اینها رو بخوان سالم بمان :

خواص دارویی و گیاهی

مجازات کیفری عدم تمکین زن
مجازات کیفری عدم تمکین زن

تمکین در لغت به معنای اطاعت است اما بر اساس مبانی حقوقی تمکین یعنی انجام وظایفی که در چهارچوب قانون و عرف بر عهده روجه قرار داده شده است . تمکین به دو نوع است : تمکین عام و تمکین خاص

نفقه به معنای تامین هزینه‌های زندگی زن توسط مرد است. این هزینه‌ها شامل خانه ، غذا ، لباس ، اثاثیه ، دارو و درمان و مواردی از این دست می‌شود که از هنگام جاری شدن خطبه عقد دائم بر عهده مرد قرار می‌گیرد .

محاسبه نفقه بر اساس شئونات خانوادگی زن ، عرف و عادات ساکنان هر منطقه و شرایط مالی مرد تعیین می‌شود و میان افرار گوناگون متفاوت است .

در صورتی که در زمینه نفقه، تمکین،مهریه و طلاق نیاز به مشاوره تلفنی تخصصی دارید از طریق صفحه اصلی سایت بیدبرگ درخواست مشاوره خود را ثبت کنید

برگزیدن شغل مغایر با شئونات خانوادگی ، داشتن روابط نامناسب در محل کار ، معاشرت با افراد فاقد صلاحیت اخلاقی ، عدم زندگی در محلی که توسط شوهر تعیین شده ، خارج شدن از منزل بدون اجازه و اطلاع شوهر و مسائلی از این دست که از نمونه‌های عدم تمکین عام به حساب می‌آید .

مجازات کیفری عدم تمکین زن

در شرایطی که یکی از موارد فوق وجود داشته باشد ، زوجه می‌تواند از تمکین سر باز زده و بر اساس قانون زوج همچنان موظف به پرداخت نفقه خواهد بود .

زوج جهت قطع پرداخت نفقه ، دریافت مجوز ازدواج مجدد ، اقدام به طلاق بدون پرداخت نیمی از دارایی خود و همچنین الزام به تمکین زوجه ، نیاز دارد تا عدم تمکین زن را در دادگاه ثابت کند . این امر چندین راهکار دارد که به شرح زیل است :

عده‌ای از مردم عدم تمکین زن از همسر خود را موجب محکومیت قلمداد می‌کنند اما در حقیقت برای عدم تمکین هیچ گونه مجازاتی در قانون پیش بینی نشده است . در صورت عدم تمکین زن ، دادگاه اقدام به صدور رای به الزام تمکین صادر می‌کند که مطابق آن زوجه موظف است از همسر خود تمکین کند ، اما در صورتی که وی تغییر رویه ندهد و حکم الزام به تمکین را نپذیرد ، دادگاه زوجه را مجبور به این کار نخواهد کرد بلکه عدم تمکین توسط زوجه می‌تواند آثار حقوقی زیر را برای وی به همراه داشته باشد :

زن برای دریافت نفقه باید شرایط تمکین را رعایت کند در غیر این صورت مرد می‌تواند از پرداخت نفقه خودداری کرده و پرداخت نفقه را مشروط به تمکین زن قرار دهد.

بر همین اساس زن برای دریافت نفقه باید در همه حال از شوهر خود تمکین کند البته در صورتی که خواست‌های زوج بر خلاف قوانین نبوده و عرف اجتماعی را مد نظر قرار دهد. از مقدمات تمکین زن به شوهر می‌توان به حق تعیین محل سکونت و مسکن به وسیله شوهر اشاره کرد .

بر اساس قانون، عدم تمکین زوجه ارتباطی با دریافت مهریه ندارد و در صورتی که زوج عدم تمکین زوجه را اثبات کند، تنها نفقه به زوجه تعلق نمی‌گیرد و شرایط مهریه به همان گونه که در عقد نامه ثبت شده است، باقی خواهد ماند .

اگر در عقدنامه شرایط دریافت مهریه عندالمطالبه ذکر شده باشد ، زوجه می‌تواند هر زمان که خواست تمام یا بخشی از آن را مطالبه کرده و دادگاه بر اساس توانایی زوج به نحوه پرداخت آن حکم صادر خواهد کرد .

در صورتی که در زمینه نفقه، تمکین،مهریه و طلاق نیاز به مشاوره تلفنی تخصصی دارید از طریق صفحه اصلی سایت بیدبرگ درخواست مشاوره خود را ثبت کنید

مجازات عدم تمکین زن

داشتن حسن معاشرت و انجام وظایف زناشویی به نحو متعارف و در چارچوب قانون و اخلاق، از وظایف زوجین در هر نظام حقوقی و قضایی است. رکن خانواده بر اساس ارتباط بین همسران و فرزند یا فرزندان، قوام یافته و حد اعلای رابطه بین زوجین، رابطه جنسی صمیمی و بر مبنای عشق تعریف شده است. اما گاهی بنا به دلایلی، رابطه جنسی بین زن و مرد، با مشکل مواجه شده و یکی از طرفین یا هر دوی آنها، تمایلی به ایجاد رابطه جنسی نداشته و موجب برزو اشکالاتی در رابطه زناشویی می شوند. آثار زیان بار نداشتن رابطه جنسی مطلوب بین زوجین بر کسی پوشیده نیست. در این مقال سعی خواهیم نمود تا حدودی معنی تمکین، آثار حقوقی عدم تمکین زن، عدم تمکین و ارتباط آن با مهریه، چگونگی اجرای حکم الزام به تمکین زن، ناشزه بودن زن، و همچنین معرفی بهترین وکیل خانواده در تهران، برای کاربران سایت خانواده گروه وکلای مهر، تخصصی ترین گروه وکلای ایران، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در صورت نیز به مشاوره حقوقی با بهترین وکیل خانواده در ایران به صورت آنلاین، با گروه وکلای مهر، همکار دفتر حقوقی و پژوهشی دکتر محمد رضا مهری وکیل پایه یک دادگستری در تهران تماس حاصل فرمایید.

مباحث قابل طرح در موضوع مجازات عدم تمکین زن

تمکین چیست و چه شرایطی دارد

پس از وقوع عقد ازدواج مابین زوجین، زوج مکلف به تامین مسکن مشترک و تهیه لوازم و وسایل زندگی مشترک می‌باشد. در صورت تامین نیازهای اولیه زن توسط شوهر، زن مکلف به رعایت حسن معاشرت و تمکین خاص و عام از همسر خود می‌باشد. معنی تمکین به صورت عام یعنی رعایت اخلاق حسنه و قانون در زندگی زناشویی بوده و زن حق ندارد در غیر از مواردی که شرط به تعیین مسکن و محل زندگی توسط وی شده باشد، از حضور و زندگی مشترک در محل مورد نظر همسر امتناع ورزد. در غیر این صورت، مرد می‌توان به دلیل عدم تمکین وی، در دادگاه خانواده  طرح دعوا نماید.

مجازات کیفری عدم تمکین زن

مجازات عدم تمکین زن

بر خلاف تصور عده ای که عدم تمکین زن را موجب محکومیت وی می دانند، هیچ گونه عواقب کیفری و مجازاتی برای عدم تمکین زن در قوانین ما پیش بینی نشده است. بهتر است به جای مجازات عدم تمکین زن، از اصطلاح آثار و نتایج حقوقی عدم تمکین زن، استفاده نماییم که در ادامه توسط بهترین وکیل خانواده در تهران تشریح خواهد شد. در واقع قهر کردن و عدم سکونت زن در منزل تهیه شده توسط شوهر بدون عذر موجه، موجب صدور رای به الزام به تمکین زن توسط دادگاه خانواده خواهد شد. حکم الزام به تمکین زوجه، اعلامی است و به زوجه اعلام می‌شود که موظف به تمکین از شوهر می‌باشد. در صورت عدم اجرای داوطلبانه حکم به الزام به تمکین، دادگاه زوجه را مجبور به تمین نخواهد کرد بلکه عدم اجرای حکم توسط زوجه، آثار حقوقی زیر را در پی دارد.

آثار حقوقی عدم تمکین زوجه

موارد عدم تمکین عام زن

انتخاب شغل مغایر با شئون خانوادگی، داشتن معاشران فاقد صلاحیت اخلاقی، عدم زندگی در محل تعیین شده توسط شوهر، خروج از منزل بدون اذن و اطلاع شوهر، داشتن روابط نامناسب در محل کار و عدم توجه به تذکرات همسر و مسائلی از این دست می‌تواند در زمره موارد عدم تمکین عام از همسر و موجبی برای اثبات تقصیر و ناشزه بودن زن باشد.

شرایط اثبات عدم تمکین زن

در مرحله اول که زوجه نسبت به ترک منزل مشترک و نشوز اقدام می نماید، بهترین روش صحبت با وی و متقاعد کردن جهت رعایت حقوق و تکالیف می‌باشد. معمولا نتیجه مذاکرات اصلاحی، مثبت بوده و زوجه به زندگی مشترک باز می‌گردد. در صورت عدم سازش، می‌توان با واسطه نمودن یکی از ریش سفیدان فامیل نسبت به صلح و سازش اقدام نمود و در غیر این صورت، با ارسال اظهارنامه قانونی به نشانی که زوجه ساکن می‌باشد، به نحو دوستانه تکالیف وی را یادآوری نموده و در صورت عدم رعایت توسط زوجه می‌توان از طریق دادگاه خانواده، نسبت به ارائه دادخواست الزام زوجه به تمکین خاص و عام، موضوع را پیگری نمود. در صورت صدور حکم قطعی مبنی بر الزام زوجه به تمکین و عدم اجرای رای توسط وی، می‌توان از دادگاه خانواده درخواست صدور اجازه ازدواج مجدد و صدور حکم طلاق زوجه را درخواست نمود.

بهترین وکیل خانواده در تهران

رعایت شرایط مذاکره و دعوت به صلح و سازش در پرونده‌های خانواده، توسط دفتر حقوقی دکتر محمد رضا مهری بهترین وکیل خانواده در تهران، ضروری محسوب می‌شود. ابتدا با مراجعه به مشاور حقوقی خانواده .و اطلاع کامل از شرایط و عواقب طرح دادخواست الزام به تمکین زوجه، نسبت به دعوت از وی برای مذاکره و اخذ نتیجه مطلوب اقدام نموده و در صورت عدم قبول زوجه، با تنظیم متن اظهارنامه دوستانه که محتوای قانونی و حقوقی نیز داشته باشد، می‌توان دعوای تمکین را به نتیجه مطلوب رساند. گروه وکلای مهر با رویکرد حل تخصصی اختلافات خانواده در تهران و ایران، نسبت به برگزاری کارگاه تخصصی آشنایی با حقوق خانواده و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر اقدام نموده و حاصل این تلاش، صلح و سازش در پرونده‌های خانواده می‌باشد. قبل از هرگونه اقدام حقوقی در پرونده‌های خانواده با گروه وکلای مهر تماس بگیرید.

سلام.خواستم بابت وبسایت خوبتون ازتون تشکر کنم
و امیدوارم باعث ایجاد انگیزه براتون
بشه

سلام و سپاس از شما همراه گرامی

سلام.همسر من بعد از درخواست نفقه ملزم به پرداخت مبلغی طی سه قسط شد.که قسط آخر آن را پرداخت نکرد و من طرح شکایت کردم.بعد از آن حکم تمکین بنده آمد اما از آنجایی که مشکلات با همسرم بسیار اساسی است بنده تمایلی به ادامه با ایشان ندارم.حال سوال من این است.قسط آخر نفقه ام به من تعلق میگیرد با وجود اینکه این رأی قبل از آمدن الزام به تمکین صادر شده بود یا به دلیل ناشزه شدم من میتواند قسط آخر را ندهد؟؟؟

سلام قبل از قطعیت حکم الزام به تمکین نفقه به شما تعلق میگیرد.
دپارتمان حقوق خانواده گروه وکلای مهر

سلام.واقعا وبسایت خوبی دارید

سلام سپاس از لطف شما همراه گرامی

درود بر شما
بنده از همسرم بعلت ترک منزل شکایت و الزام به تمکین داشتم که قاضی حکم به تمکین وی داد
ولیکن ایشان مراجعه نکرد
سوالم اینکه اقدام بعدی من چه زمانی و چگونه و از چه مرجعی باید طرح و پیگیری نمایم

با سپاس – مهرداد

سلام اقدام بعدی این است که شما می تونید اجازه ازدواج مجدد از دادگاه بگیرید و نفقه ایشون هم قابل پرداخت نیست
دپارتمان حقوق خانواده گروه وکلای مهر

سلام.
بعد از یک مشاجره کوچک و قهر ،چند روزه بعد اقدام به برگشت به منزل کردم ولی متاسفانه همسرم قفل رو عوض کرد و اجازه ورود مجدد به اینجانب نداد…سیوال بنده این است چگونه و باچه عنوانی میتوانم در دادگاه طرح دعوا کنم؟

سلام بابت ممانعت از حق از ایشون شکایت کیفری مطرح کنید رسیدگی خواهد شد

سلام وقتتون بخیر، همسرم الان حکم الزام به تمکین زده، من به دلیل وابستگی شدید همسرم به پدر و مادرش و دخالت آن ها توو زندگیم باعث شد من ترک منزل کنم الان من چه شرایطی در جلسه ی تمکین بگم تا محکوم نشم

سلام برای اثبات مجاز بودن عدم تمکین زن باید قاضی دادگاه رو متقاعد کنید که ادامه زندگی مشترک و زیر یک سقف بودن به صلاح شما نیست

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


مؤسسه حقوقى و داورى بين المللى طليعه عدالت و مهر پارسيان به شماره ثبت 34153 (تاسيس١٣٨٦/٠١/١٠) ، با هدف ارائه خدمات حقوقى و داورى قراردادهاى تجاری بين المللی و همچنين ارائه خدمات مشاوره حقوقى و وكالت، با همراهى جمعى از برترين وكلاى پايه يك دادگسترى، قضات بازنشسته، مدرسین دانشگاه و جمعى از سردفتران اسناد رسمى تهران در قالب گروه وكلاى مهر، تحت مديريت دكتر محمدرضا مهرى، با اتکاء بر عنایات الهی و با تمرکز بر اصول صداقت، حاکمیت قانون و اخلاق، آگاهی بخشی و بالابردن فرهنگ حقوقی، تأسيس و مشغول ارائه خدمات حقوقى در زمينه های فوق میباشد.

برای مشاوره مجازات عدم تمکین زن

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور با شماره ………. تماس بگیرید

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱ شب حتی ایام تعطیل

 

 

مجازات کیفری عدم تمکین زن

 

 

هنگامی که زن و مرد با هم عقد ازدواج کردند ، بر اساس شرع و قانون بایستی تکالیفی را در برابر یکدیگر انجام بدهند . به عنوان مثال زن از حق نفقه برخوردار است و در عین حال بایستی تمکین نماید . تمکین همانگونه که در عرف شناخته می شود ، به معنای پذیرش شوهر در امور کلی زندگی خانوادگی و روابط زناشویی است . اما گاهی ممکن است که به دلیل اختلافات مطرح شده میان زن و مرد ، زن حاضر به تمکین در برابر شوهر خود نشود . به دنبال این ماجرا ، این سوال مطرح می شود که مجازات عدم تمکین چیست . در صورت عدم تمکین زن باید مهریه و نفقه زن پرداخت شود یا خیر و اینگونه سوالات . به همین مناسبت ، قصد داریم در این مقاله به بررسی تمکین چیست ، عدم تمکین و آثار حقوقی عدم تمکین بپردازیم .

به محض اینکه عقد نکاح میان زن و مرد خوانده شد ، هر یک از آنان موظف به تکالیفی در برابر یکدیگر می شوند . یکی از این تکالیف که به موجب عقد نکاح بر عهده زن قرار می گیرد ، تمکین در برابر شوهر است . بر اساس قانون ، تمکین را می توان به دو نوع تمکین عام و تمکین خاص تقسیم بندی کرد . تمکین عام به معنای اطاعت از شوهر در مسائل کلی زندگی مشترک است و تمکین خاص ناظر بر روابط زناشویی میان زوجین است . برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تمکین عام و تمکین خاص کلیک کنید .

 

 

همانگونه که گفتیم ،  انواع تمکین شامل دو نوع تمکین عام و تمکین خاص است . در صورتی که زن در امور کلی زندگی مشترک و یا روابط زناشویی از همسر خود تمکین نکند ، در اصطلاح فقهی و حقوقی به وی زن ناشزه گفته می شود . مصادیقی از عدم تمکین در برابر شوهر عبارت است از عدم سکونت در محلی که شوهر آن را فراهم کرده است ، انتخاب شغل مغابر با شئون خانوادگی زوج ، خارج شدن از منرل بدون اجازه و اطلاع شوهر و … . در این صورت ، عدم تمکین از جانب زن ، پیامدهای حقوقی می تواند به بار آورد که ذیلا به آنها اشاره می کنیم .

در خصوص اینکه عدم تمکین از سوی زن چه آثاری در پی دارد ، برخی این سوال را کی پرسند که مجازات عدم تمکین زن چیست . د رپاسخ به این سوال باید بگوییم که مجازات قانونی ، تنها در صورتی بر اشخاص اجرا می شود که در قانون برای عملی جرم تعیین شده باشد . اما عدم تمکین از سوی خانم ، جرم نیست تا بتوان وی را مجازات کرد . بلکه بهتر است گفته شود که آثار حقوقی عدم تمکین از سوی زن چیست . یا به عبارت دیگر عدم تمکین از سوی زن چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت . در این قسمت سعی داریم تا به مهمترین آثار حقوقی عدم تمکین زن بپردازیم .

1- در صورتی که زن بدون مانع مشروع از تمکین خودداری کند ، از حق نفقه محروم خواهد شد .

2- در صورت عدم تمکین ، زن از برخی از حقوق مالی بعد از طلاق همچون اجرت المثل ایام زوجیت و تنصیف اموال و دارایی ها محروم می گردد .

3- مرد با گذشت مدت زمانی از عدم تمکین می تواند با مراجعه به دادگاه حکم ازدواج مجدد بگیرد . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد آثار عدم تمکین زوجه کلیک کنید .

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد مجازات عدم تمکین زن به کانال تلگرام حقوق خانواده مراجعه کنید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون مجازات عدم تمکین زن​ پاسخ دهند .

 

 

برای مشاوره مجازات عدم تمکین زن

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور با شماره ………. تماس بگیرید

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱ شب حتی ایام تعطیل


سایت مشاوره حقوقی دینا یک سایت تخصصی مشاوره در زمینه مسائل حقوقی خانواده ، معاملات ، ارث ، تجارت و شرکت ها است که اقدام به تولید محتوای حقوقی برای جمعیت بالای متقاضیان در ایران می کند .


طبق ماده ۱۱۰۷ ق.م ایران نفقه عبارتست از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و هر آنچه را به صورت عادت یا احتیاج لازمه زندگی وی باشد.

در عقد منقطع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا اینکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد نفقه تنها منحصر به زنی است که به عقد دایم در آمده است در عقد یا ازدواج موقت زن مستحق نفقه نخواهد بود مگر اینکه در موقع عقد شرط شده باشد یا اینکه طرفین ابتدا با هم توافق کرده باشند.

«ناشز» و «ناشزه» به مرد یا زنی گفته می‏شود که حقوق واجب و وظایف شرعی را نسبت به همسرش رعایت نکند. هرگاه نشوز و نافرمانی، از سوی زن باشد، مرد می‏تواند زمینه آن را از بین ببرد. به این ترتیب که نخست او را نصیحت کند و اگر تأثیر نگذاشت، می‏تواند از همخوابی با او بپرهیزد؛ یعنی، در بستر خواب به او پشت کند و یا نزد او نخوابد. اگر این روش نیز در او اثر نداشت، چنانچه امید دارد با تنبیه او را از نافرمانی باز دارد. البته این کار به قصد اصلاح (نه از روی خشم و انتقام) و به اندازه‏ای باشد که باعث توجه و تنبه او گردد.هرگاه نشوز و نافرمانی از سوی مرد باشد، زن نخست او را نصیحت می‏کند و اگر تأثیر نگذاشت، می‏تواند شکایت خود را نزد حاکم ببرد تا او را به انجام وظایفش وادار کند. البته حق ندارد با او قهر کند و یا او را کتک بزند.

مجازات کیفری عدم تمکین زن

برای نقد کردن نفقه زن میتواند دو نوع شکایت حقوقی و شکایت کیفری مطرح کند.

همان‌طور که در مطالب قبلی اشاره شد زن پس از جاری شدن صیغه عقد و رسمیت یافتن ازدواج با همسرش می‌تواند از او نفقه طلب کند. در مقابل مرد نیز می‌تواند از همسرش تقاضای تمکین کند. این واژه یعنی زن موظف به برآوردن نیازهای زناشویی است. به این مساله تمکین خاص می‌گویند .و البته تمکین عام نیز مطرح است که به معنای حضور زن در سر زندگی‌اش است؛

اما از آنجا که همیشه همه چیز در میان همسران با صلح و صفا شکل نمی‌گیرد، گاهی زنان مجبور به طرح شکایت برای دریافت نفقه می‌شوند و گاهی نیز مردان مجبور می‌شوند برای تمکین از همسر خود شکایت کنند.

قاضی حسن عموزادی، رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده شماره ۲ ونک، در ساعت‌های پایانی یک روز کاری پرمشغله، در توضیح این شکایت به ما می‌گوید: «لفظ تمکین به معنای الزام است و وقتی مرد دادخواست تمکین می‌دهد که زنی بدون عذر موجه منزل مشترک زناشویی را ترک کرده باشد و حاضر به بازگشت به منزل مشترک نباشد.

 از نظر قانونی مرد نیاز به همسر دارد و به همین دلیل دادخواست تمکین می‌دهد. معنی این دادخواست هم به زبان ساده چنین است: همسر عزیزم! لطفا به خانه برگرد و نسبت به ایفای وظایفی که قانون و شرع نسبت به همسرت به عهده تو گذاشته اقدام کن»!

با این توضیح مشخص می‌شود مردان زمانی دادخواست تمکین می‌دهند که همسر آنها بدون اجازه منزل را ترک کرده باشد و حاضر به بازگشت هم نباشد.

از طرف دیگر، مردها در این مرحله معمولا ابتدای کار شکایت نمی‌کنند، بلکه سعی می‌کنند با پادرمیانی بزرگ‌تر‌ها این مشکل را حل کنند و اگر به اصطلاح عامیانه این کار جواب نداد، قدم دیگری برمی‌دارند و با ارسال اظهارنامه، وظایف قانونی و شرعی همسر را به وی یادآوری می‌کنند. اگر باز هم این اتفاق رخ نداد، دادخواستی را با موضوع تمکین به دادگاه ارائه و در آن تلاش‌های انجام شده را قید می‌کنند و خواستار بازگشت همسر خود می‌شوند.

البته در کلیه ی موارد فوق اقدام شوهر بایستی مسبوق به سابقه اثبات عدم تمکین زن باشد. قاعدتا اول مرد دادخواست تمکین به دادگاه می دهد و چنانکه دادگاه زن را به تمکین محکوم نماید و عدم تمکین جایز نیست و حکم قطعی شود مرد می تواند از این حکم برای طرح دعاوی دیگر یعنی، طلاق، کسب اجازه ازدواج مجدد سود جوید. چنانچه مرد بخواهد زنش را طلاق دهد بایستی مهریه او را بپردازد، اما سایر حقوق مانند نفقه، نصف اموال مرد و … به زن تعلق نمی گیرد.

نشوز شوهر یا عدم ایفای وظایف زناشویی از جانب وی نیز دارای ضمانت اجرای حقوقی است و زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام شوهر را به انجام وظیفه درخواست نماید. به علاوه نشوز شوهر سوء معاشرت به شمار می آید و اگر مصادیق عسر و حرج باشد، زن می تواند از دادگاه درخواست طلاق کند.


یاسا همان قانون است.

خانم بنده خانه را با بچه ها ترک وادرس نیمده مقداری از مدارک ووسایل شخصیام رابرده عکس ها ناجور نوشته های انچنانی تلگرام میکند

باسلام چگونه می توان ثابت کرد که زن در مساعل جنسی تمکین نمی کند

از طریق شکایت ومعرفی زن به پزشکی قانونی

پزشکی قانونی

خانم بنده پس از دعوی سوری در خانه با ۲فرزندم پس از سرکار رفتن بنده منزل را ترک کرده و ۳هفته است با مراجعات مکرر به خانه بر نگشته اند.

دادخواست الزام به تمکین بدهید.

تا کی
خوب دوباره میاد تمکین میکنه تو دادگاه باز میره

سلام همسر من مدتی زیادی است ناسازگار است و غذا درست نمیکند . با من حرف نمی‌زند رفت آمد با فامیل من نمیکند در روابط جنسی تمکین نمی کند و از من حرف شنوی ندارد ومرتب با من در گیر است ومن هر چه میخواهم اصلاح شود توجه نمیکند در ضمن صاحب دو تا دختر یکی ۲۵ سال و یکی ۲۰ سال هستیم و در هنگامی که بحث پیش میآید میگوید همین که هست برو طلاقم بده لطفاً راهنماییم بدهید

سلام ،همسر من هم دقیقا مثل همسرم شماست،من ی دختر ۵ ساله دارم

سلام۲۳سال هست که ازدواج کردم
از هفته دوم متوجه شدم که خانمم مشکل تمکین داره
سالها زندگی کردم سوختم و ساختم .روم نمیشد با کسی در میون بگذارم
بعد از ۱۵ سال موقعیتی شد که پدر خانمم گفتم و چند نفردیگه
حتی مشاوره هم رفتیم ولی از دیدگاه من هیچ نتیجه ای نداد
کلا خانمم مریضه و هر وقت خواسته باشم مراوده ای داشته باشیم سرو کارش شدیدا با دکتر و درمونه خسته و داغون شدم
کسی هم نیست درکم کنه بهر کی میگم چرت جوابمو میده
مادر بزرگش گفت اگه یک بچه بیاری صاف میشی یعنی خوب میشی
ما هم یک اشتباه کردیم و یک پسر خدا به ما داد که الان۱۹ سالشه
شده حلقه اتصال ازدواجمون یعنی با وجود بچه مون نمیتونم به طلاق فکر کنم
بعضی میگن برو یکی دیگه رو صیقه کن
خوب من زندگی خودم رو به سختی راه میبرم
چطور یک زندگی دیگه رو اداره کنم

زن من ۶۱روزه نمیاد خونه بدون عذر موجه من زندگیمو دوست دارم .خودم کارمند بانکم ماشین دارم خونه دارم یه بچه ۲ساله دارم خودمم مربی بین اللملی هنر های رزمی هستم .اما مادر زنم نمیزاره من زندگی کنم عدم تمکین به چه درد میخوره ؟ایا میتونم از عدم تمکین به مهریش استفاده کنم ؟حضانت بچه چی میشه

خیر مهریه در هر شرایطی باید پرداخت شود. حضانت تا ۷ سالگی با مادر است.

اگه مادر چند بار افسردگی داشته باشه چی

من خانمم الان ۳ ماهه خونه رو ترک کرده رفتم عدم تمکین زدم نفقه بهش نرسید و گفت در صورت فراهم نمودن منزل با امکانات میام سر زندگی ولی همه کار کردم نیومد الانم تو شورا میگن ۳۹۰۰۰۰۰ باید نفقه بدی در ضمن برج ۲ عروسی گرفتیم

اگر عدم تمکین ایشان اثبات شده تا زمانیکه تمکین نکرده اند نفقه ای تعلق نخواهد گرفت.

من از زنم دست نوشته دارم که بهم اجازه زن گرفتن داده و نوشته حق هیچگونه اعتراض و طلب مهریه نداره .میتونه مهریشو بگیره؟

بله میتوانند مهریه خود را مطالبه کنند.

سلام من خانمی ۱۷ساله هستم همسرم باچاقومنوبه خانه ی پدرم اورده بعدشم الان داداخواست تمکین داده و منومحکوم کرده منم جواب دادم اماجوابی نداده ایامیتونه منوبه زوربرگردونه به زندگی؟

فقط با دادخواست الزام به تمکین نه با زور چاقو و در این صورت میتوانید شکایت کنید.

سلام من میخوام ازهمسرم طلاق بگیرم و میگه طلاقت نمیدم حکم مهریمم قطعی شده هرپنج ماه امااون دادخواست تمکین داده و محکوم شدم بایدچیکارکنم

برای طلاق باید یکی از شروط ضمن عقد را داشته باشید و یا وکالت در طلاق

باسلام
خانم بنده بعد از رفتن به خانه پدر من رفتم دنبالش ولی خانوادش گفتن نمیزاریم بیاد و بعد از اینکه من پدر و مادرمو فرستادم که ببین مشکل چیه بهشون گفتن ما پول لازم داریم و باید بهمون پول بدید تا بزاریم بیاد باهاتون بعد عموهامو فرستادم(بزرگترها) بازم همین جواب را دادن بچه هامو هم نمیزارن ببینم خانم بارداره هر چه بهشون میگم میخوام بیام خانمم ببرم دکتر قبول نمیکنن و خودشون هم نمیبرنش دکتر لطفا جواب بدید ممنون میشم

باید با وکیل متخصص به صورت حضوری مشورت کنید.

سلام جناب رییس خانم من ۱ سال است که مرا به خانه راه نمیدهد ومن هم جایی ندارم برم سرگردان مانده ام چندین بار از طرف بزرگان فامیل پادر میانی کردند نتیجه ای نداشت خواهشا بفرمایید از کجا شروع وچکار انجام دهم ممنون میشم اگر جواب بدبد ارادتمند علی قاضی

مجازات کیفری عدم تمکین زن

اگر خانه متعلق به ایشان است شما باید خودتان برای خود و تمکین ایشان خانه فراهم کنید.

سلام ارادت من امروز دادگاه برای عدم تمکین همسرم را داشتم اما ایشان به دادگاه نیامد حکمش چی میشه ؟ من دارم نفقه میدم آیا قطع می شود؟ ممنون

اگر عدم تمکین ایشان اثبات شود دیگر نیازی به پرداخت نفقه نیست.

سلام شوهر من شش ماهه که من رو بادوتا بچه تنها گذاشته منزل راترک کرده من مهریه رواجرا گذاشتم ودرخواست نفقه کردم که در موردنفقه امروز رسیدگی داشتیم که فهمیدم میخواهد شکایت عدم تمکین دهد خودش معتادهست دایم بی دلیل کتکم میزد وحرفای دروغ میگوید میگوید از من تمکین نمیکندراهنماییم کنید

اگر ایشان منزل را ترک کرده باشند عدم تمکین اثبات نخواهد شد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

وب‌سایت

۸۷۱۳۲ (۰۲۱)


با سلام
با توجه به اینکه عدم تمکین زن نوعی فعل حرام تلقی میشود و چنانچه زوجه علنی از تمکین سرباز زند و حکم نشوز زوجه از سوی دادگاه صادر شده باشد،‌ آیا زوجه مشمول مجازات های مندرج در ماده 638 کتاب پنجم از قانون مجازات اسلامی (مجازات حبس) می شود؟
با تشکر

عنایت داشته باشید که این مجازات برای زن های ناشزه در نظر نگرفته شده و زن ناشزه مجازات نمی شود.و این مجازات های ماده مربوطه شامل زن هایی می شود که آن عمل های مزبور را انجام داده اند چه مجرد و چه متاهل

موید باشید

اگر پاسخ من به شما کمک کرده است جهت قبول وکالت و یا مشاوره تلفنی یا حضوری با شماره ۴۲۸۱۸ – ۰۲۱ داخلی ۹۰۰ تماس حاصل فرمایید.

بسمه تعالی : در قانون این ئمورد از جمله مواردیست که ضمانت اجرا ندارد و صرفا در صورت عدم تمکین زوجه حکم نشوز زوجه صادر میگردد. البته نظرز دوستان اولویت دارد . والله و اعلم

والله بصیرٌ بالعباد .صدق الله حق سبحانه

مجازات کیفری عدم تمکین زن

و لازم بذکر است عدم تمکین زوجه فعل حرام یا ترک فعل حرام نیست برادر گرامی شاید واجب باشد و ترک آن گناه اما حرام ذاتی نیست مانند تمکین زوج که در صورت عدم تمکین زوج فعل و ترک فعل حرام نیست اما شاید گناه باشد بنابرینت لفظ حرام اشتباه است .. ببخشید در دو قسمت جواب دادم

والله بصیرٌ بالعباد .صدق الله حق سبحانه

خیر .

تمام حقوق برای بنیاد وکلا محفوظ است.

درخواست مشاوره با ارسال عدد 1 به شماره 100088548054

02188548054

 

 

ضمانت های اجرایی تخلف از وظیفه تمکین

ضمانت های اجرایی تخلف از وظیفه تمکین زوجه در قبال مرد متعدد می‌باشند و بعضی از آن ها در قانون مدنی و رویه عملی دادگاه‌ها معمول می‌باشد و به تعدادی از آن ها در فقه اشاره شده و به صراحت در قانون نیامده است.

مجازات کیفری عدم تمکین زن

 

ضمانت اجرایی حقوقی در ناحیه زوجه در دو عنوان عدم استحقاق نفقه و امکان طرح دعوای الزام به تمکین خلاصه می‌شود.

 

الف- عدم استحقاق نفقه

وفق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی، تنها ضمانت اجرایی موثر برای تخلف از وظیفه تمکین زوجه در قبال زوج، استحقاق نداشتن وی نسبت به نفقه عنوان شده است.

 

این ماده مقرر می‌دارد : در صورتی که زن از وظیفه های زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. البته باید اطلاع داشت در مورد هایی که زوجه در عدم تمکین، عذر موجه دارد، استحقاق نفقه را از دست نمی‌دهد.

 

این مورد ها، حق حبس (موضوع ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی)، بیماری واگیردار شوهر( موضوع ۱۱۲۷ قانون مدنی) یا بیماری زوجه خصوصاً در ایام وضع حمل (مستنبط از ماده ۱۱۰۸قانون مدنی)، اختیار مسکن جداگانه بنا به حکم دادگاه در صورت اثبات خوف ضرر مالی، جانی یا آبرویی برای زوجه (موضوع ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی) و در آخر سفر زوجه می‏باشند. پرسش این است که آیا شوهر قادر است بنا به تشخیص خود امر پرداخت نفقه را به علت عدم تمکین نکردن زوجه متوقف سازد یا استحقاق نداشتن زوجه باید به دنبال حکم دادگاه مبنی بر احراز نشوز باشد؟

 

در این مسئله قانون گذار تکلیف را مشخص نکرده است اما به نظر می‌رسد با توجه به این که تمکین و پرداخت نفقه اموری مستمر می‌باشند، هر روز که تمکین صورت نگیرد، زوجه استحقاق نفقه همان روز را از دست می‌دهد اما تمکین دوباره زوجه او را مستحق نفقه روز بعد خواهد نمود. همینطور است اگر نشوز زوجه در گذشته در دادگاه به ثابت شده باشد و به همین علنزوجه استحقاق نفقه را از دست داده باشد که با تمکین بعدی مستحق نفقه خواهد شد. در حقیقت، حکم دادگاه مبنی بر عدم استحقاق نفقه، دایر مدار یک واقعیت خارجی تحت عنوان عدم تمکین می‌باشد؛ یعنی، دادگاه با احراز نشوز زوجه، جعل حق نمی‌کند بلکه کشف از عدم استحقاق زوجه در مدتی که ناشزه بوده، می‌نماید لذا با برطرف شدن نشوز، استحقاق زوجه نسبت به نفقه عود می‌نماید.

 

 

ب- دعوای الزام به تمکین

یکی از ضمانت های اجرایی عدم تمکین، امکان طرح دعوای الزام به تمکین است. با اینکه تنها ضمانت اجرایی صریح قانون مدنی همان عدم استحقاق نفقه است، مع ذالک، رویه عملی دادگاه‌ها چنین استوار شده که دعوای الزام به تمکین را می پذیرند و زوجه را محکوم به تمکین می‌نمایند. استدلال محاکم در پذیرش این دعوی این است که خود را مرجع عام همه اقسام تظلمات تلقی نموده و در جایی که زوجه تکالیف قانونیش در قبال شوهر را انجام نمی‌دهد، این دعوی را نیز به نوعی دادخواهی شوهر تلقی کرده، رسیدگی به این مورد را نیز در چهارچوب وظایف خود می‌دانند.

 

 

عده‌ای در مخالفت با امکان طرح این دعوی معتقد شده‌اند، دعوی الزام زوجه غیر متمکنه از ادای وظایف زوجیت، قابل طرح در دادگاه نیست ؛ به این دلیل که طبق اصول کلی حقوقی فقط به دعاوی رسیدگی می‌شود که دادگاه‌ها قادر باشند نسبت به آن ها اجرائیه صادر نمایند و مدعی علیه را ملزم به اجرا عمل مورد تعهد نمایند و در صورتیکه خواسته مالی باشد، در صورت تخلف و امتناع محکوم علیه از انجام محکوم به بنا به درخواست محکوم له، اجرائیه صادر نمایند و در صورتی که محکوم به مالی باشد، آن را مطابق مقررات اجرایی از اموال محکوم علیه استیفا و تعهد های او را به خرج او به ابزاردیگری در صورت امکان انجام دهند. این در حالی است که اصدار حکم به الزام به تمکین فاقد چنین جنبه‌ای است و لذا الزام زوجه به تمکین قابل طرح در دادگستری نمی‌باشد.

 

به هر حال، در صورتی که تعهد زوجه به تمکین را یک نوع تعهد به فعل بدانیم، نمی‌توان در صورت عدم تمکین ضمانت اجرای تعهدات به فعل را قابل اعمال نمود به این دلیل که همانگونه که گفتیم الزام زوجه به تمکین که غیر ممکن است، همچنین انجام فعل تمکین توسط زن دیگر به هزینه زوجه متعهد به تمکین نیز منع اخلاقی دارد و امکان فسخ عقد نکاح نیز وجود ندارد.

در مورد عدم امکان الزام زوجه به تمکین، عده ای اجرای این حکم را در تضاد شان انسانی میدانند و سبب جریحه دار نمودن احساسات عمومی تلقی نموده اند.

 

ما فارغ از بیان این که شان و انسانی چیست و آیا الزام به تمکین و یا اجرای چنین حکمی با منزلت انسانی در تعارض هست یا خیر، اجمالاً می‌گوییم در صورتی که قرار باشد عدم تمکین مرد در آنچه که به پاسخگویی وی نسبت به الزامات قانونی مربوط به پرداخت نفقه می‌باشد، ضمانت های موثر اجرایی کیفری و یا مدنی داشته باشد، چرا در باب تخلف زن از این وظیفه هایی چنین ضمانت اجرایی موجود نباشد؟ در صورتی که قرار باشد الزام زوجه به تمکین خلاف شان انسانی باشد، چرا حبس زوج از بابت عدم پرداخت حقوق مالی واجب زوجه که یک حق مالی است خلاف حیثیت انسانی تلقی نشود؟

 

ج- اجازه ازدواج دوم

رویه عملی بعضی از دادگاه ها در مورد هایی که امکان الزام زوجه غیر متمکنه از وظیفه های زوجیت موجود نمی‌باشد، اجازه ازدواج دوم به مرد است.

 

این ضمانت اجرا بر این فرض نهاده شده است که اساساً ازدواج دوم مرد نیاز به اذن دادگاه داشته باشد والا در صورتی که معتقد شویم تحصیل اجازه قبلی از دادگاه لازم نیست، این ضمانت اجرا نیز در حقیقت ضمانت اجرای واقعی نخواهد بود. حال ببینیم آیا اجازه ازدواج دوم در وضعیتی که زوجه نه با بذل مهریه تقاضای طلاق خلع می‌نماید و نه عسر و حرج وی در ادامه زندگی با شوهر به اثبات رسیده اما با این حال بدون عذر موجه نسبت به حضور در زندگی مشترک استنکاف می ورزد، راه حل مناسب محسوب می‌شود یا خیر؟ خلاصه این که آیا می‌توان اجازه ازدواج مجدد را تنها راه خروج از بحران دانست؟

بر فرض که این امر یک راه حل حقوقی تلقی گردد، اما تجربه نشان داده است در صورتی که مرد مبادرت به ازدواج مجدد نماید، زوجه غیر متمکنه از ادای وظیفه های زوجیت، به سرعت به زندگی مشترک بر می‌گردد و مشکل مرد دو چندان می‌شود. مردی که احتمالاً توان اداره زندگی یک زن را نداشته که سبب شده زن وی ناشزه شود حال با وضعیتی ناخواسته و بدتر مواجه می‌شود. از طرف دیگر احتمال دارد مرد تمایلی به ازدواج دوباره نداشته باشد و یا به علت هایی به جهت تعلق خاطر به همان همسر غیر متمکنه، مثل: دارا بودن فرزند از او، و پیوندهای عمیق عاطفی، حاضر به ازدواج با غیر آن زن نباشد. بنابراین باید معتقد شد اجازه ازدواج دوم و یا اختیار همسر دوم عملاً راه حل مناسبی نمی‌تواند باشد.

 

د- عدم استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل و نحله

یکی از ضمانت اجرای های موثر جهت الزام زوجه به تمکین، عدم استحقاق دریافت اجره‌المثل است؛ به این دلیل که، شرط دریافت اجره‌المثل و نحله، مشروط به عدم خطای زوجه شده و به نظر ما عدم تمکین مصداق بارزی از خطا در انجام وظیفه های زوجیت می‌باشد. در این رابطه‌، تبصره شش ماده واحده “قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۲۸ ابان ۱۳۷۱ مجمع تشخیص مصلحت نظام” برای تامین حقوق زوجه مقرر داشته است :

“بعد از طلاق، در صورت درخواست زوجه مبنی بر مطالبه حق الزحمه کارهایـی که شرعاً به عهده وی نبوده است، دادگاه بدوا” از طریق تصالح نسبت به تامین خواسته وی اقدام می‏نماید و در صورت عدم امکان تصالح، در صورتی که ضمن عقد خارج لازم در خصوص امور مالی شرطی شده باشد، طبق آن عمل می‏شود. در غیر این صورت، هر گاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظیفه های همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد، به ترتیب زیر عمل می‌شود :

الف- در صورتی که زوجه کارهایی را که شرعاً به عهده وی نبوده به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود دادگاه اجرت المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید.

 

مجازات کیفری عدم تمکین زن

ب- در غیر مورد بند “الف” با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب بخشش (نحله) جهت زوجه تعیین می‌نماید.”

در این تبصره‌، امکان دریافت اجره‌المثل (موضوع بند الف) و دریافت نحله (موضوع بند ب آن) منوط به عدم تخلف زن از وظیفه های همسری شده است. بنابراین، در صورتی که مرد در صورت عدم تمکین ممتد زوجه خود بخواهد وی را طلاق دهد، زن استحقاقی در دریافت اجرت المثل و یا نحله نخواهد داشت. البته، بدیهی است حق دریافت مهر توسط زن محفوظ خواهد بود به این دلیل که الزام به پرداخت مهر به مجرد عقد و دخول، بر ذمه مرد ثابت می‌گردد.

 

همینطور در صورتی که مرد به وظیفه های زوجیت خود در قبال زوجه به خصوص در آن چه به وظیفه زناشویی باز می گردد توجهی ننماید، زوجه قادر است تقاضای طلاق به واسطه عسر و حرج را مطرح سازد. اصولاً در حقوق اسلام امکان برقراری رابطه زناشویی در بدو امر و همچنین تداوم آن در خلال رابطه زناشویی یک حق مسلم جهت زوجین دانسته شده است؛ بنابراین، در صورتی که زوج توان جنسی خود را در عین نیاز جنسی زوجه، از دست بدهد، موجبی از موجبات تقاضای طلاق به واسطه عسر و حرج برای زوجه خواهد بود.

 

در حقوق فرانسه نیز هر چند که روابط جنسی نه جزء شرایط ماهوی عقد ازدواج است و نه جزء شرایط شکلی آن ولی به هر حال “اثر طبیعی” آن تلقی گردیده و از نظر طبیعت اولیه یک رابطه جنسی دانسته شده است. حقوق مذهبی کلیسایی نیز در تعریف ازدواج‌، از “رابطه جنسی” سخن گفته است. اساساً عبارت (Couple)  که به معنای زوجین می‌باشد، از معنای “ایجاد رابطه جنسی” گرفته شده است؛ بنابراین، هر چند در حقوق فرانسه عدم توان جنسی مرد در صورتی که زوجه از وضعیت ناتوانی وی آگاهی داشته، نمی‌تواند باعث به تقاضای فسخ ازدواج شود اما در صورتی که از ابتدا امکان رابطه جنسی را نداشته باشد و این امر بر زوجه مکتوم مانده و یا ابتدائاً امکان رابطه وجود داشته اما متعاقباً توان جنسی خود را از دست بدهد، موجبی از موجبات طلاق یا تفریق جسمانی به خاطر خطا موضوع ماده ۲۴۲ کد سیویل تلقی خواهد شد.

 

 

امکان تعزیر زوجه مستنکف

fuqd از فقها تعزیر زوجه مستنکف از ادای وظایف زوجیت را ممکن دانسته اند. مردان می‌پرسند چطور است که در صورتی که زوج نسبت به پرداخت نفقه زوجه اقدامی به عمل نیاورد، وفق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مستوجب عقوبت کیفری است اما زوجه‌ای که از انجام تکلیف عای قانونی‌اش استنکاف می‌ورزد، مستحق هیچگونه مجازاتی نباشد؟ حتی فراتر از آن، ماده ۶۴۲ قانون مدنی نیز دو ضمانت اجرای مدنی برای عدم پرداخت نفقه مطرح کرده است که اولی در ماده۱۱۳۰ آن قانون حق طلاق را برای زوجه پیش بینی نموده است و در ماده ۱۲۰۵ آن نیز به دادگاه اجازه داده از اموال زوج برای تامین نفقه زوجه برداشت نماید.

 

ملاحظه می‌شود که سه ضمانت اجرایی مهم برای تکلیف به عدم پرداخت نفقه وجود دارد ولی از جانب زوجه تکلیف به تمکین با ضمانت اجرایی مناسبی توام نیست. اگر عدم تمکین زوجه را نوعی فعل حرام تلقی نماییم، ممکن است زن چنانچه علناً از تمکین سرباز زند، مشمول مجازات های مندرج در ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی نیز بشود.

 

 

البته در قرآن کریم خشونت از طرف زوج علیه زوجه غیر متمکنه آمده است. آیه ۱۲۸ سوره نساء در مورد زنی که چهره خود را در مقام طرح تمایلات زوج، در هم می‌کشد و رعایت ادب در مقابل شوهر ننموده، از انجام حوائج شرعی وی سرباز می‌زند، ابتدا با “وعظ” خواسته به طریق مسالمت به هدایت رهنمون شود و در جایی که پند زوجه کارگر نمی‌افتد، به شوهر حق می‌دهد به عنوان مجازات وی، در بستر به او پشت نماید و در صورتی که این راه حل نیز موثر واقع نشود، به عنوان آخرین وسیله الزام آور، کلمه “ضرب” را به کار برده که در معنای تحت اللفظی به مفهوم “زدن” است.

 

یعنی در موردی که دو ضمانت اجرای سابق موثر واقع نشود، به شوهر اجازه داده همسر غیرمتمکنه از ادای وظیفه های زوجیت را بزند. البته، فقها برای ضرب شرائطی مقرر نموده‌اند : برای مثال محقق در شرائع می‌فرماید : “تُقتَصرُ علی ما یومَّل معه رجوعُها ما لم یکن مُدمیاً و لا مبَرَّحاً . یعنی: زدن باید در حدی باشد که امید بازداری زوجه از نشوز برود و الا در صورتی که از همان اول مشخص باشد که زدن موثر واقع نمی‌شود و دعوای ضرب و شتم نیز به دعاوی قبلی اضافه شده بار مسئولیت مرد را بیشتر می‌کند، طبعاً زدن موضوعیت پیدا نمی‌کند و باید از آن پرهیز شود. خیلی از زنان با عدم تمکین، خود را عمداً در معرض ضرب و شتم زوج قرار می‌دهند که متعاقباً بتوانند دعوای طلاق به واسطه عسر و حرج را مطرح نمایند.

 

بنابراین نباید زوج با این کار بهانه به دست زوجه بدهد. به علاوه، شرط مهم تر برای زدن این است که نباید محل زدن دردناک و خون آلود شود و البته تا زمانی که نشوز تحقق عینی پیدا نکرده، ضرب نیز موضوعیت پیدا نمی‌کند به خلاف دو ضمانت اجرای قبلی که با بروز امارات نشوز، وعظ و هجر در مضجع قابل اجرا هستند.

 

به نظر می‌رسد این مرحله های عمدتاً سمبلیک بوده و حکایت از درجه های متفاوت برای اعلام نوع تنفر و مخالفت نسبت به اعمال زوجه است. قرآن می‌خواهد بفرماید در صورتی که عدم تمکین زوجه مورد قبول شما نیست، به نحو مقتضی به وی تذکر دهید و این امر مهم را در دل نگه ندارید و نگذارید موجبات تکدر بیشتری فراهم آید. شاید این که به زوج اختیار ضرب را بنا به تشخیص خود داده برای این است که اثبات نشوز جز در مواجهه با زوج قابل تصور نیست.

 

ولی به نظر ما باید قانون گذار جهت پیشگیری از هر گونه سوء استفاده مردان از جهت خروج از حدود عدالت، اختیار زدن را از مردان به کلی سلب نماید و در عوض، به دادگاه این اختیار را بدهد که در صورتی که الزام زوجه به تمکین متعذر شود، با تعزیر مناسب زوجه را مجازات نماید.

البته در این ارتباط مجازات در صورتی ممکن خواهد بود که نشوز زوجه در دادگاه به اثبات برسد.


موسسه حقوقی سفیر با داشتن کادری مجرب و وکلا متخصص در زمینه های مختلف حقوقی براساس رشته های تخصصی و مشاوره رایگان میتواند به شما کمک کند.

آخرین مقالات سفیر را در ایمیل خود دریافت کنید

مجازات نافرمانی زنان از شوهران

ابتدا لازم می‌دانم یک بحث واژه‌شناسانه از معنای تمکین و نشوز را عنوان کنم. تمکین در لغت به معنای مالک گردانیدن و ثابت کردن است اما نشوز در لغت به معنای بالابردن و  به پا خاستن است اما در اصطلاح حقوقی و فقهی نشوز عبارت از خروج زوجین از انجام تکالیف واجبی است که قانونگذار بر عهده هر کدام از آنها در رابطه با دیگری گذاشته است. با این حساب، نشوز اختصاص به زن ندارد بلکه مرد نیز ممکن است در برابر زوجه خویش نسبت به انجام تکالیف واجب خود

اقدامی نکند و از این نظر ناشز محسوب شود. قرآن کریم هم نشوز را به هر دو معنا به کار برده است. برخی از فقها نشوز به معنای فقهی را در هر دو صورت یعنی نشوز از طرف زن و همچنین نشوز از طرف مرد اطلاق کرده‌اند. البته درباره نشوز مرد عبارت عدم تمکین را به کار نمی‌برند و آن را عرفا مستهجن می‌دانند در حالی که اگر نشوز و عدم تمکین را به یک معنا بدانیم (چنانچه در 90 درصد موارد چنین است) و دعوای الزام به تمکین را نیز مسموع بدانیم، دلیلی از نظر شرعی وجود ندارد که دعوی الزام به تمکین زوج مطروحه از طرف زوجه را وارد تشخیص ندهیم. با این حساب زن نیز می‌تواند چنانچه شوهر به اقامه تکالیف واجب عمدتا غیرمالی مثل حق قسم، حق مضاجعت و حقوق دیگر حداقل هر چهار ماه یک بار که برعهده زوج گذاشته شده اقدام نکند، او را از طریق مراجعه به محکمه ملزم کند، بنابر این اگر زوج نیز در ادای تکالیف شرعی خود مرتکب قصور شود و مثلا تکلیف به حسن معاشرت خود را نادیده بگیرد یا مرتکب ضرب و شتم زوجه شود، دعوای الزام به تمکین از ناحیه زوجه نیز ممکن است مسموع باشد، البته شکی نیست که چنانچه قاضی تشخیص دهد که مراد واقعی زوجه الزام شوهر به ادای تکالیف واجب مالی مثل نفقه است، دعوای الزام به تمکین مبنای درستی نخواهد داشت زیرا تمکین بیشتر به ادای تکالیف غیرمالی و بویژه حسن معاشرت مربوط می‌شود و دعاوی مربوط به تکالیف مالی واجد عنوان خاص قضایی خود هستند. بنابراین ما نیز در این مقاله تحقیق خود را به عدم تمکین زوجه از زوج منحصر کرده پس از بیان معنای نشوز و تمکین به رابطه تمکین و نشوز می‌پردازیم. اما سوال اصلی ما در این مقاله این است که اگر زوجه نسبت به این تکلیف قانونی خود کوتاهی کرد، چه ضمانت اجرایی برای این تخلف متصور است.

ضمانت‌های اجرایی تخلف از وظیفه تمکین زوجه در قبال مرد متعدد هستند و برخی از آنها در قانون مدنی و رویه عملی دادگاه‌ها معمول است.

قسمت اول: ضمانت‌های اجرایی حقوقی

مجازات کیفری عدم تمکین زن

ضمانت اجرایی حقوقی در ناحیه زوجه در دو عنوان خلاصه می‌شود.

الف) عدم استحقاق نفقه: وفق ماده 1108 قانون مدنی، تنها ضمانت اجرایی موثر برای تخلف از وظیفه تمکین زوجه در قبال زوج و عدم استحقاق وی نسبت به نفقه عنوان شده است. این ماده مقرر می‌دارد: چنانچه زن از وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. البته باید دانست در مواردی که زوجه در عدم تمکین عذر موجه دارد، استحقاق نفقه را از دست نمی‌دهد، این موارد، مورد استفاده از حق حبس (موضوع ماده 1085 قانون مدنی)، بیماری واگیردار شوهر( موضوع 1127 قانون مدنی) یا بیماری زوجه و خصوصا در ایام وضع حمل (مستنبط از ماده 1108 قانون مدنی)، اختیار مسکن جداگانه بنا به حکم دادگاه در صورت اثبات خوف ضرر مالی، جانی یا آبرویی برای زوجه ( موضوع ماده 1115 قانون مدنی) و در نهایت سفر زوجه هستند. سوال لازم به پرسش این است که آیا شوهر می‌تواند بنا به تشخیص خود امر پرداخت نفقه را به دلیل عدم تمکین زوجه متوقف سازد یا عدم استحقاق زوجه باید به دنبال حکم دادگاه مبنی بر احراز نشوز باشد؟ در این مساله قانونگذار تکلیف را مشخص نکرده است ولی به نظر می‌رسد با توجه به اینکه تمکین و پرداخت نفقه اموری مستمر هستند، هر روز که تمکین صورت نگیرد، زوجه استحقاق نفقه همان روز را از دست می‌دهد ولی تمکین دوباره زوجه او را مستحق نفقه روز بعد خواهد کرد. همچنین است اگر نشوز زوجه قبلا در دادگاه به اثبات رسیده باشد و به همین دلیل زوجه استحقاق نفقه را از دست داده باشد، با تمکین بعدی مستحق نفقه خواهد شد. در حقیقت حکم دادگاه مبنی بر عدم استحقاق نفقه، دایر مدار یک واقعیت خارجی تحت عنوان عدم تمکین است؛ یعنی دادگاه با احراز نشوز زوجه، جعل حق نمی‌کند بلکه کشف از عدم استحقاق زوجه در مدتی که ناشزه بوده می‌کند. بنابراین با برطرف شدن نشوز، استحقاق زوجه نسبت به نفقه عودت می‌کند.

ب) دعوای الزام تمکین: یکی از ضمانت‌های اجرایی عدم تمکین، امکان طرح دعوای الزام به تمکین است. با اینکه تنها ضمانت اجرایی صریح قانون مدنی همان عدم استحقاق نفقه است، با این وجود، رویه عملی دادگاه‌ها چنین استوار شده که دعوای الزام به تمکین را می‌پذیرند و زوجه را محکوم به تمکین می‌کنند. استدلال محاکم در پذیرش این دعوی این است که خود را مرجع عام همه اقسام تظلمات تلقی کرده و در جایی که زوجه تکالیف قانونی‌اش در قبال شوهر را انجام نمی‌دهد، این دعوی را نیز به نوعی دادخواهی شوهر تلقی کرده، رسیدگی به این مورد را نیز در چارچوب وظایف خود می‌دانند. عده‌ای در مخالفت با امکان طرح این دعوی معتقد شده‌اند، دعوی الزام زوجه غیرمتمکنه از ادای وظایف زوجیت، قابل طرح در دادگاه نیست زیرا طبق اصول کلی حقوق فقط به دعاوی‌ای رسیدگی می‌شود که دادگاه‌ها بتوانند نسبت به آنها اجرائیه صادر کنند و مدعی‌علیه را ملزم به اجرای عمل مورد تعهد کنند و چنانچه خواسته مالی باشد، در صورت تخلف و امتناع محکوم‌علیه از انجام محکوم بنا به درخواست محکوم‌له، تقاضای اجرای اجرائیه و چنانچه محکوم به مالی باشد، آن را مطابق مقررات اجرایی از اموال محکوم‌علیه استیفا و تعهدات او را به خرج او به وسیله دیگری در صورت امکان انجام دهند.

رویه عملی برخی از دادگاه‌ها در مواردی که امکان الزام زوجه غیرمتمکنه از وظایف زوجیت موجود نیست، اجازه ازدواج دوم

 به مرد است، این ضمانت اجرا بر این فرض نهاده شده است که اساسا ازدواج دوم مرد نیاز به اذن دادگاه داشته باشد والا چنانچه معتقد شویم تحصیل اجازه قبلی از دادگاه لازم نیست، این ضمانت اجرا نیز در حقیقت ضمانت اجرای واقعی نخواهد بود. حال ببینیم آیا اجازه ازدواج دوم در وضعیتی که زوجه نه با بذل مهریه تقاضای طلاق خلع می‌کند و نه عسر و حرج وی در ادامه زندگی با شوهر به اثبات رسیده ولی با این حال بدون عذر موجه نسبت به حضور در زندگی مشترک استنکاف می‌ورزد، راه‌حل مناسب محسوب می‌شود یا خیر؟ خلاصه اینکه آیا می‌توان اجازه ازدواج مجدد را تنها راه خروج از بحران دانست؟ بر فرض که این امر یک راه‌حل حقوقی تلقی شود، ولی تجربه نشان داده است که اگر مرد مبادرت به ازدواج مجدد کند، زوجه غیرمتمکنه از ادای وظایف زوجیت، سریعا به زندگی مشترک برمی‌گردد و مشکل مرد دوچندان می‌شود. مردی که حتما توان اداره زندگی یک زن را نداشته که موجب شده زن وی ناشزه شود حال مواجه با یک وضعیت ناخواسته بدتر می‌شود. از طرف دیگر ممکن است مرد تمایلی به ازدواج مجدد نداشته باشد یا به جهت تعلق خاطر به همان همسر غیرمتمکنه، به دلایلی مثل دارا بودن فرزند یا پیوندهای عمیق عاطفی، حاضر به ازدواج با غیر آن زن نباشد، بنابراین باید معتقد شد اجازه ازدواج دوم یا اختیار همسر دوم عملا راه‌حل مناسبی نمی‌تواند باشد.

د) عدم استحقاق اجرت‌المثل و نحله در ناحیه زوجه: یکی از ضمانت اجرایی‌‌های موثر برای الزام زوجه به تمکین، عدم استحقاق دریافت اجرت‌المثل است زیرا شرط دریافت اجرت‌المثل و نحله، عدم خطای زوجه تلقی شده و به نظر ما عدم تمکین مصداق بارزی از خطای در انجام وظایف زوجیت است. در این رابطه، تبصره 6 ماده واحده مربوط به طلاق برای تامین حقوق زوجه مقرر داشته است: پس از طلاق، در صورت درخواست زوجه مبنی بر مطالبه حق‌الزحمه کارهایی که شرعا به عهده وی نبوده است، دادگاه بدوا از طریق تصالح نسبت به تامین خواسته وی اقدام می‌نماید و در صورت عدم امکان تصالح، چنانچه ضمن عقد خارج لازم، درباره امور مالی شرطی شده باشد، طبق آن عمل می‌شود. در غیر این صورت، هر گاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء‌اخلاق و رفتار وی نباشد، به ترتیب زیر عمل می‌شود:

الف: چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌کند.

ب) در غیر مورد بند «الف» با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب بخشش (نحله) برای زوج تعیین می‌کند.در این تبصره امکان دریافت اجرت‌المثل (وفق بند الف) و دریافت نحله (وفق بند ب آن) منوط به عدم تخلف زن از وظایف همسری شده است. بنابراین چنانچه مرد در صورت عدم تمکین ممتد زوجه خود بخواهد وی را طلاق دهد، زن استحقاقی در دریافت اجرت‌المثل یا نحله نخواهد داشت. البته بدیهی است حق دریافت مهر توسط زن در جای خود محفوظ خواهد بود زیرا الزام به پرداخت مهر به مجرد عقد بر ذمه مرد ثابت می‌شود. همچنین چنانچه مرد به وظایف زوجیت خود در قبال زوجه بویژه در آنچه به وظیفه زناشویی برمی‌گردد، توجهی نکند، زوجه می‌تواند تقاضای طلاق به واسطه عسر و حرج را مطرح سازد. اصولا در حقوق اسلام امکان برقراری رابطه زناشویی در بدو امر و همچنین تداوم آن در خلال رابطه زناشویی یک حق مسلم برای زوجین دانسته شده است، بنابراین چنانچه زوج قادر به تمکین خواسته زوجه نباشد، موجبی از موجبات تقاضای طلاق به واسطه عسر و حرج برای زوجه خواهد بود.

ج) بررسی امکان تعزیر زوجه مستنکف: برخی از فقها تعزیر زوجه مستنکف از ادای وظایف زوجیت را ممکن دانسته‌اند. مردان می‌‌پرسند چگونه است که اگر زوج نسبت به پرداخت نفقه زوجه اقدامی به عمل نیاورد، وفق ماده 642 قانون مجازات اسلامی مستوجب عقوبت کیفری است ولی زوجه‌ای که از انجام تکالیف قانونی‌اش استنکاف می‌ورزد، مستحق هیچگونه مجازاتی نباشد؟ حتی فراتر از آن ماده 642 قانون مدنی نیز دو ضمانت اجرای مدنی برای عدم پرداخت نفقه مطرح می‌کند که اولی در ماده 1130 آن قانون حق طلاق را برای زوجه پیش‌بینی کرده است و در ماده 1205 آن نیز به دادگاه اجازه داده از اموال زوج برای تامین نفقه زوجه برداشت کند. ملاحظه می‌شود که سه ضمانت اجرایی مهم برای تکلیف به عدم پرداخت نفقه وجود دارد ولی از جانب زوجه تکلیف به تمکین با ضمانت اجرایی مناسبی توام نیست. اگر عدم تمکین زوجه را نوعی فعل حرام تلقی کنیم، ممکن است زن چنانچه علنا از تمکین سر باز زند، مشمول مجازات‌های مندرج در ماده638 قانون مجازات اسلامی نیز بشود. بسیاری از زنان با عدم تمکین، خود را عمدا در معرض ضرب و شتم زوج قرار می‌دهند که متعاقبا بتوانند دعوای طلاق به واسطه عسر و حرج را مطرح کنند، بنابراین نباید زوج با این کار بهانه به دست زوجه بدهد. به نظر ما باید قانونگذار برای پیشگیری از هرگونه سوء استفاده مردان از جهت خروج از حدود عدالت، اختیار زدن را از مردان به کلی سلب کند و در عوض به دادگاه این اختیار را بدهد که چنانچه الزام زوجه به تمکین متعذر شود، با تعزیر مناسب زوجه را مجازات کند. البته در این ارتباط مجازات در صورتی ممکن خواهد بود که نشوز زوجه در دادگاه به اثبات برسد.

پاکنهاد

وکیل پایه یک دادگستری

گروه جامعه وسیاست

مجازات کیفری عدم تمکین زن
مجازات کیفری عدم تمکین زن
0

اینها رو بخوان سالم بمان :

دیدگاهتان را بنویسید