادسرای محل سکونت موارد رو با توجه به شهادت شهود به عنوان سوء رفتار زوج اثبات بفرمایید

شوهرم منو در ناحیه سرو گردن و پشت زده و کبود شده خیلیم درد دارم یک روز از کتک کاری گذشته هیچ شاهدی نداشتم میتونم برم پاسگا تا برم پزشک قانونی؟

سلام بله میتونین از طریق مرجع قضایی دستور معرفی به پزشکی قانونی بگیرید

سلام من باشوهرم مشکل دارم شوهرم مدام منوکتک میزنه بخودم وخونوادم فحشای ناموسی میده به هربهانه ای اذیت میکنه بمن تهمت ناسالم بودن میزنه وبمن میگه هرزه وخیابانی وروانی خسته شدم ومیخوام جدابشم لطفاراهنمایی کنیدچکاربایدبکنم

سلام ابتدا شکایت کیفری مطرح کنید و اگه بتونین ادعاتون رو. ثابت کنید میتونین طلاق بگیرین

سلام من همسرم شکاک و روانی است من رو کتک می زند هر روز حرف زشت به من و خانوادهم می دهد
امروز با چاقو تیز کن گردنم را خراشید و به شدت
کتک میزند و قبل ازدواج به من نگفتن مریض
است هر روز من و خانوادم تهدید به قتل می کند سابقه خودکشی دارد خارج از کشور هستم چون زن است من هیچ دفاعی ندارم اگه جواب کتک بدهم شکایت می
کند یک راه بدید لطفا

سلام ازشون شکایت کنید

سلام خسته نباشید شوهرم مدام منو کتک میزنه فحاشی به خودمو خانوادم میکنه چندفه تهدیدم کرده به اسید پاشی خانواده هامون در جریانن که خیلی دست بزن داره و الانم مدام وسایل خونه رو میشکنه بعد شروع میکنه به کتک زدن من میخام ازش شکایت کنم از چه راهی باید وارد شم؟

سلام از طریق دادسرای عمومی محل سکونتتون شکایت کنید تا به پزشکی قانونی معرفی بشین

مجازات کتک زدن

سلام من شوهرمو قبل ازازداواج دوستش نداشتم تهدیدم میکرده هر کاری کردم ولم نکردبخاطراقوامی ازدواج کردم همیشه ازم خیانت میکنه تاحرف میزنم وسایل خوردمیکنه بخاطرباخانمی بود بهش فهموندم که بافلانی هستی کتکم میزنه فهش زشت به خانوادم میده میگه برومهریتومیدم من بایدچکارکنم؟

فحاشی، توهین و ضرب و جرح زن جرم است و در دادسرای عمومی محل سکونت می تونین از ایشون شکایت کنید.

سلام شوهرم من هر وقت از جایی دلش پره منو میزنه،موقع کتک زدن خون جلوی چشماشو میگیره از کتک خوردن خودم ناراحت نیستم،انقدر بد اعصبانی میشه که این بار موقع کتک زدن پسر دو سالمو بلند کرد میخواست بکوبه زمین خانوادش نزاشتن،موقع زدن پدر و مادرشم نمی تونن جداش کنن،پدر و مادر ندارم موقع جدا شدن برم پیششون از نظر مالی هم وضعم خوب نیست مستقل زندگی کنم از طرف دیگه میخوام پسرمم با خود ببرم؟چند بار منم بدون مانتو پرت کرده تو حیاطگفته گورتو گم کن تو رو خدا بگید باید چیکار کنم؟

سلام میتونین با فوریت های اجتماعی تماس بگیرین
برای مشاوره حقوقی با موسسه تماس بگیرید

سلام خسته نباشید
خانم بنده سر هر مسئله جزئی با من دعوا مکنه و شروع به فحاشی و زدن من میکنه منم سعی میکنم از خونه بزنم بیرون ولی این اواخر شدیدتر شده که حتی من خواستم ازش شکایت کنم تا پزشک قانونی هم رفتم ولی نخواستم کار به پاسگاه و دادگاه برسه کوتاه اومدم پدر و مادرشم وضیعت میبین ولی هیچی بهش نمیگن، دیگه کارش به جایی رسیده که با چاقو و پرت کردن وسایل بهم حمله میکنه من چیکار باید بکنم؟ متشکرم اگه راهنمایی کنید؟

سلام تنها راه شکایت کیفری از ایشون هست. البته میتونین از مشاوره حضوری هم جهت دریافت راه حل بهره بگیرید

سلام شوهرم خیلی زود عصبانی میشه و همیشه منو کتک میزنه و حرفای زشت و رکیک میزنه و بهم میگه گورتو از خونم گم کن الان باز هم این اتفاق خواست و ازم خواست خونرو ترک کنم یه دختر ۲ساله دارم جلو اون روم دست بلند میکنه دیگه خسته شدم خواهش میکنم راهنماییم کنین.
نمیخوام طلاق بگیرم چون پدر ندارم و بعد طلاق کسی حامیم نیست ولی میخوام قانونی یه کاری کنم که ادب بشه چیکار کنم؟

سلام بهترین راه طرح شکایت کیفری از ایشونه و اگر متنبه شدن میتونین درخواست صدور قرار ترک تعقیب از دادسرا بفرمایید

با سلام من خانمی ۲۶ ساله یه پسر ۴ ساله دارم شوهرم منو خیلی کتک میزنه این سری بر اثر کتک زیاد زیر چشمم پاره شد رفتم بیمارستان تشکیل پرونده دادم و دوسال قبل ازش تعهد گرفتم که گفته شده بود که من زنم و کتک میزنم فحش میدم تعصبی هستم میتونم در صورت این شرایط حضانت بچه رو بگیرم

سلام در صورتی که جدا زندگی کنید و یا طلاق بگیرین حضانت فرزند تا هفت سالگی با مادر است

سلام خسته نباشین من یک ساله ازدواج کردم تواین یک سال من۴بارکتک زده وموبایلمم ازمیگیره وخودش باهرکسی که دوست داره رابطه داره چن بارم بهش فهموندم که توبااون دختری ولی قسم الکی میخوره که نیستم بااین حال من دوسش دارم نمیخوام طلاق بگیرم میخوام به اشتباه خودش پی ببره بایدچیکارکنم 😢

سلام تنها راه شکایت در دادسرای عمومی هست و میتونین بعد از طرح شکایت درخواست قرار ترک تعقیب کنید که هم شکایت پابرجا باشه و هم ایشون محکوم نشن

سلام شوهرم معتاده و تشنجی بارها منو کتک زده یه بار از خونه بیرونم کرد رفتم خونه بابام بعد رفت ازم شکایت عدم تمکین کرد منم ناخواسته برگشتم الانم کتکم زده داشت خفه ام میکرد دستشو گاز گرفتم اکثر موقها به بهانه شوخی حلقم رو فشار میده اگه جدا بشم میتونم مهریه مو ازش بگیرم؟

سلام اگر مواردی رو که فرمودین بتونین اثبات کنین علاوه بر طلاق به دلیل عسر و حرج امکان دریافت مهریه رو هم دارین

سلام صدای ضبط شده هم مدرک محسوب میشه؟

سلام میتونه در مواردی قرینه ای بر ارتکاب جرم باشه

سلام خسته نباشین شوهرم یه مدت قرص ترامادول ومتادون مصرف میکردبعد یه مدت گفت دیگه مصرف نمیکنم ولی چند وقت یه بار تو وسایلش پیدامیکنم چند باری کتکم زده هربارم به قصدکشت خفم میکنه سه تا بچه دارم بچه کوچیکم شیرخواره نمیخوام زندگیم ازهم بپاشه ولی دیگه ازش میترسم برای تنبیه اش چیکارباید بکنم.

سلام بهترین راه طرح شکایت کیفری از ایشونه و اگر متنبه شدن میتونین درخواست صدور قرار ترک تعقیب از دادسرا بفرمایید

سلام منم دیگه خسته ام از زندگیم.دختری1سالونیم دارم.همسرم فحاشه ودست به زن دارن.ازشکایت بیم دارم

سلام بسیار متاسفیم

سلام من خیلی مشکل دارم شوهرم سر بهونه های الکی با کمربند ب جونم میوفته ومدام میزنه توی عقدهم کتگ میزد ولی خیلی کم اما از وقتی ک منو اورد سر خونه وزندگی ن میزاره من خونوادمو ببینم ن گذاشته اونا بیان خودشم با خونوادش داره زندگی میکنه تا حالا منو چند دفعه جلوی خوموادش زده اما متاسفانه مشکلی ک دارم و نمیتونم ازش جدا شم بخاطر پسرمه ک تازه یک ماهشه تروخدا بگین چیکار کنم اگ شکایت کنم ک دست بزن داره و فحاشی میکنه حضانت بچه مال من میشه تروخدا بگین اخه من هنو سنی ندارم من فقط 19سالمه م خیلی وابسته ب پسرمم

سلام بله اگه سوء رفتار همسرتون ثابت بشه میتونین طلاق بگیرین و در هر صورت حضانت پسرتون تا هفت سالگی با شما خواهد بود.
برای بعد از 7 سالگی هم دادگاه تصمیم گیری خواهد کرد

سلام من متوجه شدم خانمم رابطه نا مشروعی داره منتهی در حین درگیری من زدم دماغ خانمم شکست البته اول خانمم دست منو گاز گرفت بعد از این که خواستم دستمو ول کنم این اتفاق افتاد واقعا به هیچ عنوان نمیخواستم بزنم تو دماغش حالا ایا ایشون میتونه ادعای دیه کنه

سلام بله در صورت شکایت و اثبات ضربه میتونن از شما مطالبه دیه داشته باشن

سلام من همسرم دست بزن داره و سری آخر داشت خفم میکرد هر چند وقت یک بار کتک میزنه یه بارم رفتم پزشکی قانونی و شکایت کردم و نامه پزشک قانونی رو دادم دست برادرم می خواستم ببینم اون نامه پزشک قانونی تا کی اعتبار داره و اینکه هر وقت که منو بزنه میتونم بدون اینکه شاهدی داشته باشم به پزشکی قانونی مراجعه کنم وقتایی هم که نتونستم به پزشک قانونی برم عکس از کبودیا گرفتم آیا این عکسها مدرک میشن یا اعتباری نداره؟

سلام پاسخ پزشکی قانونی باید به دادسرا ارائه بشه تا حکم صادر بشه
صرفا دریافت نامه پزشکی قانونی نمیتونه مستند ضرب و جرح عمدی همسر باشه
برای مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری، وکیل دادگستری شمال تهران و همکار دفتر وکالت دکتر محمدرضا مهری وکیل دادگستری با سابقه قضایی، همه روزه از ساعت‌های 19 الی9 و پنجشنبه‌ها15 الی9 با شماره‌های زیر تماس حاصل فرمایید.
راههای ارتباطی با دفتر دکتر محمد رضا مهری
021-88663925
021-88663926
021-88663927
شماره های همراه
09120067661
09120067662
09120067663
09120067664
09120067665
تعیین وقت مشاوره حضوری با وکیل پایه یک دادگستری، درخواست مطالعه پرونده توسط وکیل پایه یک دادگستری، درخواست وقت مشاوره با دکتر مهری، مدیر موسسه حقوقی مهر پارسیان، از طریق مدیر داخلی دفتر گروه وکلای مهر امکان پذیر است.
09120067669
دفتر وکالت و مشاوره حقوقی دکتر مهری

سلام
۶ ساله که با شخصی ازدواج کردم تو نامزدی منو جلوی خانوادش زد فکر کردم درست میشه و به خانوادم نگفتم تا اینکه بعد از عروسی تازه عروس که شدم خانوادش هر روز میومدن خونه ی ما و ۱ماه ۱ ماه میمونکن و کمکی نمیکردن منم چون دانشجو بودم از دانشگاه خسته میومدم میدیدم منتظرن تا ناهار بذارم دیگ۶ه یه روز گففتم بذار زنگ بزنم بگم دارم میرم تهران پیش پدرم تلفنی گفت که برو اما بعد از ۲ساعت که تازه رسبدم تهران م زنگ زد گفت فلانجا وتییا کارت دارم منم وایسادم اومد تا منو دید محکم زد توصورتم دوباره دستمو کشید یدونه‌دیگه محکم زد تو صورتم گفت همینجوری میزنم تا برسیم خونه ی بابات تو تاکسی سوار شدیم دوباره پیاده شدنی منو زد تا آخر رسیدیم در خونه ی بابام منو محکم کوبید تو درب آهنی

بابام اومد و اطلاعی نداشت من دارم میام و اول نشست با گریه ی من کمی گریه کرد و بعد با هم حرف زدن و به بابام قول داد دیگه منو نزنه من از بیخیالی بابام ناراحت بودم چون صورتم خیلی میسوخت و سر درد داشتم با اون حال دوباره برگشتیم خونه و خانوادش از مهمونی اومدن برای خواب یعنی اصلا نفهمیدن من بدبخت چی کشیدم. کتک هاشو ادامه میداد هر بار از چیزی ناراحت میشد یا حرفی میزدم منو میبست به کتک منم چون بابام اونطوری رفتار کرد دیگه بهش نگفتم حتی بعد از تولد بچه ی اولم هنوز به روز ۱۰ نرسیده منو کتک زد جلوی خانوادش اونم سر چیزی که من ازش تو گوشش شکایت کردم نخواستم کسی بفهمه ولی اون جلوی خواهراش و مادرش منو بقصد زد که اونا بفهمن . بازم گذشت .من موندم و کلی درد بدن. دوباره منو میزد تا سال ۹۵ رفتیم قم من تو گوشیش متوجه یه موضوعی شدم و ازش خواستم برام توضیح بده اینکارا و هرزگی چشمش برای چیه باز منو برد یه جای خلوت حرم انقد زد تا یکی از خدام اومد جلو و گفت برای چی میزنی و..‌‌…تا بردنمون کلانتری من از شدت کتک تمام سرم باد کرده بود و دهنم پر زخم و باد کرده قیافم کلا عوض شده بود کلانتری بعد از نیم ساعت جرو بحث با شوهرم بهم‌ گفتن که اگه شکایت داری بنویس منم از خجالت فقط میخواستم آب شم برم تو زمین تا اینکه رئیس کلانتری حرم بهم گفت این گزارش رو نگه میدارم هر وقت دوباره دست بلند کرد بیا اینجا ازم بگیر‌…رفتیم خونه . من موندم و کتک. درست دوهفته بعد از گوشیش فهمیدم با یه خانوم ارتباط داره انکار نکرد و گفت اشتباه کرده …گفتم عوضی من تو قم به دلم افتاده بود ولی منو بحد مرگ زدی خلاصه خواهر برادرشو پدر مادرم اومدن و کلی سر کوفتش کردن و بازم رفتن من دیگه از شدت افسردگی تا یه هفته چراغ رو هم روشن نمیکردم و هر وقت از اون زن میپرسیدم منو بقصد کشت میزد…الان ۲ تا بچه دارم و ۲۴ سالمه ولی یاد کتکهاش جنونم میده بهش اعتراض کردم از فحاشی و کتک هاش بازم زد. بنظرتون چیکار کنم

سلام میتونین از ایشون به دادسرا شکایت کنین

آخه نمیذاره از خونه بیرون برم. اگه بدون اجازش برم دادسرا حق اینو داره که بگه چرا زنم بدون اجازه رفته از خونه بیرون؟

من دائما از شوهرم کتک میخورم ب خاطر بهونه‌های واهی ک میگیره منو میزنه چندین بار بدنم کبود شده اما کاری نکردم تا اینک شب گذشته درحالی ک روزه بودم و هنوز افطار نکرده بودم باز دوباره منو زد و حرفهایی زد ک منو تحریک کنه از خودم دفاع کنم منم باهاش گلاویز شدم و اون جاهایی ک ب نفعش بود را ازم فیلم گرفت آیا قانون حق ب ایشون میده باتوجه ب فیلمی ک از من داره یا زخمهایی ک روی بدنمه و همسایه‌ای ک شاهده کمربنده دستش بوده؟؟؟

اصل درگیری که با فیلم قابل اثبات نیست ولی میتونین بعد از شکایت از طریق دادسرا به پزشکی قانونی برید و گواهی دریافت کنید
بررسی موضوع به عهده قاضیست

همسر من جدیدن حرفهای مسخره ی میزنه مث اینکه من جونی نکردم و قصد دارم دوس دختر بگیرم و حرفهای خیلی ناراحت کننده و خورد کننده آدم بی سوادی نیست خیر سرش دکترا داره
قبلا تو دعوا چند بار سیلی زده و بعضی وقتا کبود شدم من حامله هستم دیشب سر یه موضوع خیلی مسخره منو زد و چند جام کبود شد ولی جوری زد تو گوشم که اصلا نتونستم به اون طرف سرم بخوابم از درد متاسفانه نمیخوام خانوادم با خبر بشن الان نمی‌دونم چیکار کنم

سلام موضوع از مواردیه که باید مشاوره بشین

سلام من مردی هستم 17 ساله ازدواج کردم خانومم رو خیلی دوست دارم جونمه زندگیمه که بخاطر خرجی خانواده مجبورم دوشیفت و سه شیفت کار کنم 24 ساعته 4 الی 5 ساعت می خوابم خونه که میام زنم چشم و گوشش را می بندد ودهنش را باز می کند و به من می گوید تو آدم نیستی خوشی ندیدم و…از کوره در رفتم چند ضربه به شونش زدم شونه اش سیاه و کبود و خراشید سیلی هم به گوشش یواش زدم دست خودم نبود عمدی نبود خودش منا حیوان قلمدادکرد حالا متارکه کرده پزشک قانونی و شکایت کرده تکلیف من چیه؟؟ باتشکر و قدردانی فراوان

سلام وقت بخیر
با توجه به محتویات پرونده با وکیل باید مشاوره بفرمایید

سلام. وقتتون بخیر
دامادم من و دخترم رو کتک زده. تنها شاهد من برای کتک خوردنم دخترمه البته روی بدنم هم اثر کبودی مونده و گواهی پزشکی قانونی گرفتم. خواهر و شوهرخواهرم شاهد کتک خوردن دخترم بودن اما اثری روی بدن دخترم نمونده.
سوالم اینه که چطور میتونیم عصبی بودن و دست بزن داشتن دامادم رو توی دادگاه ثابت کنیم و تقاضای طلاق بدیم؟

سلام فقط از طریق اثبات ضرب و جرح از طرف ایشون

سلام
وقت بخیر
7ساله عقدکردیم.و5سال ازدواج
دوتادختردارم3ساله وچندماهه
به خاطر فحاشی و ضرب وشتم پرتاب اشیاء
عصبانیت آنی نزدیک به جنون میخوام تقاضای طلاق غیابی بدم والبته حضانت بچه هام میخوام.من چطوری ثابت کنم شوهرم من میزنه؟وجنون انی چطوری ثابت کنم؟البته میخوام نصف مهرببخشم تابچه هام داشته باشم

سلام از طریق درخواست معرفی به پزشکی قانونی میتونین در صورت داشتن جنون اثبات بفرمایید.
اما اگر ضرب و جرح و درگیری در منزل اتفاق افتاده شهادت همسایه ها مبنی بر سوء رفتار و دعوا و درگیری میتونه کمکتون کنه

نامزدم من رو سر هر چيز ي كتك ميزنه فحاشي و تهديد هم ميكنه ميخوام از دستش فرار كنم ولي ميترسم منو پيدا كنه بدتر تلافي كنه چكار باير بكنم؟

سلام میتونین با طرح شکایت کیفری نسبت به احقاق حقتون اقدام کنید

سلام
چند روز پس ازاینکه زن خونه رو ترک کرده باشه میتونم تقاضای عدم تمکین کنم

سلام زمان مشخصی نداره

سلام
آیا می توان از سورفتار و کتک زدن همسرم و نیز فحاشی های متعدد بهم فیلم و عکس و صدا تهیه کنم و در کنار دیگر آثار ضرب و جرح نظیر کبودی و زخم و …به دادگاه نشون بدم؟
این حق رو دارم مدرک به صورت فیلم و صدا تهیه کنم از رفتارهای بدش؟

سلام بله فیلم و عکس و یا صدای ضبط شده به عنوان قرینه مورد استفاده خواهد بود

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


مؤسسه حقوقى و داورى بين المللى طليعه عدالت و مهر پارسيان به شماره ثبت 34153 (تاسيس١٣٨٦/٠١/١٠) ، با هدف ارائه خدمات حقوقى و داورى قراردادهاى تجاری بين المللی و همچنين ارائه خدمات مشاوره حقوقى و وكالت، با همراهى جمعى از برترين وكلاى پايه يك دادگسترى، قضات بازنشسته، مدرسین دانشگاه و جمعى از سردفتران اسناد رسمى تهران در قالب گروه وكلاى مهر، تحت مديريت دكتر محمدرضا مهرى، با اتکاء بر عنایات الهی و با تمرکز بر اصول صداقت، حاکمیت قانون و اخلاق، آگاهی بخشی و بالابردن فرهنگ حقوقی، تأسيس و مشغول ارائه خدمات حقوقى در زمينه های فوق میباشد.

مقدمه

حفظ کردن نظم جامعه و انسجام همگانی در گرو تعامل و نه تقابل رفتارهای اعضای جامعه با یکدیگر است.چاره ای برای قانونگذار در راستای ایجاد هماهنگی و تعامل وجود ندارد بجز این که برهم زدن تعامل اجتماعی را با ضمانت اجراهایی مواجه نماید.
منازعه از آن دسته رفتارهایی است که به شدت امنیت و احساس امنیت افراد جامعه را دستخوش نگرانی می کند، به همین دلیل قانونگذار جمهوری اسلامی ایران نیز برای جلوگیری از بروز چنین پدیده های نابهنجار برای آن ضمانت اجرای کیفری در نظر گرفته است. سیر تقنین در حقوق کیفری ایران نشان می دهد که رویکرد مقنن نسبت به جرم انگاری این رفتار از ثبات برخوردار نبوده و در یک برهه زمانی آن را جرم انگاری، در زمانی دیگر آن را از سیاهه جرایم خارج کرده و مجددا در سال ۱۳۷۵ آن را باز جرم انگاری کرده است. منازعه جرمی است که تحقق آن منوط به درگیری و زد و خورد بوده و در گرو ارتکاب دیگر جرایم علیه تمامیت جسمانی می¬باشد و از این حیث باید آن را جرمی وابسته لحاظ کرد. در این تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است.

مفهوم لغوی منازعه :

منازعه در لغت به معنای نزاع کردن و ستیزه کردن آمده است و کسی که دست به چنین رفتاری می زند منازع به معنای نزاع کننده یا ستیز کننده نامیده شده است . ( معین ، ۱۳۸۷ ، ص ۱۰۵۲ )

مفهوم اصطلاحی منازعه :

مجازات کتک زدن

منازعه مصدر باب مفاعله و از ماده نزع و نزاع به معنای درگیری و زد و خورد است . ( حبیب زاده ، جعفری ، ۱۳۸۸ ، ص ۲۳۶ ) و در نتیجه نیاز به اقدام متقابل دارد . ( گلدوزیان ،۱۳۸۶ ، ص ۱۸۳ ) یعنی آنکه افراد حاضر در منازعه هم صدمه بزنند و هم صدمه ببینند . بنابراین اگر شخص الف با ب زد و خورد بکنند ، اولی ، دومی را بزند و دومی ، اولی را می گویند این دو نفر باهم منازعه کرده اند . (پاد ، ۱۳۸۵ ، ص ۱۳۵ ) بدین ترتیب منازعه در صورتی محقق می شود که عمل شرکت کنندگان در نزاع طرفینی باشد . (زراعت ، ۱۳۸۷ ، ص ۶۴۰ ) بنابراین اگر یک طرف ، طرف دیگر را مورد ضرب و شتم قرار داده و آن طرف حالت انفعالی داشته و عکس العملی از خود نشان ندهد نمی توان گفت منازعه شکل گرفته است .

مفهوم حقوقی منازعه :

در مفهوم حقوقی ( حقوق کیفری ) منازعه را دیگر باید تحت عنوان جرم منازعه و نه صرف منازعه بررسی نمود ؛ چه آنکه رفتار وارد شده در قلمرو حقوق کیفری با عنوان جرم معرفی می شود و لذا شایسته است که این رفتار ممنوعه با عنوان جرم ترسیم گردد . قانونگزار در معرفی جرم منازعه مثل رویه غالب خود در معرفی جرایم از ارائه تعریف صریح و روشن خودداری کرده و روش توصیف و تبیین را برگزیده است . طبق ماده ۶۱۵ ق . م . ا که در حال حاضر رکن قانونی جرم منازعه را تشکیل می دهد : « هرگاه عده ای با یکدیگر منازعه نمایندهریک از شرکت کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم می شوند :

۱- در صورتی که نزاع منتهی به قتل شود از یک تا سه سال.
۲- در صورتی که منتهی به نقص عضو شود به حبس از شش ماه تا سه سال.
۳- در صورتی که منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یک سال.
تبصره ۱ – در صورتی که اقدام شخص دفاع مشروع تشخیص داده شود مشمول این ماده نخواهد بود.
تبصره ۲ – مجازاتهای فوق مانع اجرای مقررات قصاصیا دیه حسب مورد نخواهد شد.

 

با توجه به این ماده می توان گفت : جرم منازعه رفتاری است دو جانبه و متقابل از سوی عده ای مشخص و معین که در نهایت منجر به جرایم قتل ، نقص عضو و ضرب و جرح گردد . لذا باید گفت که جرم منازعه ارتباط بسیار عمیق و معناداری با جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص داشته و تحقق آن در گرو رخ دادن جرایم خاص ( و نه هر جرمی ) است و از این منظر باید جرم منازعه را « جرمی وابسته » به شمار آورد .

رکن قانونی؛ از تولد تا بازیافت

در سال ۱۳۱۳ با الحاق ماده ۱۷۵ به قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ جرم منازعه به عنوان یکی دیگر از ممنوعه های کیفری شناسایی شد و پا به عرصه جرم انگاری گذاشت و به عبارتی متولد شد. ماده ۱۷۵ اشعار می داشت : « هرگاه در اثنا منازعه که چند نفر به خصوص در آن شرکت داشته باشند قتل یا جرح یا ضرب واقع شود و مرتکب شخصا معلوم نباشد هریک از آنها در صورت وقوع قتل به یک الی سه سال و در صورت وقوع جرح به سه ماه تا یک سال و در صورت وقوع ضرب به سه الی شش ماه حبس تادیبی محکوم می شود . » در سال ۱۳۱۸ ماده ۳۱۹ قانون دادرسی وکیفری ارتش نیز در مورد نظامیان اقدام به پیش بینی جرم مذکور نمود .

به موجب این ماده : « هرگاه در منطقه عملیات ارتش در اثنا منازعه که چند نفر نظامی در آن مشارکت داشته اند قتل یا ضرب یا جرحی واقع شودو مرتکب شخصا معلوم نباشد هر یک از آن اشخاص به طریق پایین محکوم می شوند : ۱– در صورت قتل از سه تا ده سال حبس با کار ۲- در صورت جرح از یک تا سه سال حبس عادی ۳- در صورتضرب از یک تا شش ماه حبس عادی » در واقع با چنین حرکتی قانونگذار مهر تاییدی بر لزوم جرم انگاری منازعه زده و ضرورت ممنوعیت آن را بیش از پیش نمایان ساخت .

جرم منازعه تا سال ۱۳۶۲ در محدوده رفتار ممنوعه کیفری قرار داشت اما در این سال با تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی ، قانونگذار در رابطه با منازعه موضع سکوت را برگزید و به تعبیری نیازی به پابرجا بودن چنین عنوان مجرمانه احساس نکرد و در نهایت جرم منازعه را مشمول ” جرم زدایی از نوع خاموش ” نمود ؛ با این وصف که منازعه به عنوان جرم نظامی کماکان پابرجا بود .

از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۵ اثری از جرم منازعه ( به استثنای منازعه به عنوان جرم نظامی ) در قوانین کیفری ایران به چشم نمی خورد و در این فاصله زمانی نسبتا طولانی « مفقودالاثر بودن » چنین رفتاری به عنوان جرم مشهود بود ؛ تا اینکه در سال ۱۳۷۵ به جهت ضرورت امنیت بیشتر و حفظ نظم عمومی نفس مشارکت عمدی چند نفر در منازعه ای که منجر به صدمات بدنی گردد جرم تلقی شد . (گلدوزیان ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۸۴) در واقع مقنن با توجه به شیوع این رفتار و اثرات مستقیم که بر امنیت و آسایش عمومی برجای می گذاشت تصمیم به ” بازجرم انگاری ” آن گرفت و با تغییراتی نسبتا مهم آن را که یک معمولا یک ” جرم خیابانی ” ( و نه آپارتمانی ) به حساب می آید ” بازیافت ” کرد .

در حال حاضر همانگونه که اشاره شد ماده ۶۱۵ ق . م . ا رکن قانونی جرم منازعه محسوب می شود و به موجب آن : « هرگاه عده ای با یکدیگر منازعه نمایند هریک از شرکت کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم می شوند :
۱- در صورتی که نزاع منتهی به قتل شود از یک تا سه سال .
۲- در صورتی که منتهی به نقص عضو شود به حبس از شش ماه تا سه سال .
۳- در صورتی که منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یک سال .
تبصره ۱ – در صورتی که اقدام شخص دفاع مشروع تشخیص داده شود مشمول این ماده نخواهد بود .
تبصره ۲ – مجازاتهای فوق مانع اجرای مقررات قصاص یا دیه حسب مورد نخواهد شد. »
بدین ترتیب با تصویب ماده ۶۱۵ ق . م . ا خلا قانونی موجود موجود در خصوص ایرادات صدمه بدنی در اثنای منازعه منتهی به قتل یا نقص عضو یا ضرب و جرح از میان رفته است . (ولیدی ، ۱۳۸۰ ، ص ۲۵۸)
در ماده ۱۷۵ ق . م . ع اعمال مجازات علیه شرکت کنندگان در منازعه منوط به آن بود که مرتکب قتل یا ضرب و جرحی که در اثنای منازعه رخ داده است « شخصا معلوم نباشد » . به عبارت دیگر مجازات مذکور در ماده ۱۷۵ ق . م . ع فقط در راستای جلوگیری از بی کیفر ماندن افراد در مواردی که قاتل یا ضارب قابل شناسایی نبود پیش بینی شده بود .

لیکن ماده ۶۱۵ ق . م . ا مجازات شرکت در منازعه را برای هر یک از شرکت کنندگان حتی در مواردی که قاتل یا ضارب شناسایی شوند علوه بر قصاص یا دیه که در تبصره ۲ ماده ۶۱۵ ق . م . ا به آنها اشاره شده پیش بینی کرده است . ( میرمحمد صادقی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۶۳ )

همچنین تغییر دیگری که در ماده ۶۱۵ ق . م . ا به چشم می خورد افزوده شدن نقص عضو به مجموعه جرایمی است که تحقق جرم منازعه منوط به تحقق آنهاست . در واقع ماده ۱۷۵ ق . م . ع به منازعه ای اشاره کرده بود که منتهی به قتل یا یا ضرب یا جرح گردد و به منازعه منتهی به نقص عضو به طور خاص اشاره نکرده بود . نکته دیگری که باید بدان توجه نمود اینکه ماده ۱۷۵ ق . م . ع بین منازعه منتهی به ضرب و منازعه منتهی به جرح از حیث مجازات تفاوت قایل شده بود و مجازاتهای متفاوتی برای این دو مورد در نظر گرفته بود لیکن با با تدوین و تصویب ماده ۶۱۵ ق . م . ا این تفاوت کیفر از میان رفته و ضرب و جرح مشمول مجازات یکسان شده است . بالاخره مقنن در ماده ۶۱۵ به جای واژه ” چند ” که در ماده ۱۷۵ ق . م . ع به کار رفته بود اصطلاح ” عده ای ” را جایگزین کرده که در مباحث آتی فلسه چنین حرکتی شکافته خواهد شد .

ضرب و شتم جرمی علیه اشخاص یا جرمی علیه امنیت و آسایش عمومی :

بدیهی است عامل اساسی وارد کردن یک رفتار مباح در قلمرو حقوق کیفری و جرم پنداشتن آن برقراری نظم و انضباظ اجتماعی و حفظ آسایش و آرامش در سطح جامعه است و قهرا ارتکاب هر جرمی مستلزم برهم خوردن نظم عمومی و امنیت همگانی می باشد ؛ حتی جرایمی که در فقه امامیه تحت عنوان جرایم حق الناسی و در حقوق عرفی با اصطلاح جرایم قابل گذشت شناسایی شده اند به طور غیرمستقیم نظم اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد . به همین خاطر است که گفته شده : در هر حق الناسی حق الله نهفته است .

(میرمحمد صادقی ، ۱۳۸۷ ، ص ۴۸ ) نکته مهمی که باید بدان توجه کرد اینکه برخی جرایم به طور مستقیم و برخی دیگر نیز به نحو غیرمستقیم باعث برهم خورده شدن نظم و امنیت عمومی می گردند . هر چند حقوقدانان کیفری جرم منازعه را در قالب جرایم علیه اشخاص مورد بررسی قرار داده اند اما باید آن را هر چند که در قانون بدان اشاره نشده در زمره جرایمی به حساب آورد که بزه دیده محسوس و اولین آن امنیت و آسایش عمومی می باشد .

چه آنکه مقصود ، حفظ امنیت و برقراری نظم و آرامش در جامعه است و هدف از جرم شناختن شرکت در منازعه پیشگیری از وقوع صحنه های مجرمانه می باشد . در واقع درست است که تحقق جرم منازعه در گرو ارتکاب جرایم علیه اشخاص و وارد کردن صدمات بدنی می باشد اما آنچه که انگیزه ” بازجرم انگاری ” و ” باز وجود ” آن را از سوی مقنن موجب شده است در درجه اول پابرجایی امنیت و آسایش عمومی است نه حمایت از تمامیت جسمانی اشخاص. ضمن اینکه اگر جرم منازعه را جرمی عیله تمامیت جسمانی اشخاص لحاظ کنیم با وجود جرم بودن قتل و نقص عضو و ضرب و جرح نیازی به احیای ماده ۶۱۵ ق . م . ا نبود .

به عبارت دیگر اگر هدف قانونگذار حمایت از ” حریم جسمانی ” افراد جامعه بود قبلا از طریق جرم انگاری رفتارهایی که تحقق جرم منازعه را باعث می شوند به این هدف دست یافته بود . بنابرای تردیدی باقی نمی ماند که جرم منازعه در تقسیم بندی های به عمل آمده از جرایم در زیرمجموعه جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی قرار می گیرد . لذا به نظر می رسد که غرض مقنن در مجازات منازعین جلوگیری از وقوع نزاع های دسته جمعی است که بالقوه مخل نظم است نه تعیین مجازات در قبال صدمات بدنی نسبت به اشخاص . (آقایی نیا ، ۴ ، ۱۳۸۷ ، ص ۲۳۷ )

جرایم را از حیث نحوه ارتکاب جرم می توان به دو دسته تقسیم کرد : اول جرایمی که به طور انفرادی قابلیت رخ دادن دارند مثل سرقت و دوم جرایمی که تحقق آنها مستلزم دخالت بیش از یک نفر می باشند مانند زنا و به عبارتی ” جرایم مشارکتی ” و به عبارتی دقیق تر” جرایم اشتراکی ” هستند .

بدون تردید نمی توان منازعه را در زمره جرایم دسته اول قرار داد چه آنکه همانطور که در جای خود خواهد آمد تعدد مرتکبین در جرم منازعه جز شرایط اساسی رکن مادی است . بنابراین جرم منازعه از قسم جرایم اشتراکی است . سوال اساسی که پاسخ بدان ضروری است این است که آیا جرم منازعه ، جرمی است با ماهیت و شرایط خاص خود و یا اینکه از مصادیق شرکت در جرم موضوع ماده ۴۲ ق . م . ا به شمار می آید ؟ طبق ماده ۴۲ ق . م . ا : « هر کس عالما” و عامدا” با شخص یا اشخاص دیگر در یکی از جرائم قابل تعزیر یا مجازاتهای بازدارنده مشارکت نمایدو جرم مستند به عمل همه آنها باشد خواه عمل هر یک به تنهائی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنها مساوی باشد خواه متفاوت ، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم خواهد بود .

در مورد جرائم غیرعمدی ( خطای ) که ناشی ازخطای دو نفر یا بیشتر باشد مجازات هر یک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود .
تبصره – اگر تاثیر مداخله و مباشرت شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب تاثیر عمل او تخفیف می دهد .
با دقت در ماده ۴۲ ق . م . ا باید گفت که نمی توان منازعه را از خانواده شرکت در جرم دانست ؛ چه آنکه شرایط تحقق جرم منازعه متفاوت از شرایط تحقق شرکت در جرم می باشد . در اینجا به برخی از مهمترین تمایزات ( و نه همه تفاوتها ) اشاره می کنیم :

اولا از حیث ماهیت و ذات ، شرکت در جرم در جرایمی قابل تصور است که ارتکاب آنها به صورت انفرادی نیز متصور باشد ، به طور مثال قتل یا سرقت جرایمی هستند که اصولا هم توسط یک نفر و هم توسط چند نفر قابل ارتکاب می باشند ، لیکن منازعه جرمی است که اشتراک و همدستی ، ذات آن را شامل می شود و تعدد مرتکبین رکن لازم محسوب می گردد و منازعه انفرادی مفهومی ندارد ؛ لذا ویژگی اشتراک ، در منازعه ، ذاتی و در شرکت در جرم عرضی است . ثانیا از حیث عددی نیز برای تحقق شرکت در جرم دخالت حداقل دو نفر در ارتکاب جرم لازم است در حالی جرم منازعه همانطور که خواهیم گفت از این قاعده تبعیت نمی کند و مداخله حداقل سه تن ضرورری است .

و در نهایت مهمتریت تفاوتی که می توان ذکر کرد اینکه در شرکت در جرم لازم است که جرم انجام یافته مستند به عمل همه شرکا باشد و یک ” رابطه علیت جز به جز ” بین نتیجه مجرمانه و رفتار شرکت کنندگان در جرم وجود داشته باشد در صورتی که وجود چنین رایطه علیتی در تحقق صدمات جسمانی حین منازعه وجود ندارد و همین که یکی از شرکت کنندگان در منازعه مرتکب یکی از صدمات جسمانی مذکور در ماده ۶۱۵ ق . م . ا گردد؛ جرم منازعه محقق شده است هر چند که دیگر شرکت کنندگان نقشی در ارتکاب این صدمات نداشته باشند .

رفتار شناسی : نزاع همچون آشوب و اغتشاش با الفاظ به تنهایی اعم از کتبی یا شفاهی واقع نمی شود مگر با عمل ( بوشهری ، ۱۳۸۷ ، ص ۲۴۲ ) بنابراین رفتار فیزیکی لازم برای تحقق این جرم فعل مثبت شرکت در منازعه به فعل عملی و نه لفظی یا نظایر آن می باشد . ( میر محمد صادقی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۶۴ ) در نتیجه چنانچه درگیری لفظی و مشاجره کلامی بین دو طرف به وجود آید کافی برای تحقق جرم منازعه نیست .

از سوی دیگر همانطور که مورد اشاره قرار گرفت منازعه رفتاری است متقابل و دو جانبه بین عده ای مشخص و مستلزم آن است که هر دو طرف در عین حال هم فاعل و هم طرف فعل واقع شوند . ( آقایی نیا ، همان ، ص ۲۳۶ ) بنابراین مداخله در منازعه لازم است و افرادی به دلیل ارتکاب جرم منازعه قابل تعقیب و پیگرد هستند که در اقدامات و عملیات فیزیکی و جسمانی شرکت کرده باشند (حبیب زاده ، جعفری ، ۱۳۸۸ ، ص ۲۳۸ ) . در عین حال اگر زد و خوردی محقق نشود مثلا سه نفر همزمان به سه نفر دیگر هجوم برده و آنها را بزنند بدون آنکه سه نفر متقابلا اقدام به زدن آنها نمایند منازعه ای محقق نشده و آن سه نفر صرفا مرتکب ایراد ضرب و جرح شده اند .

بدیهی است که منظور از منازعه لزوما استفاده از مشت و لگد نیست و استفاده از سلاح و چب و سنگ هم ممکن است . ( گلدوزیان ، ۱۳۹۰ ، ص ۹۲ ) به دیگر عبارت لازم نیست که حتما درگیری تن به تن واقع شده و در آن منازعین با حضور در صحنه به زد و خورد با یکدیگر بپردازند بلکه حالتی هم که مثلا اهالی دو روستا از فاصله های دور به هم تیراندازی کرده و مجروح شدن و مقتول شدن موجود باشد مصداق منازعه است . اما لازم نیست که تمامی شرکت کنندگان در نزاع در ایراد صدمات جسمانی نقش داشته باشند اما لازم است که حداقل یک تن از آنان مرتکب آسیب های جسمانی مذکور در بندهای سه گانه ماده ۶۱۵ ق . م . ا گردد .

یکی از لوازم پایداری حاکمیت قانون مدار این است که قوانین باید از وضوح و شفافیت کافی برخوردار باشند . (حبیب زاده ، توحیدی فرد ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۲ ) قانونگذار مجازات اسلامی در ماده ۶۱۵ بدون اینکه صراحتا به تعداد مداخله کنندگان در منازعه اشاره داشته باشد صرفا با به کار بردن قید ” عده ای ” این مسئله را بسان اغلب موضوعات دیگر با ابهام و غمض بیان کرده و همین عدم تصریح در بیان باعث به وجود آمدن اختلاف نظرهایی در بین اساتید فن گشته است .

برخی از حقوقدانان معتقدند شرکت در ضرب و شتم زمانی محقق می شود که شرکت کنندگان حداقل سه نفر باشند زیرا کلمه عده ای ظهور در آن دارد . ( زراعت ، ۱۳۸۶ ، ص ۷۸ )برخی دیگر از حقوقدانا بر ین عقیده اند که برای تحقق جرم منازعه حضور بیش از سه نفر ضروری است . ( گلدوزیان ، ۱۳۹۰ ، ص ۹۳ ) بر اساس این دیدگاه برای اینکه جرم منازعه واقع شود لازم است که حداقل چهار نفر ( و نه سه نفر ) در نزاع دخالت داشته باشند .

به نظر می رسد منظور از عده ای در ماده ۶۱۵ همان سه نفر باشد چه در غیر این صورت قانونگذار باید از وا‍ژه ” جماعتی ” استفاده می نمود . کما اینکه مقنن در ماده ۶۸۳ برای ذکر منظور این چنین کرده و لفظ جماعتی را به کار برده است . به موجب ماده ۶۸۳ ق.م.ا : ” هر نوع نهب وغارت واتلاف اموال واجناس و امتعه یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود چنانچه محارب شناخته نشوند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد .

” با توجه به این ماده قانونگذار برای دخالت بیش از سه نفر در ارتکاب جرم از قید جماعتی بهره جسته است و این قید ظهور در دخالت بیش از چهار نفر در ارتکاب جرم دارد . اداره حقوق قوه قضائیه هم در نظریه شماره۳۵۵۳/۷ مورخ ۱۸/۲/۱۳۷۵ عنوان کرده است که : منظور از کلمه عده ای مذکور در ماده ۶۱۵ ق.م.ا سه نفر یا بیشتر است . (حسینی ، ۱۳۸۵، ص ۳۶۷ ) بنابراین چنانچه منازعه ای با دخالت با دخالت حداقل دو نفر رخ دهد و دو نفر با یکدیگر به زد وخورد بپردازند هر چند نزاع میان آنها منتهی به کشته یا زخمی شدن یکی از آن دو گردد عمل آنها مشمول ماده ۶۱۵ ق.م.ا نمی باشد . ( حسینجانی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۶۳ ) نکته دیگری که باید بدان توجه کرد اینکه شخصیت مرتکبین موثر در مقام نبوده و روابط خویشاوندی و فامیلی تحقق جرم منازعه را منتفی نخواهد کرد .

اولاً بایستی صدمات مد نظر بند های سه گانه ماده ۶۱۵ ق.م.ا یعنی قتل یا نقص عضو یا ضرب و جرح واقع بشود . بنابرای چنانچه نزاع منجر به تخریب یا صرفا توهین و فحاشی گردد برای تحقق جرم منازعه کفایت نخواهد کرد . در بند ۳ آمده است که « در صورتی که منازعه منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یک سال » . سوالی که ممکن است مطرح بشود اینکه آیا صرف ضرب ساده هم که حد اکثر باعث سرخی ، کبودی یا سیاهی بدن بشود کافی است یا الازماً باید جرحی هم واقع بشود تا عمل مشمول این قسمت از ماده بشود .

به نظر می رسد با توجه به واو عطف به کار رفته بین کلمه ضرب و جرح صرف ضرب ساده کافی نیست و الزاماً باید جرحی هم واقع بشود بر عکس اگر جرح واقع بشود ضرب هم داخل آن است بنابر این حد اقل آن است که ضرب و جرحی واقع شود و حتی ضرب ساده کافی نیست با این اوصاف اگر در میان منازعین مجروحی نباشد و آنها فقط همدیگر را مورد ضرب ساده قرار داده باشند جرم منازعه محقق نیست .

ثانیاً : این صدمات بایستی در اثناع ضرب و شتم یعنی از زمان آغاز تا پایان منازعه محقق بشود به عبارت دیگر ضرب و جرح یا نقص عضو یا قتل بایستی در این فاصله صورت بگیرد . در عین حال ممکن است نتیجه صدمه پس از پایان منازعه محقق گردد مثلا در حین منازعه چوبی به سر دیگری زده شه یا چاقویی به او زده شود که پس از دو روز پایان منازعه مجروح در اثر آن صدمات بمیرد. آیا در این حالت هم می توان گفت که منازعه مذکور منتهی به قتل شده است . به نظر می رسد چون سبب قتل یعنی همان زدن چاقو یا چوب در حین منازعه واقع شده بایستی منازعه را منتهی به قتل دانست .

به تعبیر بعضی از اساتید « اگر در یک چنین فرضی بگوییم چون مرگ در اثنای منازعه نبوده پس عمل منازعین فقط ایراد ضرب و جرح است و نه قتل، با اصول و روح قانون مخالف خواهد بود . زیرا ماده ناظر به ایجاد سبب قتل و صدمه در حین منازعه است و نه الزاماً‌ وقوع ضرب و جرح در آن حین » ( پاد ، ۱۳۸۵ ، ص ۱۳۴ ) .یا این اوصاف در مثال مطروحه عمل منازعین مصداق بند یک ماده ۶۱۵ و نه بند ۳ آن خواهد بود .

مجازات کتک زدن

هر چند مقنن در ماده ۶۱۵ اشاره ای به این شرط ندارد اما برخی از حقوق دانان کما کان معتقد به وجود این شرط بوده و میگویند : «از نظر تحلیل حقوقی لزوماً مشخص نبودن عامل صدمه شرط تحقق این جرم است .

زیرا در صورتی که عامل صدمه مشخص باشد در این صورت امکان تعقیب و مجازات مرتکب با استفاده از سایر مواد قانون مجازات در فصل ایراد صدمات بدنی موجود است… و لذا به انشای ماده ای مجزی تحت عنوان وقوع صدمات در اثنای منازعه … نیست و کاری عبث و بیهوده خواهد بود …به نظر میرسد عدم تصریح قانون گذار اسلامی را در باب مشخص نبودن عامل صدمه باید حمل بر مسامحه کرد و همچنان باید بر این نکته پای فشرد که شرط تحقیق این جرم حتی در قانون مجازات اسلامی مشخص نبودن عامل صدمه است .» ( موذن زادگان ، ۱۳۷۸ ، ص ۲۹- ۳۰ )

بر اساس این دیدگاه در صورتی که در منازعه ای عامل صدمات وارده مشخص باشد خلا تقنینی وجود ندارد. به عنوان مثال اگر « الف» و «ب» با «ج» و «د» به زد و خورد بپردازند «الف » دندان «ج» را بشکند و «ب» هم «د» را مجروح کنند و متقابلا «ج» چاقویی به الف زده و «د» هم دست «ب» را بشکند و عامل همه این صدمات از لحاظ قضایی هم مشخص بشود ،‌دادگاه بر اساس اعمال ارتکابی آنها که ایراد ضرب و جرح و… است مطابق مواد ۲۶۹ ق.م.ا و تبصره ۲ آن و نیز ماده ۶۱۴ ق.م.ا همه آنها را مجازات کرده و هیچ خلا تقنینی هم از این حیث وجود ندارد تا نیاز به جرم انگاری منازعه در این حالت باشد.

ولی عامل صدمه مشخص نیست ، طبیعی است نمیتوان آنها را به مجازات این مواد محکوم کرد ، لذا احساس نیاز به جرم انگاری جداگانه ای تحت عنوان منازعه با شرط نا مشخص بودن عامل صدمه است .

استدلال فوق از لحاظ ماهیت جرم انگاری قضیه منطقی و متین است و مقنن بایستی این شرط مهم را در ماده ۶۱۵ ق.م.ا هم ذکر میکرد. بخصوص امروز که به درستی از تورم کیفری ابراز نگرانی و بر لزوم جرم زدایی از بخشی از عناوین مجرمانه تاکید میشود .

با وجود این به نظر میرسد که در حال حاضر مقنن به این شرط اعتقاد ندارد و صرف نظر از اینکه عامل صدمه مشخص باشد یا نباشد با تحقق سایر شرایط جرم ایراد صدمه در اثنای منازعه را محقق میداند . شاید از نظر مقنن صرف وقوع نزاع و اینکه چندین نفر به نزاع با یکدیگر بپردازند خود عمل خطرناک است و نظم جامعه را به هم میزند .

به همین دلیل در این مورد هم که عامل صدمه مشخص است باز از باب شرکت در منازعه باید برای هر کدام مجازات این ماده هم تعیین گردد. وجود تبصره دو ماده ۶۱۵ نیز دلالت بر این مطلب دارد و هر دو مجازات را قابل جمع میداند بنابر این اگر در یک منازعه ای ۱۰ نفر به زد و خرد بپردازندو قتلی هم اتفاق افتد و عامل قتل مشخص باشد ، عمل مشمول این ماده است و عامل قتل مجازات قصاص یا محکومیت به پرداخت دیه خود را هم حسب مورد خواهد داشت . رویه دادگاه ها هم عملا بر همین مبنا است . (دادنامه شماره ۱۵۳ مورخ ۴/۲/۸۴ یکی از دادگاههای بدوی )

جرم ایراد صدمه بدنی در اثنای ضرب و شتم یک جرم مقید است. به این معنا که بایستی قتل ، نقص عضو یا ضرب و جرحی که در اثر منازعه واقع شود تا این جرم محقق گردد . به همین دلیل یرخی از حقوقدانان این جرم در زمره جرایم مرتبط محسوب کرده اند . (صانعی ، ۱۳۸۲ ، ص ۴۶۶ ) بنابراین حتی اگر مازعین صرفا به ایراد ضرب ساده نسبت به یکدیگر بپردازند جرم موضوع ماده ۶۱۵ محقق نشده است و حداقل ، ایجاد جراحت لازم است . از طرف دیگر این صدمات بایستی ناشی از منازعه باشد .

در عین حال تفاوتی نمی کند که صدمات واقع شده ناشی از فعل مستقیم منازعین یا فعل غیرمستقیم آنها باشد . بنابراین اگر کسی حین منازعه به زمین بخورد و در اثر برخورد سر او با جدول کنار خیابان بمیرد عرفا صدق می کند که منازعه باعث مرگ او شده است . اما اگر مسلم باشد که قتل به علتی غیر خارج از حالت منازعه بوده مثلا مشخص شود که در اثنای منازعه باد شدیدی پنجره را به هم زده و در اثر اصابت شیشه به سر فرد، وی کشته شده ، بین مرگ و منازعه رابطه علیت موجود نیست .

نکته مهعم ان است که بایستی صدمات حاصله ناشی از اقدامات منازعین باشد .بنابراین اگر مثلا قتل احد منازعین توسط افرادی خارج از منازعه مانند پلیس و یا ساکنان یکی از آپارتمانهای مشرف به نزاع واقع شود نمی توان منازعه را به صرف این اقدام منتهی به به قتل به شمار آورد ، چون قتل واقع شده منتسب به منازعین نیست و منتسب به پلیس یا ساکنان آپارتمان است .

برعکس اگر در جریان منازعه فردی که جز منازعین نیست برای میاجی گری وارد نزاع شود و بر اثر جراحت وارده از طرف یکی از منازعین به او بمیرد میتوان نراع را منتهی به قتل به شمار آورد چون در این حالت قتل واقع شده منتسب به منازعین است .

در بررسی رکن روانی ضرب و شتم بایستی از خلط این جرم با ججرم ایراد ضرب و جرح یا قتل که در حین نزاع واقع می شود خودداری کرد . منازعه از حیث رکن مادی حالتی است که طی آن چند نفر مثلا ده نفر به زد و خورد با یکدیگر می پردازند . حال اگر فردی از این ده نفر ، نفر دیگر را بکشد ، درست است که او قاتل است و بایستی در ارتکاب قتل ، هم سونیت عام و عم سونیت خاص را داشته باشد تا قاتل عمدی محسوب شود ولی برای تحقق رکن روانی منازعه در مورد سایرین و حتی خود او کافی است که همه آنها قصد شرکت در منازعه را داشته باشند .

لذا به نظر می رسد صرف سونیت عام یعنی حضور در منازعه از روی اراده کافی برای تحقق جرم است و لزومی به وجود سونیت خاص قصد انجام صدمه خاص مثلا کندن گوش دیگری نیست . آری اگر فردی از منازعین گوش دیگری را کنده باشد برای انتساب جرم قطع عضو عمدی نسبلت به او بایستی هم سونیت عام و هم سونیت خاص احراز گردد ولی برای تحقق جرم منازعه نیازی به سونیت خاص نیست . با این اوصاف اگر عابری به هنگام منازعه و به قصد میانجی گری وارد معرکه شود به لحاظ فقدان قصد منازعه جرمی نسبت به او محقق نشده است .

مجازات ضرب و شتم بر حسب اینکه نزاع منتهی به چه صدمه ای شود تفاوت می کند . بر اساس بند ۱ تا ۳ ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی در نزاع منتهی به قتل مجازات حبس از یک تا سه سال ، در نزاع منتهی به نقص عضو ، شش ماه و در نزاع منتهی به ضرب و جرح سه ماه تا یک سال تعیین گردیده است .

علاوه بر آن در تبصره ۲ ماده ۶۱۵ گفته شده که مجازاتهای فوق مانع اجرای مقررات قصاص یا دیسه حسب مورد نیست . به عبارت دیگر اگر احد از منازعین مرتکب قتل فرد دیگری شده باشد حسب مورد مجازات قتل عمدی یا قتل غیرعمدی را هم خواهد داشت .

ظاهر تبصره ۲ بیانگر این است که در این صورت علاوه بر مجازات قتل عدی یا غیرعمدی ، مجازات حبس بند ۱ ماده ۶۱۵ هم در مورد قاتل اجرا خواهد شد که به نظر می رسد این مطلب خلاف موازین شرعی است .

چون از لحاظ موازین شرعی مجازات قاتل عمدی اصولا قصاص است و اعمال مجازات زائد دیگر علاوه بر آن فاقد توجیه است . این ایراد به نوعی ، درستی رویکرد مقنن سال ۱۳۰۴ مبنی بر شرط داشتن مشخص نبودن عامل صدمه برای تحقق جرم منازعه را هم تقویت می کند . چون وقتی عامل صدمه مشخص است مجازات عمل ارتکابی در مورد او اعمال می گردد و خلا تقنینی هم وجود ندارد .

سوال این است که اگر عامل صدمه ایجاد شده در اثنا منازعه مشخص نباشد مسئول همانطور که گفته شد مجازات حبس مقرر در بنهای سه گانه ماده ۶۱۵ اعم از اینکه عامل صدمه مشخص باشد با نامشخص ، لازم الجراست .

بدیهی است اگر عامل صدمه مشخص نباشد نمی توان صحبت از قصاص نفس یا عضو به میان آورد ، چون با شک و شبهه نمی توان حکم به قصاص نفس یا عضو دیگری صادر کرد و مسلما این امر خلاف منطق و موازین شرعی است . برخی معتقدند که مطالبه ضرر و زیان در جایی که عامل مشخص نیست وجاهت قانونی ندارد زیرا وقتی عامل صدمه مشخص نباشد به لحاظ عدم احراز رابطه علیت بین رفتار مرتکب و صدمه موجبی برای مطالبه ضرر و زیان نیست .

در نتیجه در بحث منازعه صرفا می توان اقامه شکایت کیفری کرد . ( موذن زادگان ، ۱۳۷۸ ، ص ۳۶ ) اما به نظر می رسد که امکان مطالبه دیه وجود دارد . چون صدمه ای اعم از قتل یا جرح یا نقص عضو وارد شده و بدون تردید حالت منازعه هم سبب آن بوده است . تبصره ۲ ماده ۶۱۵ هم به نوعی تاکید بر این مطلب دارد . به طور کلی روح مقررات مربوط به دیات که متخذ از موازرین فقهی است بیانگر آن است که در صورت تردد قاتل بین دو یا چند نفر یا حتی در جنایات کمتر از قتل ، مطالبه دیه منتفی نمی گردد . در عین حال در اینکه مسئول پرداخت دیه در این حالات چه کسی است توافق نظر وجود ندارد .

پرداخت دیه چه کسی است . تبصره ۲ ماده ۶۱۵ در این خصوص ساکت است و نص صریحی هم در این خصوص در سایر مواد قانون مجازات اسلامی وجود ندارد .

اولین پندار ممکن است مبتنی بر ماده ۳۱۵ ق . م . ا و آن باشد که می توان از طریق قرعه مشکل مسئول پرداخت دیه را حل کرد. بر اساس این ماده : ” اگر دو نفر متهم به قتل باشند وهرکدام ادعا کند که دیگری کشته است و علم اجمالی بر وقوع قتل توسط یکی از آن دو نفر باشد و حجت شرعی بر قاتل بودن یکی اقامه نشود و نوبت به دیه برسد با قید قرعه دیه از یکی از آن دو نفر گرفته می شود . ”
برخی از نویسندگان عقیده دارند که در مواردی که عامل صدمه نامشخص است دیه باید از بیت المال پرداخت گردد ( میر محمد صادقی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۶۸ – ۳۶۹ ) با توجه به اینکه تعیین مسئول پرداخت دیه از طریق قرعه خلاف منطق و اصوا حقوقی است به نظر می رسد که بایستی این ماده را کاملا تفسیر مضیق کرده و از توسعه مصادیق آن به سایر موارد خودداری کرد .

با این حال تا زمان موجود بودن این ماده در نظام کیفری ایران . لازم الاجرا بودن آن به نظر می رسد در حالاتی از منازعه که دقیقا منطبق بر این ماده باشد می توان با استناد به آن مشکل را حل کرد . به عنوان مثال در منازعه ای که پنج نفر در آن شرکت داشته اند و محرز گردیده است که فقط دو نفر از منازعین چاقو داشته و یک نفر از منازعین هم در اث اصابت چاقو به بدنش کشته شده است و در عین حال معلوم نیست که کدام یک از دو نفر ضربه چاقو را وارد کرده ، می توان از این ماده ی خلاف اصل برای یافتن مسئول پرداخت دیه بهره جست .

اما اگر به جای دو نفر همگی منازعین چاقو داشته باشند و قاتل در میان چهار نفر ( و نه دو نفر ) باشد به نظر می رسد که نمی توان از این ماده برای یافتن مسئول پرداخته دیه استفاده کرد . چون این ماده خلاف اصل است و فقط در حد متیقن آن می توان از آن استفاده کرد .

دومین دیدگاه می تواند مبتنی بر ماده ۲۵۵ ق . م . ا و آن باشد که می توان از طریق بیت المال مشکل مسئول پرداخت دیه را حل کرد . بر اساس این ماده : “هرگاه شخصی در اثر ازدحام کشته شود ویا جسدمقتولی در شارع عام پیدا شود و قرائن ظنی برای قاضی بر نسبت قتل او به شخص یا جماعتی نباشد حاکم شرع باید دیه او را از بیت المال بدهد و اگر شواهد ظنی نزد حاکم اقامه شود که آن قتل به شخص یا اشخاص معین منسوب است مورد از موارد لوث خواهد بود .

” پشتو.انه دیدگاه دوم می تواند وحدت ملاکی باشد که هم در حال منازعه و هم در ماده ۲۵۵ وجود دارد و آن اینکه در هر دو حالت عامل صدمه مشخص نیست . اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره ۵۳۰۷/۷ مورخ ۲۱/۱۲/۱۳۶۲ این دیدگاه را پذیرفته است : ” … و اما در خصوص قتلی که در اثنا منازعه واقع شده است در صورت شناخته نشدن قاتل واقعی مورد مشمول ماده ۴۲ قانون حدود و قصاص ( ماده ۲۵۵ ق.م.ا ) است … ”

به نظر می رسد که قیاس این دو حالت با همدیگر قیاس مع الفارق است ؛ چون در فرض ماده ۲۵۵ ق.م.ا قاتل اساسا شناخته شده نیست و با توجه به قاعده هدر نرفتن خون چاره ای جز پرداخت دیه از بیت المال نیست ، اما در فرض منازعه ، قاتل یا جانی در جنایت کمتر از قتل وجود دارد و محصور بین چند نفر مشخص است ، لذا این دو حالت قابل قیاس با یکدیگر نیست و اینکه در این میان مثلا دو یا سه یا چهار نفری را که مطمئنا یکی از آنها مرتکب ایراد ضرب و جرح یا قتل شده است رها کرده و دیه را بر بیت المال تحمیل کنیم توجیه منطقی ندارد.
سومین دیدگاه آن است که تمامی منازعین به طور مساوی مسئول پرداخت دیه اعم از نفس یا عضو هستند . آنها با نیت ورود در منازعه و شرکت در آن مرتکب جرم شده اند و به لحاظ احراز تقصیر مذکور ، مطالبه دیه از آنان کاملا با منطق حقوقی سازگار است؛

زیرا صدمات حاصله ناشی از قصد و رویه مشترک منازعین در نزاع بوده است . این دیدگاه از پشتوانه های فقهی محکمی نیز برخوردار است به نحوی که برخی از فقها کرارا قاعده عدل و انصاف را حاکم و مقدم بر قاعده قرعه دانسته و توسل به قرعه را خلاف عدالت و انصاف دانسته اند .

اداره حقوقی قوه قضائیه ضمن عدول از نظریه شماره ۵۳۰۷/۷ در نظریه شماره ۹۵۳۰ مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۷۱این دیدگاه را پذیرفته اما مجددا در نظریه شماره ۴۸۴۶ مورخ ۲۲/۶/۱۳۸۲ نظریه مبتنی بر مسئول بودن بیت المال را مورد پذیرش قرار داده است .

به عنوان نتیجه باید گفت که در وضعیت فعلی که ماده ۳۱۵ ق.م.ا هم لازم الاجراست اگر بتوان با آن ماده مشکل یافتن مسئول پرداخت دیه را حل کرد بایستی به آن ماده عمل نمود ، چون در هر صورت و صرف نظر از ایرادات درست وارده به آن ، ماده قانونی لازم الاجراست .

هرچند این ماده همانطور که عنوان شد گستره بسیار محدودی داشته و شامل همه مصادیق نمی شود . در غیر این صورت ( مصادیق خارج از ماده ۳۱۵ ) بایستی نظریه تساوی مسئولیت همه منازعین که منطبق بر قاعده عدل و انصاف است را پذیرفت . بنابراین شایسته و بایسته است که قانونگذار در اصلاحاتی که به عمل می آورد ضمن حذف ماده ۳۱۵ ق.م.ا این نظریه را که از مابقی، صائب تر است به صراحت وارد قانون نماید.

نتیجه اینکه جرم ضرب و شتم یک جرم خیابانی است ونه آپارتمانی، با زد و خورد و صدمات بدنی همراه است؛ این جرم از جمله جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی است و نباید با جرایم علیه اشخاص اشتباه شود. این جرم از نمونه جرایم اشتراکی است چرا که تعدد مرتکبین از شزایط اساسی رکن مادی است؛ و با شرکت در جرم موضوع ماده ۴۲ ق. م. ا متفاوت است که با دقت در این ماده نمیتوان منازعه را از خانواده شرکت در جرم دانست.

منازعه تنها با عمل (فعل) واقع میشود و رفتار فیزیکی لازم برای تحقق این جرم فعل مثبت شرکت در منازعه فعل عملی و نه لفظی و نظایر آن میباشد؛ و باید حتما یکی از افرا شرکت کننده در منازعه مرتکب یکی از آسیبهای جسمانی مذکور در بندهای سه گانه ماده ۶۱۵ ق. م. ا گردد، و بالاخره اینکه عده ای از حقوقدانان معتقدند که شرط تحقق جرم مشخص نبودن عامل صدمه میباشد.

منابع

– آقایی نیا ، حسین ،جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص ( جنایات ) ، نشر میزان ، جلد ۱ ، چاپ ۴ ، تهران ۱۳۸۷
– بوشهری ، جعفر ، اصول و مسایل ، شرکت سهامی انتشار ، چاپ ۲ ، تهران ، ۱۳۸۷
– پاد ، ابراهیم ، حقوق کیفری اختصاصی ، انتشارات دانشور ، چاپ ۱ ، تهران ، ۱۳۸۵
– زراعت ، عباس ، قانون مجازات اسلامی در نظم حقوق کنونی ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، تهران ،۱۳۸۷
– زراعت ، عباس ، حقوق جزای اختصاصی ، فکرسازان ، چاپ ۴ ، تهران ۱۳۸۶
– حبیب زاده ، توحیدی فرد ، محمد جعفر ، محمد ، قانون مداری در قلمرو حقوق کیفری ، دادگستر ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۸۶
– حبیب زاده ، جعفری ، محمد جعفر ، عباس ، تحلیل رکن های جرم منازعه ، تازه های علوم جنایی ( زیر نظر علی حسین نجفی ابرندآبادی ) ، نشر میزان ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۸۸
– حسینی ، سید محمدرضا ، قانون مجازات اسلامی در رویه قضایی ، انتشارات مجد ، چاپ دوم ، تهران ، ۱۳۸۵
– حسینجانی ، بهمن ، حقوق جزای اختصاصی ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۸۲
– صانعی ، پرویز ، حقوق جزای عمومی ، طرح نو ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۸۲
– گلدوزیان، ایرج ، حقوق جزای اختصاصی ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ ۱۳ ، ‌تهران ، ۱۳۸۶
– گلدوزیان ، ایرج ، بایسته های حقوق جزای اختصاصی ، نشر میزان ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۹۰
– معین ، محمد ، فرهنگ فارسی ، نشر سرایش ، چاپ ۱۱ ، تهران ، ۱۳۸۷
– میرمحمد صادقی ، حسین ، جرایم علیه اشخاص ، نشر میزان ، چاپ چهارم ، تهران ، ۱۳۸۸
– میرمحمد صادقی، حسین ، جرایم علیه اموال و مالکیت ، نشر میزان ، چاپ بیستم ، تهران ، ۱۳۸۷
– موذن زادگان ، حسنعلی ، بررسی جرم صدمات بدنی در اثنا منازعه ، مجله پژوهش حقوق و سیاست ، ش ۱ ، پاییز و زمستان ۱۳۷۸
– ولیدی، محمد صالح ، حقوق جزای اختصاصی ، جرایم علیه اشخاص ، انتشارات امیر کبیر ، چاپ ۶ ، تهران ، ۱۳۸۰

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید

سلام اگه تو خیابون یه پسر متلک بندازه و جوابشو بدیم بعد بیاد سمت اون دخترا و یکیشونو کتک بزنه چ مجازاتی براش در نظر میگیرن؟

باید صورت جلسه تنظیم و به پزشکی قانونی مراجعه و بعد برای مطالبه دیه و شکایت اقدام شود.

اگر پاسخ من به شما کمک کرده است جهت دریافت خدمات حقوقی با شماره ۴۲۸۱۸ – ۰۲۱ داخلی ۲۰۷ تماس حاصل فرمایید.

تمام حقوق برای بنیاد وکلا محفوظ است.

لطفا وارد شده یا ثبت نام کنید تا بتوانید دیدگاهی ارسال نمایید

لطفا وارد شده یا ثبت نام کنید تا بتوانید سوال بپرسید

1 پاسخ

لطفا وارد شده یا ثبت نام کنید تا بتوانید دیدگاهی ارسال نمایید

مجازات کتک زدن
مجازات کتک زدن
0

اینها رو بخوان سالم بمان :

دیدگاهتان را بنویسید